[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


فرهنگقرآن مجید نکات فراوانی را به ما می آموزد. یکی از این آموزه های مهممساله ی منعم بودن رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است. این مطلب ازجمله عللی ست که شیعیان را به قدرشناسی و سپاس واداشته، جایگاه ویژه ای رابرای این آخرین سفیر الهی متصور می سازد. شیعیان با توجه به این موقعیت،دست توسل به سوی ایشان صلی الله علیه وآله وسلم دراز کرده وبرآورده شدننیازهای خود را از پیامبر رحمت و فرزندان معصوم ایشان علیهم السلام میطلبند.
[JUSTIFY]همین مساله افتراقی مهم میان تفکر شیعیبرخاسته از فرهنگ کتاب خدا، با مبنای وهابیت ایجاد می کند. وهابیت هرگونهخواسته از غیر خدا را برابر با مذموم ترین خصوصیت بشری یعنی شرک، می داند.برای روشن تر شدن موضوع به این روایت تاریخی توجه فرمائید تا در پرتو آناثبات درستی رفتار شیعی به وضوح انجام پذیرد.[/JUSTIFY]

[JUSTIFY]روزیابوحنیفه نزد حضرت امام صادق علیه السلام بود و با هم غذا می خوردند.زمانی که امام علیه السلام دست از غذا کشیدند، بدین گونه حمد خدای را بهجا آوردند:[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]الحمدلله رب العالمین، اللهم هذا منک و من رسولک؛ سپاس خدای جهانیان را، پروردگارا! این نعمت از سوی تو و رسول تو می باشد. ابوحنیفهبا شنیدن این جمله که امام علیه السلام نعمت را از جانب رسول خدا صلی اللهعلیه وآله وسلم دانسته اند، با توهم شرک آلود بودن این کار، معترضانهپرسید:[/JUSTIFY]

[JUSTIFY]یا اباعبدالله! اجعلت مع الله شریکا؟ ای اباعبدالله! آیا برای خداوند شریک قرار دادی؟ حضرت امام صادق علیه السلام که عالم به حقایق وحی و کتاب خدایند، به آیاتی از قرآن استناد فرموده و این گونه پاسخ ابوحنیفه را دادند:[/JUSTIFY]

[JUSTIFY]ویلک، ان الله یقول فی کتابه: « و ما نقموا الا ان اغناهم الله و رسوله من فضله » (1) وای برتو، خداوند در کتابش می فرماید: « آنها فقط از این انتقام می گیرند که خدا و رسولش آنان را به فضل و کرم خویش بی نیاز ساختند » و یقول فی موضع آخر: « ولو انهم رضوا ما آتاهم الله و رسوله و قالوا حسبنا الله سیوتینا الله من فضله و رسوله » (2) ودر جایی دیگر می فرماید: « اگر به آنچه خدا و رسولش به آنان داده اند راضیباشند و بگویند: خداوند برای ما کافی ست، و به زودی خدا و رسولش از فضلخود به ما می بخشند و تنها رضای او را می طلبیم، برای آنها بهتر است. »[/JUSTIFY]

[JUSTIFY]پساز پایان کلام حضرت امام صادق سلام الله علیه، ابوحنیفه که در برابراستدلال قرآنی و استوار امام علیه السلام فرومانده بود، چنین گفت:[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]والله! لکانّی ما قراتهما قط من کتاب الله و لاسمعتهما الا فی هذا الوقت. سوگند به خدا! گویا تا کنون هرگز این دو آیه از کتاب خدا را نخوانده ام و نشنیده ام، مگر اکنون.[/JUSTIFY]

[JUSTIFY]ایناست وضع اشخاصی که خود را عِدل یک امام دانستند و در برابر ایشان با قدعلم کردند. امام علیه السلام رفتار خود را منطبق بر آموزه های کتاب الهینموده اند و ابوحنیفه حتی از وجود این آیات اظهار بی اطلاعی می کند. انصافبدهید! کدام یک شایسته ی پیروی هستند؟ کسی که داناست یا آن که خود اقراربه نادانی می کند؟ البته امام صادق علیه السلام با زیرکی به وی پاسخدادند، پاسخی که تا امروز جاری ست و حال مدعیان امروزی را نیز روشن میسازد، کسانی که با ادعای پیروی از کتاب خدا و سنت رسول الله صلی الله علیهوآله وسلم، تیغ اتهام را به روی شیعیان کشیده اند، در حالی که خود نسبت بهحقایق وحی بی اعتنا هستند. به جواب امام علیه السلام دقت کنید:[/JUSTIFY]

[JUSTIFY]بلی، قد قراتهما و سمعتهما، ولکن الله تعالی انزل فیک و فی اشباهک: « ام علی قلوب اقفالها » (3) و قال: « کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون. » (4) (5)بله به تحقیق این دو آیه را خوانده بودی و شنیده بودی، اما خداوند متعالدر مورد تو و کسانی که به تو شباهت دارند، چنین آیاتی را نازل فرموده است:« یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است. » و نیز فرموده است: « چنین نیست،بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دلهایشان نشسته است. »[/JUSTIFY]

[JUSTIFY]آری!گذشتگان و امروزیان تفاوتی ندارند، هرکه از خانه وحی دوری گزیند به هروادی حیرت سرگردان است و قومی را نیز با خود به سرگردانی و گمراهی میکشاند. این پایان ماجرا نیست، اینان کسانی هستند که هرچند درک نادرستی ازکتاب خدا دارند، اما براساس همین درک نادرست، دیگران را متهم می کنند.شیعیان که با تکیه به وحی خداوند اعتقادات خود را سامان داده اند، مدتهاست که متهم به بزرگ ترین اتهامات از جانب وهابیت هستند. آیا این آیات ازقرآن نیست؟ آیا وهابیت قرآن را قبول دارند؟ آیا طبق تصریح این آیات، رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ولی نعمت بشر نیستند؟ آیافضل پیامبر خاتم صلی الله علیه وآله وسلم در این آیات مقرون به فضل اللهنگردیده است؟ آیا این نشانگر جایگاه ویژه ایشان در نظام خلقت نیست؟ آیاشیعیان که با توجه به این آیات متوسل به وجود اقدس خاتم الانبیاء صلواتالله علیه وآله می شوند، مشرکند؟ به راستی وهابیت به وصف نادانی و دوری ازدانش قرآن و سنت سزاوارترند، یا شیعیان به اتهام شرک؟ چرا با تعصب نادانیخود را با متهم کردن شیعیان پوشانده، گروه عامل به قرآن و سنت راستینپیامبر صلوات الله علیه وآله را مشرک می دانید و هر از چندی فتوا بهنامسلمانی شیعه، پاک نبودن ذبایح شیعیان و حتی فتوا به قتل شیعیان میدهید؟ به کدام دلیل شرعی فتوای وجوب تخریب حرم های مطهر ائمه معصومینعلیهم السلام را صادر می کنید؟ چه زمانی وقت آن است که اندکی در تعالیموحی تدبر کنید؟[/JUSTIFY]

[JUSTIFY][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][/JUSTIFY]

————— ———————————————–

[JUSTIFY]پی نوشت ها[/JUSTIFY]

[JUSTIFY]1- سوره توبه، آیه 59[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]2- سروه نساء، آیه 59[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]3- سوره محمد ( صلی الله علیه وآله وسلم )، آیه 24[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]4- سوره مطففین، آیه 14[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]5- کنزالفوائد، صفحه 196 – وسائل الشیعة، جلد 24، صفحه351 – بحارالانوار، جلد10، صفحه216[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]لازمبه ذکر است که هرچند روش ارائه ی منبع در چنین مباحثی استناد به کتب اهلسنت می باشد، اما از آن جا که این واقعه همراه با استدلال است، نیازی بهذکر منبع از کتب یادشده نیست چون گفتگو و بحث میان حضرت امام صادق علیهالسلام و ابوحنیفه همراه با استناد و ارائه ی دلیل از کتاب الله می باشد،بنابر وجود این استدلال، از ذکر سند بی نیاز می شویم، البته براساس فحصما هیچ یک از کتب اهل سنت این مطلب را نقل نکرده اند. مهم آن است که اثباتاین جایگاه ویژه برای رسول الله و به تبع ایشان برای خلفای راستین شانعلیهم صلوات الله، مستند به قرآن مجید می باشد.[/JUSTIFY]