صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 33 تا 48 , از مجموع 51

موضوع: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞

  1. #33
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞


    كلام نوراني



    امام محمد تقي الجواد فرموده اند:

    ۩ نياز مؤمن ۩

    «أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.»:

    مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از سوى خودش، و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند.

    استوار كن، آشكار كن!



    ۩ عامل تباهي ۩

    «إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ.»:

    اظهار چيزى قبل از آن كه محكم و پايدار شود سبب تباهى آن است.


    ۩قطع نعمت، نتيجه ناسپاسى۩

    «لا يَنْقَطِعُ الْمَزيدُ مِنَ اللّهِ حَتّى يَنْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبادِ.»:

    افزونى نعمت از جانب خدا بريده نشود تا آن هنگام كه شكرگزارى از سوى بندگان بريده شود.


    ۩تأخير در توبه۩

    «تَأخيرُ التَّوْبَةِ إِغْتِرارٌ وَ طُولُ التَّسْويفِ حَيْرَةٌ، وَ الاِْعْتِذارُ عَلَى اللّهِ هَلَكَةٌ وَ الاِْصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَكْرِ اللّهِ «فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ».»:

    (سوره اعراف، آيه 99)

    به تأخير انداختن توبه نوعى خودفريبى است، و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است، و عذرتراشى در برابر خدا نابودى است، و پا فشارى بر گناه آسودگى از مكر خداست. «از مكر خدا آسوده نباشند جز مردمان زيانكار.»


    ۩ نامه امام جواد به دوستش۩

    «كَتَبَ إِلى بَعْضِ أَوْلِيائِهِ: أَمّا هذِهِ الدُّنْيا فَإِنّا فيها مُغْتَرَفُونَ وَ لكِنْ مَنْ كانَ هَواهُ هَوى صاحِبِهِ وَ دانَ بِدينِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَيْثُ كانَ وَ الاْخِرَةُ هِىَ دارُ الْقَرارِ.»:

    امام جواد (عليه السلام) به يكى از دوستانش نوشت: امّا در اين دنيا ما زير فرمان ديگرانيم، ولى هر كه خواسته او خواسته امامش و متديّن به دين او باشد، هر جا كه باشد با اوست و دنياىديگر سراى جاودان است.


    ۩ مسئوليت گوش دادن ۩

    «مَنْ أَصْغى إِلى ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإِنْ كانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ وَ إِنْ كانَ النّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إِبْليسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْليسَ.»:

    هر كه گوش به گوينده اى دهد به راستى كه او را پرستيده، پس اگر گوينده از جانب خدا باشد در واقع خدا را پرستيده و اگر گوينده از زبان ابليس سخن گويد، به راستى كه ابليس را پرستيده است.


    ۩ پسنديدن، در حكمِ پذيرفتن۩

    «مَنْ شَهِدَ أَمْرًا فَكَرِهَهُ كانَ كَمَنْ غابَ عَنْهُ، وَ مَنْ غابَ عَنْ أَمْر فَرَضِيَهُ كانَ كَمَنْ شَهِدَهُ.»:

    كسى كه در كارى حاضر باشد و آن را ناخوش دارد، مانند كسى است كه غايب بوده، و هر كه در كارى حاضر نباشد، ولى بدان رضايت دهد، مانند كسى است كه خود در آن بوده است.

    ۩ دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا۩

    «أَوْحَى اللّهُ إِلى بَعْضِ الاَْنْبِياءِ: أَمّا زُهْدُكَ فِى الدُّنْيا فَتُعَجِّلُكَ الرّاحَةَ، وَ أَمّا إِنْقِطائُكَ إِلَىَّ فَيُعَزِّزُكَ بى، وَ لكِنْ هَلْ عادَيْتَ لى عَدُوًّا وَ والَيْتَ لى وَلِيًّا.»:

    خداوند به يكى از انبيا وحى كرد: امّا زهد تو در دنيا شتاب در آسودگى است و امّا رو كردن تو به من، مايه عزّت توست، ولى آيا با دشمن من دشمنى، و با دوست من دوستى كردى؟

    ۩ دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا۩


    «إِنَّ أَنْفُسَنا وَ أَمْوالَنا مِنْ مَواهِبِ اللّهِ الْهَنيئَةِ وَ عَواريهِ الْمُسْتَوْدَعَةِ يُمَتِّعُ بِما مَتَّعَ مِنْها فى سُرُور وَ غِبْطَة وَ يَأْخُذُ ما أَخَذَ مِنْها فى أَجْر وَ حِسْبَة فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلى صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ ذلِكَ.»:


    جان و دارايى ما از بخششهاى گواراى خداست و عاريه و سپرده اوست، هر آنچه را كه به ما ببخشد، مايه خوشى و شادى است و هر آنچه را بگيرد، اجر و ثوابش باقى است. پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و از اين صفت به خدا پناه مى بريم.




    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  2. #34
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞



    گوهر وجودی امام جواد(ع) و عسکریین(علیهماالسلام)، در بین مردم کمتر شناخته‏شده و آن گونه که از سایر ائمه(ع) و پیامبر اکرم(ص) و فاطمه زهرا(س) و حتی بعضی‏از اولاد ائمه شناخت دارند، نسبت‏به این سه بزرگوار معرفت ندارند، به این خاطرتمسک و توسل کمتری به آنان دارند. با اینکه ما شیعیان معتقدیم‏ائمه(علیهم‏السلا� �)، نور واحدند، کلامشان نور است و همه از چشمه فیاض حق استفاده‏می‏کنند به نظر می‏رسد نمایاندن چهره واقعی این سه امام بزرگوار می‏تواند خدمتی‏شایان به شمار آید.

    علت مطرح نبودن این سه امام(ع)، وجود شرایط سخت اجتماعی و خفقان موجود در آن‏عصر بود. خفقان حاکم تا حدی بود که ابن‏اثیر در تاریخ خود، جزئیات در دورترین‏بلاد اسلامی و حتی فلسفه اجتماعی زیادی از حوادث را بیان می‏کند، تنها در سه مورداز این امام بزرگوار اسم برده و مجموع کلماتش از پنج الی شش خط فراتر نمی‏رود.

    این فرازها عبارتند از:

    ۱ جلد ۱۰; آنجا که زندگی همسر امام رضا(ع) را توضیح می‏دهد و می‏گوید: همسرحضرت رضا(ع) ام حبیبه نام داشت و دختر مامون بود.

    دختر دیگر مامون را محمد بن‏علی بن‏موسی گرفته بود. پس پدر و پسر هر دو بادختران مامون ازدواج کردند.

    ۲ در ضمن حوادث سال ۲۱۱ می‏نویسد: مامون در، تکریت، با محمد بن‏علی بن‏موسی‏برخورد و دختر خود را به او تزویج کرد.

    ۳ در حوادث سال ۲۲۰; وفات آن حضرت را می‏نویسد.
    ابن‏جریر طبری نیز در «تاریخ طبری‏» تنها یک سطر راجع به ازدواج حضرت رضا(ع)و حضرت جواد(ع) با دختران مامون می‏نویسد: حتی از رحلت‏حضرت جواد(ع) چیزی‏نمی‏نگارد.

    خفقان موجود به اندازه‏ای بود که حضرت همیشه خلفای عصر را با «امیرالمؤمنین‏»خطاب می‏کرد در حالی که این لقب مخصوص حضرت علی بود.
    از طرف دیگر برخی امامان به خاطر موقعیتهای ویژه خویش توانستند دست‏به‏اقداماتی بزنند که مورد توجه عموم واقع شود و تا اندازه‏ای اسمی از آنان بر لوح‏تاریخ بماند.





    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  3. #35
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞

    فاطمه زهرا(س)

    خبرهای متواتری از پیامبر اکرم(ص) راجع به فاطمه زهرا(س) وجودداشت از جمله، او پاره تن من است، حوریه انسیه است; گذشته از آن شرف دخترپیامبر بودن فاطمه او را در دلها جای داد و باعث‏شد تا دشمن هم نتواند ویژگیهای‏درخشان زندگی او را در پرده نگه دارد
    .
    امیرالمؤمنین

    به این دلیل که اولین صحابی، اولین مسلمان بود و کلمات متواترپیامبر در غدیر خم و امثال آن درباره‏اش در سطح جامعه اسلامی منتشر شده بود ومهمتر از همه این نکته که حکومت پنج‏ساله‏اش او را بر اریکه تاریخ نشاند و باعث‏شد فرازهای درخشان زندگیش در تاریخ ثبت گردد.

    حضرت امام حسن و امام حسین (علیهما السلام)

    باید گفت آن دو، تا اندازه‏ای توسطپیامبر اکرم معرفی شدند و جملاتی مانند «سیداشباب اهل الجنه‏» «انهما امامان‏قاما او قعدا»، از پیامبر در باره آنان مشهور شد. وقایع مربوط به صلح و جنگ‏آنان خصوصا واقعه کربلا، عامل دیگری شد بر اینکه آن دو امام بزرگوار یادشان دردلها جاودانه ماند.

    امام سجاد (سلام‏الله علیه)

    در پرتو حوادث کربلا و صحیفه سجادیه‏اش معرفی شد.

    امام باقر و صادق(علیهما السلام)

    شرایط خاص زمان امام باقر و صادق (علیهماالسلام)، از جمله حوزه فعالیت علمی آنان و شاگردان پرکارشان در رشته‏های مختلف،جمع احادیث، تدوین فقه و انتشار احادیثشان در اقصی نقاط، چهره‏ای جهانی به آنان‏داد. به طوری که مکتب شیعه به مکتب جعفری معروف شد.
    بنابر این هر چند حضور جنبش شیعی از زمان حضرت علی(ع) و حتی از زمان پیامبراکرم(ص)، مشهود بود، اما عصر «امام باقر و صادق‏» (علیهما السلام)، فقه مدونی‏نداشت. زراره از بزرگترین شاگردان امام صادق و باقر (علیهماالسلام)، می‏گوید:
    روزی خدمت امام باقر(ع) رفتم. از مساله ارث بحث‏شد. حضرت امام باقر(ع) به‏فرزندش امام صادق(ع) فرمود: آن کتاب را بیاور و او برای من می‏خواند. در ذهن خودگفتم (لیس بشی‏ء زخرف باطل) چیزی نیست، باطل است.
    وقتی حضرت امام باقر(ع) پرسید; چگونه بود؟ گفتم:
    باطل، چیزی نبود. فرمود: «والله یا زراره، هو الحق، الذی رایت املاء رسول‏الله(ص) و خط علی‏» به خدا ای زراره این مطالب را پیامبر اکرم(ص) املاء فرمود وعلی(ع) نوشت.
    بنابر این زراره که یکی از اصحاب خاص و شیعیان مخلص بود، نیز آراء و اقوال‏ائمه(علیهم‏السلام) و پیامبر اکرم(ص) را به خوبی نمی‏دانست.





    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  4. #36
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞

    امام هفتم موسی بن‏جعفر(ع)

    آن حضرت در حالی به امامت رسید که فقه جعفری درسراسر عالم اسلام پخش شده بود. در این دوره هر چند خفقان بنی‏العباس زیاد بود وشیعیان و آن امام عظیم‏الشان گاه در زندانهای مخوف گرفتار می‏شدند، ولی کثرت‏شیعیان و معاصر بودنشان با عصر صادقین، (علیهما السلام)، باعث‏شد هر گاه امام اززندان آزاد می‏شد، یا ملاقاتی صورت می‏گرفت، مردم مسایل و نیازهای خود را بپرسند.

    از این روی مساله تشکیل حکومت اسلامی نیز از اذهان مردم به صحنه سوالات مورد بحث‏روز آمد به همین جهت، در مرسله حماد و ... دقیقترین مسائل حکومت و مسائل‏اقتصادی پرسیده شده و امام نیز جواب داده است. همچنین شکنجه شدن و غل و زنجیر وزندان رفتن این امام بزرگوار خود زمینه‏ای برای مجالس عزا بود، پیوسته نام این‏امام(ع) بر زبانها جاری می‏شد.

    امام رضا(ع)

    در زمان ایشان مساله امامت و ظهور امام، شکل دیگری به خود گرفت.
    مامون عباسی امام را به ولیعهدی خویش منسوب کرد. امام در طول مسیر و در هرشهر و روستا که وارد می‏شد برای مردم سخن می‏گفت و به این ترتیب آنان از نزدیک باچهره پر فروغ مولای خویش آشنا می‏شوند. مامون عباسی نیز به انگیزه‏های مختلف‏مجالس علمی تشکیل می‏داد و از دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی برای برگزاری مناظرات‏علمی با حضور امام دعوت به عمل می‏آورد. در آن محافل سخنان امام پخش می‏شد و به‏اقصی نقاط جهان می‏رسید. امام رضا(ع) هدایایی را که به مناسبتهای مختلف دریافت‏می‏کرد، به محرومان و مستضعفان می‏بخشید و به هر حال جایگاه مردمی مناسبی یافت.

    اما چهار امام دیگر

    چهارمین آنها که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)است و اخبار نقل شده از پیامبر اکرم و ائمه معصومین در باره وجود، خصوصیات وقیامش وجود شریفش را برای همه مسلم ساخته است.
    از این روی در طول تاریخ بارها اشخاصی از معروف بودن نام و نهضت‏حضرت استفاده‏کرده خود را امام موعود نامیدند از جمله اسماعیلیه یا واقفیه که وجودشان بر این‏اساس شکل گرفت; چه اسماعیلیه معتقد بودند که امام موعود همان اسماعیل است و اوزنده و از انظار غایب است. واقفیه نیز همین اعتقاد را نسبت‏به امام موسی‏بن‏جعفر(ع) داشتند.
    بعضی از افراد دیگر نیز که داعیه رهبری جامعه یا مبارزه با فساد را داشتند،ادعای مهدویت می‏کردند و چون اسم آن امام در روایات هم اسم پیامبر اکرم(ص) بودبعضی افراد محمد نام، مثل محمد بن‏عبدالله محض ادعای مهدویت می‏کردند. همچنین دردعاهای نقل شده از ائمه روی مساله وجود امام زمان(ع) تاکید زیاد شده است.
    علاوه بر آن، احتیاج فطری انسانها به نجات‏دهنده واقعی دست در دست عوامل فوق‏انتظار ظهور آن حضرت را برای غیر مسلمانان نیز امری بدیهی ساخته است.
    علت اساسی دیگر بر مطرح بودن حضرت حجت(عج) در جوامع بشری نظریه‏هایی است که درپی غیبت طولانی حضرت به طور گسترده‏ای مطرح شده و اذهان را به خود مشغول کرده‏است، در طول تاریخ افرادی نظریه‏هایی ارائه کرده‏اند. و گروهی به نقد و بررسی‏پرداخته‏اند و دسته‏ای ادعای مهدویت کرده، دسته‏ای دیگر به ابطال آن روی آورده‏اند.



    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  5. #37
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞

    امام جواد و عسکریین(علیهم‏السلام)

    هیچیک از جهات یاد شده در زندگی سایر ائمه‏در حیات این سه امام بزرگوار، وجود نداشت‏به همین جهت چهره والای آنها ناشناخته‏ماند و بعد از هزار و دویست‏سال همچنان هاله‏ای از غربت‏بر چهره آنان سایه‏افکنده است و تنها کلیاتی که از آیات قرآن و احادیث و برخی زیارات مانند زیارت‏جامعه کبیر، استفاده می‏شود مبین گوشه‏ای از شرایط زندگی آنان است.

    گروهی در این باره معتقدند دلیل وضعیت موجود این است که وجود آن ائمه فقطبرای وجود یافتن امام موعود بوده است تا آن حضرت جهان را پر از عدل و داد کند.

    از این سوی عمر امام جواد(ع) که مدت طولانی دوام نیافت.
    آن حضرت در سن‏۹ سالگی بعد از شهادت پدر بزرگوارش به امامت رسید.
    به نظر می‏رسد همین عامل سبب شد مردم آن عصر در باره امامت و خصوصیات وویژگیهایش خیلی علاقه نشان ندهند چه همان مردم به علی(ع) که سی و سه سال داشت،گفتند جوان است و رهبری جامعه فردی مسن‏تر و کارآمدتر می‏طلبد.

    زمانی که نص صریح پیامبر اکرم(ص) کنار رود و آن همه احادیث و شان نزول آیات‏و واقعه غدیر به فراموشی سپرده شدو کهولت جای تمام آنها را بگیرد انتظاری ازمردم عصر حضرت امام جواد(ع) نمی‏توان داشت.

    در روایت است هنگامی که حضرت امام جواد(ع) وارد مسجد شد، علی بن‏جعفر، عموی‏پدر او، به احترام حضرت از جای بلند شد و او را به جای خود نشاند. مردم اعتراض‏کردند که تو پیری و محاسنت‏سفید شده اسست، چطور به جوان کم‏سن و سالی این چنین‏احترام می‏کنی؟

    از طرف دیگر نصوص متواتره‏ای نبود که مقام حضرت جواد را به مردم آن طور که بودمعرفی کند. این موضوع آنگاه واضح می‏شود که کلمات رسول خدا(ص) در موردحسنین(علیهماالسلام) یا فاطمه زهرا(س) و یا علی(ع) با کلمات و روایات وارده درباره امام جواد(ع) مقایسه شود.

    علت عمده عدم معرفی یکسان ائمه این بود که چون حضرت علی و زهرا و حسنین(علیهم‏السلام)، در زمان آن حضرت بودند و مناسبتهای مختلفی برای معرفی آنان بود.

    این موضوع در باره امام زمان(عج) فرق می‏کند چون رهبر پیوسته باید در جامعه روح‏امید بدمد و دمیدن روح امید با معرفی منجی عالم بشریت امکان داشت جدا از این که‏بیشتر معرفی‏ها توسط ائمه بعدی صورت پذیرفت و آن هم به خاطر سؤال بیش از حد مردم‏و اشتیاق آنان به دانستن حضرت امام زمان(ع) و خصوصیات و صفات او بود. حتی وجوداحادیث فراوان در باره امام حسن و حسین(ع) وقتی شخصی در محضر ابن‏عباس سوالی‏می‏پرسد و یکی از حسنین(علیهما السلام)، جواب می‏دهند، آن شخص قبول نمی‏کند ومی‏خواهد جواب را از ابن‏عباس بشنود، تا مطمئن شود.

    مراجعه به کتب فقهی بر این حقیقت اشاره دارد که در طول تاریخ بیست‏سال حضورامام حسن و حسین(ع) در مدینه مسئله فقهی چندانی از آنان پرسیده نشد و مردم آنان‏را دو فقیه اسلام‏شناس عالم حساب نمی‏کردند تا چه رسد به امام جوادی که سن کمتری‏داشتند. و از پشتیبانی عظیم و تاییدات مکرر پیامبر اکرم(ص) نیز برخوردارنبودند.
    دسیسه‏های خلفای عباسی که پیوسته می‏خواستند او در بین مردم ناشناخته بماند وخفقان حاکم آن زمان تا اندازه‏ای که آن امام یا پدر بزرگوارش و فرزندانش مجبورمی‏بودند خلفای ظالم عباسی را امیرالمؤمنین خطاب کنند به عمیق‏تر شدن جهل موجوددامن می‏زد.




    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  6. #38
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞

    فروغی از سیمای نهمین آفتاب

    حکیمه خاتون دختر امام کاظم علیه السلام می‏فرمود: «روزی برادرم امام رضا علیه السلام مرا خواست و فرمود: ای حکیمه! امشب، فرزند مبارک خیزران، متولد می‏شود. حتما در وقت تولد او حاضر باش.

    من خدمت امام ماندم. شب هنگام آن حضرت، من و بانوان مسؤول وضع حمل را به اتاقی آورد و خود بعد از آن که چراغی برایمان روشن کرد، بیرون رفت و در را هم بست تا حضرت خیزران درد زایمان گرفت. ما خواستیم کاری بکنیم چراغ خاموش شد. ما به یک باره در اندوه و ترس فرو رفتیم. در همان لحظات وحشت و دلهره بود که خورشید امامت طلوع کرد. پرده‏ای نازک مانند لباس بر تن داشت که نوری از آن بر می‏خواست و تمام اتاق را روشن می‏کرد. من کودک را برداشتم و در دامن خود گذاشتم و آن پرده را از صورتش دور کردم. در این لحظه، امام رضا علیه السلام نیز وارد شد. بعد از آن که به او لباس پوشاندیم، او را از ما گرفت; در گهواره قرار داد و به من سپرد و فرمود: از این گهواره جدا مشو.

    وقتی روز سوم شد، کودک چشمان خود را به سوی آسمان گشود; به طرف راست و چپ نگاه کرد و با زبان فصیح فرمود:

    «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله‏».

    من با دیدن چنین حالتی، زود خدمت امام رضا علیه السلام رفتم و آنچه را دیده بودم، بازگو کردم.

    فرمود: آنچه بعد از این از عجایب احوال او خواهی دید، زیادتر از چیزهایی است که تا حال دیده‏ای‏» . (۱)

    و به این ترتیب امام محمدتقی، جوادالائمه، در روز دهم ماه رجب سال ۱۹۵ ه . ق. و یا به قول برخی روز جمعه پانزدهم یا نوزدهم ماه مبارک رمضان (۲) از بانویی گرانقدر به نام سبیکه - که بعضی به او خیزران، ریحانه و سکینه (۳) نیز گفته‏اند - در مدینه طیبه (۴) به دنیا آمد. او صورتی گندمگون داشت و کنیه‏اش ابوجعفر و ابوعلی و القابش نیز تقی، جواد، مختار، منتجب، مرتضی، قانع، عالم و ... بود. (۵)

    هرچند میلاد این نور پاک، مایه شادمانی برای اهل بیت علیه السلام بود، اما حضرت رضا علیه السلام از همان روزهای نخست‏با ذکر مصیبت‏های فرزندش، جواد الائمه، همگان را از شهادت جانگدازش آگاه می‏نمود. از جمله می‏توان خبر کلثم بن عمران را نقل کرد که می‏گفت:
    «وقتی امام محمدتقی به دنیا آمد، امام رضا علیه السلام فرمود:
    حق تعالی فرزندی به من بخشیده که شبیه موسی بن عمران است که دریاها را می‏شکافت و مانند عیسی بن مریم است که خداوند مادر او را مقدس گردانید و طاهر و مطهر آفریده شد. این فرزند من به جور و ستم کشته خواهد شد و اهل آسمان‏ها بر او خواهند گریست و خداوند بر دشمن او و کشنده او و ستم کننده به او غضب خواهد کرد و بعد از قتل او از زندگانی بهره‏ای نخواهد دید. و به زودی به عذاب الهی خواهد رسید» . (۶)


    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  7. #39
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞


    نگران پدر

    در سال ۲۰۰ هجری که مامون الرشید امام رضا علیه السلام را به اجبار به خراسان فرا خواند، امام رضا همراه فرزندش جواد الائمه به مکه مشرف شد. امیه بن علی می‏گوید:

    «من نیز در این سفر همراه امام بودم. وقتی امام طواف وداع را انجام داد و برای خواندن نماز طواف نزد مقام ابراهیم علیه السلام رفت، دیدم که یکی از خدمتگزاران امام رضا علیه السلام ابوجعفر (امام جواد) علیه السلام را روی شانه‏اش نشانده، طواف می‏دهد. بعد از طواف ابوجعفر علیه السلام از شانه او پایین آمد و در حجر اسماعیل علیه السلام نشست. مدتی منتظر شدیم. ولی آمدن او طول کشید. موفق، خدمتگزار امام سراغ او رفت و گفت: فدایت‏شوم! حرکت کنید برویم. اما ابوجعفر علیه السلام از جای خود حرکت نکرد. غم و اندوه در چهره‏اش نمایان بود. فرمود: از جای خود برنمی‏خیزم، مگر آن که خدا بخواهد. موفق نزد امام رضا علیه السلام برگشت و موضوع را با حضرت در میان گذاشت. امام خود نزد فرزندش آمد و از او خواست‏برخیزد ولی او حرکت نکرد و فرمود: از جای خود بلند نمی‏شوم. چگونه برخیزم! من با چشم خود دیدم چگونه شما با خانه خدا وداع کردی! من فهمیدم که دیگر امیدی به بازگشت ندارید و سرانجام با اصرار پدر از جای برخاست و راهی شد» . (۷)
    آری، امام رضا علیه السلام نیز خود به شهادتش در این سفر آگاه بود. لذا در ابتدای سفر قبل از خروج از مدینه، اعضای خانواده را فراخواند و دستور داد برایش بگریند. آن گاه دست ابوجعفر علیه السلام را گرفت و او را کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد. دست ابوجعفر را روی دیواره قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله گذاشت، دست او را به قبر چسباند و از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست فرزندش را حفظ کند ... آن گاه تمام وکلای خود را دعوت کرد و دستور داد از ابوجعفر علیه السلام اطاعت کنند و مخالفتی به خرج ندهند. (۸)
    به این ترتیب امام رضا علیه السلام راهی خراسان شد. در این دوره (۲۰۰ ه . ق.) تا زمان شهادت (۲۰۳ ه . ق.) ارتباط بین امام رضا علیه السلام و فرزندش، جواد علیه السلام، به وسیله نامه صورت می‏گرفت. در یکی از نامه‏ها می‏خوانیم:

    بسم الله الرحمن الرحیم.
    فرزندم! خداوند به تو عمر طولانی عنایت فرماید و تو را از آزار دشمنانت مصون بدارد. فرزند عزیزم! پدرت به قربانت! همه مال و اموال من در اختیار تو است. من اکنون زنده و سر پا هستم اما از فراق تو دلخسته و غمناک می‏باشم. امیدوارم با رفتار نیک با خویشاوندان و کمک مالی به آنان خداوند راه رشد و صلاح را برای تو فراهم گرداند ... . (۹)
    آری، این نگرانی و دلتنگی‏های امام رضا علیه السلام ادامه داشت تا آن که زمان شهادت آن حضرت فرا رسید.
    شیخ طبرسی به نقل از امیه بن علی می‏نویسد:
    «روزی ابوجعفر علیه السلام خدمتکار خود را خواست و فرمود: اهل خانه را گردآور و بگو برای ماتم آماده شوند. من پرسیدم: برای ماتم چه‏کسی؟ فرمود: برای ماتم بهترین اهل زمین. و بعد از چند روز خبر رسید که امام رضا علیه السلام در همان روز که امام محمدتقی امر به ماتم کرد، به شهادت رسیده است‏» . (۱۰)
    رویداد / زمان
    ۱. تولد امام جواد علیه السلام / ۱۹۵ ه . ق.
    ۲. هجرت امام رضا علیه السلام به خراسان / ۲۰۰ ه . ق.
    ۳. سن امام جواد هنگام هجرت پدر / در حدود ۶ سال
    ۴. شهادت پدر / ۲۰۳ ه . ق.
    ۵. سن امام هنگام شهادت پدر / حدود هشت تا نه سال (×)
    ۶. هجرت امام جواد به بغداد / ۲۰۴ ه . ق (۱۰ سالگی)
    ۷. شهادت امام جواد / ۲۲۰ ه . ق آخر ذی قعده (۲۵ سالگی) ۲۵ سال و دو ماه و ۱۸ روز (××)
    ۸. مدت امامت‏حضرت جواد / ۱۷ سال
    بعد از این مرحله نوبت آن بود که امام نوجوان، ابو جعفر، محمدتقی علیه السلام بر سر جنازه پدر حاضر شود; او را غسل دهد; دفن کند و نماز بخواند زیرا تنها معصوم را معصوم به خاک می‏سپارد و نماز می‏خواند. اما این واقعه چگونه روی داد و امام محمدتقی هشت، نه ساله چگونه از مدینه به خراسان آمد! حمیری و قطب راوندی به سند صحیح از معمر بن خلاد نقل کرده‏اند که: «امام محمدتقی روزی به من فرمود: ای معمر! سوار شو.
    گفتم: به کجا؟ فرمود: سوار شو و کاری نداشته باش. چون با حضرت به صحرا رسیدم، فرمود: این‏جا بایست. آن جناب ناپدید شد و بعد از ساعتی برگشت. پرسیدم: فدای تو شوم! کجا بودی؟ فرمود: به خراسان رفتم و پدر مظلوم و غریبم را دفن کردم‏» . (۱۱)




    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  8. #40
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞


    هجرت اجباری به بغداد

    به این ترتیب به مرور بستری آرام برای پذیرش امامت وی ایجاد شد. این امر برای خلیفه عباسی ناخوشایند بود. چون بار دیگر مشروعیت وی - همان گونه که در عصر امام رضا زیر سؤال رفت - زیر سؤال می‏رفت. از این روی وی کوشید قبل از آن که این نهال علوی به خوبی ریشه در دل شیعیان بدواند، وی را به خراسان فرا خواند و مانع از ایجاد ثبات و آرامش در زندگی و فعالیت‏های او شود. از این روی یک سال (۱۵) بعد از شهادت امام رضا علیه السلام مامون برای آن که در ظاهر خود را از جرم و خطای کشتن امام رضا تبرئه کند و نادم نشان دهد، وقتی از سفر خراسان به بغداد آمد، نامه‏ای خدمت امام محمدتقی علیه السلام نوشت و با اعزاز و اکرام ظاهری وی را طلبید. (۱۶)
    خلفای عصر امام / زمان / دوره
    ۱. محمد امین بن هارون / تا ۱۹۸ / قبل از امامت
    ۲. مامون بن هارون / از ۱۹۸ تا ۲۱۸ / تا سال ۲۰۳ (قبل از امامت) از ۲۰۳ تا ۲۱۸ بعد از امامت
    ۳. معتصم عباسی / از ۱۷ رجب یا شعبان ۲۱۸ به بعد / بعد از امامت


    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  9. #41
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞


    خلفای عصر امام و تقابل حضرت با آنان

    به طور کلی حضرت جواد الائمه علیه السلام در طول امامت‏خود با دو خلیفه عباسی روبه رو بود که مفصل‏ترین آن، دوره مامون یعنی، ۱۵ سال و بقیه عمر یعنی، تنها ۲ سال در دوره معتصم عباسی بود. مامون به دلیل این که با قتل امام رضا علیه السلام دچار بدنامی و تزلزل شده بود، صلاح نمی‏دید که بیش از آن به آزار امام بپردازد. لذا به دلیل قدرت شیعیان در آن روزگار، تمام سعی خود را بر آرام نگه داشتن اوضاع مصروف می‏داشت.

    یکی از شواهد موجود پیرامون قدرت شیعیان در آن دوره را می‏توان در زمانی مطالعه کرد که امام جواد علیه السلام به شهادت رسید و شیعیان پیکر مطهرش را از خانه بیرون آوردند در حالی که شمشیر بر شانه داشتند و با هم پیمان مرگ بستند و تصمیم خلیفه مبنی بر ممانعت از تشییع جنازه را در نطفه خفه کردند. علامه محمدحسین مظفر می‏نویسد: «از امثال چنین حادثه‏ای می‏توان فهمید که شیعه بغداد در آن روزگاران شمار زیادی را تشکیل می‏داد و از اقتدار و شوکتی برخوردار بودند» . (۱۷)

    اساسا ضعف حکومت مرکزی و شورش‏های موجود باعث‏شد تا مامون مرکز خلافت را به بغداد منتقل کند، (۱۸) این گویای ضعیت‏شکننده خلیفه بود که او را وادار به تحمل امام می‏کرد. بنابراین ملاطفت‏خلیفه نه از روی دلسوزی و حفظ آبروی ظاهری که از ترس ایجاد تزلزل در ارکان حکومت‏خود در آن عصر خطرناک و شورش‏خیز بود. و بر همین اساس پذیرش این امور از سوی امام نیز به معنای بازی خوردن و آلت دست‏بودن حضرت جواد از سوی خلیفه نخواهد بود.

    آری امام جواد چنان جایگاه و پایگاهی در بین شیعیان خود در سراسر جهان اسلام دارد که خلیفه از ترس آن ناچار می‏شود حضرت جواد علیه السلام را مانند پدرش امام رضا علیه السلام در قدرت سهیم کند. لذا امام این موضوع را می‏پذیرد و ولایتعهدی را قبول می‏کند با این شرط که هرگز در کاری دخالت نکند، قضاوت نکند، عزل و نصبی نکند و ... و این امر مشروع بودن کومت‏خلیفه را با سؤال روبه رو می‏کند. بنابراین هرچند این بازی از سوی خلیفه آغاز می‏شود، نشان از عجز و ناچاری وی در برابر نفوذ امام در دل‏ها دارد. حضرت با گذاشتن شروطی مبنی بر دخالت نکردن در امور، عملا ناچار شدن خود را به پذیرش به نمایش می‏گذارد و نقشه خلیفه را که با این هدف در صدد کسب مشروعیت است، ناکام می‏گذارد. (۱۹) با این تحلیل به راحتی می‏توان ماهیت اساسی ازدواج اجباری امام را نیز با دختر خلیفه درک کرد. ازدواجی که در ظاهر به خاطر اعجاب خلیفه از علم و دانش امام صورت می‏گیرد. برخی نیز معتقدند این نرمشی بود که امام به خاطر امنیت و محفوظ ماندن شیعیان از آن بهره برد. حداقل صلاح چهل وچهار هزار نفر از سادات علوی و بنی‏هاشم را - که در آن عصر در حجاز، عراق، شامات و ایران پراکنده بودند و مامون هم آنان را به مرو فراخوانده و به نوعی کارگزار خود کرده بود - در نظر گرفت. (۲۰)




    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  10. #42
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞

    خباثت تام

    ۱- ترور شخصیت
    هرچند خلیفه مجبور بود در ظاهر با امام با ملاطفت‏برخورد کند، سراسر اعمال وی بوی خباثت می‏داد و او هر لحظه در صدد ضربه زدن به امام بود و برای این هدف پلید از هیچ کوششی دریغ نمی‏ورزید.
    ابن ابی‏داود در این باره به نزدیکانش گفت: «خلیفه به این فکر افتاده است که ابوجعفر را نزد شیعیانش زشت و مست و آلوده به عطریات زنان نشان دهد. نظر شما چیست؟ اطرافیان جواب دادند: این کار دلیل شیعیان را و حجت آنان را از بین خواهد برد! در این بین یکی برخاست و گفت: جاسوس‏هایی از میان شیعیان، برای من خبر آورده‏اند که شیعیان می‏گویند: در هر زمان باید حجتی الهی باشد و هرگاه حکومت متعرض فردی که چنین مقامی نزد آنان دارد بشود، خود بهترین دلیل است‏بر این که او جت‏خداست.
    ابن ابی‏داود نتیجه مذاکرات خود را به خلیفه گزارش کرد و او گفت: امروز درباره این‏ها هیچ چاره و حیله‏ای وجود ندارد، ابوجعفر را اذیت نکنید!» (۲۱) و جالب این است که این همه نقشه ریختن‏ها بعد از آن است که حضرت به اصطلاح داماد خلیفه شده است.

    ۲- ایجاد نقصان در چهره علمی

    ابزار دیگری که خلیفه برای مخدوش کردن چهره حضرت به کار می‏بندد، ترتیب دادن مناظره‏های مختلف برای یافتن حتی یک نقطه ضعف است. وی این هدف پلید خود را در مناظراتی که برای امام رضا علیه السلام نیز ترتیب می‏داد، پی‏گیری می‏کرد. لذا به حمید بن مهران که می‏خواست‏با امام رضا علیه السلام مناظره کند، گفت: «نزد من هیچ چیز از کاهش منزلت وی (امام رضا علیه السلام) دوست داشتنی‏تر نیست‏» ، (۲۲) و به سلیمان مروزی می‏گوید: «به خاطر شناخت‏خود از قدرت علمی‏ات تو را برای مباحثه با او (امام رضا علیه السلام) می‏فرستم و هدفی ندارم جز این که او را فقط در یک مورد محکوم کنی‏» . (۲۳)

    و البته در تمام مناظرات هر دو امام علیه السلام (حضرت رضا و جواد الائمه علیهما السلام) پیروز میدان بودند و چیزی جز خشم و حسادت برای مامون و علمای درباری نمی‏ماند. یکی از این مناظرات مشهور مربوط به سؤالات یحیی بن اکثم است که در مجلس خواستگاری صورت گرفت و به رسوایی عالمان درباری انجامید.

    یحیی پرسید: «تکلیف کسی که در حال احرام شکار کند و آن شکار کشته شود، چیست؟»

    امام جواد فرمود:

    «۱- این خطا در محدوده حرم صورت گرفته است‏یا خارج از آن؟
    ۲- این شخص به حکم مساله عالم بود یا جاهل؟
    ۳- این عمل را از روی عمد انجام داد یا اشتباه؟
    ۴- این شخص برده بود یا آزاد؟
    ۵- این شخص صغیر بود یا کبیر؟
    ۶- برای اولین بار مرتکب شد یا سابقه هم داشت؟
    ۷- شکار، پرنده بود یا غیرپرنده؟
    ۸- شکار کوچک بود یا درشت؟
    ۹- او به کار خود اصرار داشت‏یا پشیمان بود؟
    ۱۰- روز شکار کرد یا شب؟
    ۱۱- در حال احرام عمره بود یا احرام حج؟»
    یحیی بن اکثم متحیر و سرگردان ماند و نتوانست پاسخ دهد و خلیفه بعد از خلوت شدن، جواب مسائل را از امام پرسید.
    امام فرمود:

    «۱- اگر شخص محرم، در بیرون حرم شکار کند، شکار کشته شود و آن شکار پرنده بزرگ باشد، باید یک گوسفند کفاره بدهد.

    ۲- اگر همین شکار با خصوصیت مذکور در محدوده حرم صورت گیرد، دو گوسفند کفاره بدهد.

    ۳- اگر شکار جوجه پرنده باشد و در بیرون حرم واقع شود، یک گوسفند تازه از شیر گرفته شده، کفاره بدهد.

    ۴- اگر همان جوجه در حرم شکار شود، کفاره‏اش یک گوسفند تازه از شیر گرفته به اضافه پرداخت قیمت آن جوجه است.

    ۵- اگر شکار از حیوانات و حتی مانند گوره‏خر بود، کفاره‏اش یک گاو است.
    ۶- اگر شکار شترمرغ باشد، کفاره‏اش یک شتر است.

    ۷- اگر شکار آهو بود، کفاره‏اش یک گوسفند است.

    ۸- اگر شکار حیوان‏های سه‏گانه مذکور باشد و در محدوده حرم صورت گیرد، کفاره هر یک دو برابر می‏شود.

    ۹- اگر شخص مرتکب خطایی شود که موجب کفاره می‏گردد، چنانچه خطا در احرام حج‏باشد، قربانی آن در «منا» و اگر در احرام عمره خطا صورت گیرد، قربانی آن در مکه باید انجام شود.

    ۱۰- شکارکننده دانا به مساله و جاهل یکسان است ولی اگر عمدا شکار کند، هم کفاره دارد هم گناه کرده، در صورت غیرعمد گناهی ندارد.
    ۱۱- اگر به شخص آزاد کفاره تعلق گیرد، خودش باید آن را بدهد و اگر برده بود، صاحبش بدهد.

    ۱۲- اگر صغیر خطا کرد، کفاره ندارد، بر عهده خطاکار کبیر کفاره واجب است.
    ۱۳- اگر خطاکار توبه کند، مجازات آخرت ندارد. اگر اصرار بر خطا کند، مجازات آخرت هم دارد.»

    بعد از آن، امام از وی سؤالی می‏کند که یحیی بن اکثم نمی‏تواند پاسخ دهد. زمانی که امام علیه السلام خود جواب می‏دهد، خلیفه بر می‏خیزد و این گونه سخن می‏گوید: وای بر حال شما! افراد این خانواده در فضیلت‏بر همه خلق برتری دارند و کمی سن و سال از فضایل آنان کم نمی‏کند. آیا نمی‏دانید رسول خدا صلی الله علیه و آله دعوت خویش را به اسلام با دعوت امیرمؤمنان علی بن ابی‏طالب علیهما السلام آغاز کرد. با این که او ده ساله بود، اسلام او را پذیرفت ... رسول خدا بیعت‏حسن و حسین را پذیرفت‏با این که کمتر از شش سال داشتند در حالی که بیعت کودکان را نمی‏پذیرفت ... . (۲۴)

    در هر صورت بعد از آن که دختر خلیفه به عقد امام جواد علیه السلام درآمد و مدتی نیز آنان نزد خلیفه ماندند، امام از مامون رخصت‏خواست و به سوی حج‏بیت‏الله الحرام رفت و از آن جا نیز راهی مدینه الرسول صلی الله علیه و آله شد و تا سال ۲۱۸ ه .ق. که مامون مرد، در همان جا ماندگار شد (۲۵) و به تربیت‏خاندان و شاگردان خود همت گماشت.


    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  11. #43
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞

    دوران معتصم

    پنجشنبه هفدهم رجب یا شعبان ۲۱۸ ه . ق. با مرگ مامون، برادرش معتصم، تاج خلافت را بر سر گذاشت. (۲۶) و پس از ثبات نسبی حکومتش سراغ امام جواد را گرفت. وی به محمد بن عبدالملک زیات - که وزیر معتصم در مدینه بود. - نوشت: ابوجعفر را همراه ام فضل از جانب من دعوت کن و با احترام به بغداد بفرست. او نیز نامه را به علی بن یقطین داد و او را مامور تجهیز امام علیه السلام ساخت (۲۷) و به این ترتیب امام علیه السلام آخرین سفر خویش را پیش روی دید.

    اسماعیل بن مهران می‏گوید: «در اولین سفری که امام جواد از مدینه خارج می‏شد، گفتم: ای مولای من، قربانت گردم، من برای شما نگرانم! تکلیف ما چیست و امام بعد از تو کیست؟ امام لبخندی زد و فرمود:

    «لیس حیث ظننت فی هذه السنه; آنچه گمان داری در این سال نیست.»
    اما در سفر دوم که راهی بغداد بود، همین مطلب را گفتم.

    امام در پاسخ آن‏قدر گریه کرد که اشک چشمانش، محاسنش را خیس کرد و فرمود: این سفر خطرناکی است و امامت‏بعد از من بر عهده فرزندم علی است‏» . (۲۸)

    آری این بار نیز در ظاهر امام را با اکرام و تجلیل وارد شهر کردند و در نزدیکی کاخ، در مکانی تحت نظر گرفتند. در این دوره نیز علم امام علیه السلام همه، حتی خلیفه را تحت تاثیر قرار داده بود. از این جهت‏خواسته یا ناخواسته تبلیغات عملی مناسبی به نفع امام علیه السلام صورت گرفته بود. چنان که نگرانی از این جایگاه رفیع اجتماعی امام را بعدها در سخنان ابی‏داود می‏خوانیم. به هر صورت خلیفه جدید نیز مانند مامون در جلسات علمی خود از نظرات امام سود می‏برد و این امر چون همیشه با غلبه نظرات امام همراه بود، موجب کینه‏هایی نیز علیه حضرت می‏شد.

    عیاشی در تفسیر خود از زرقان روایت می‏کند: «ابن ابی داود از مجلس معتصم غمگین به خانه‏اش آمد. از او دلیل غصه‏اش را پرسیدم. گفت: امروز از فرزند رضا علیه السلام در مجلس خلیفه چیزی صادر شد که موجب رسوایی ما شد. زیرا که دزدی را نزد خلیفه آوردند. خلیفه دستور داد دست او را قطع کنند. از من پرسید که از کجا قطع شود؟ گفتم: از بند کف. جمعی هم با من هم نظر شدند و بعضی گفتند از مرفق. هر کدام هم دلیلی آوردیم. خلیفه رو به ابن رضا علیه السلام کرد و گفت: تو چه می‏گویی؟ گفت: حاضران گفتند. خلیفه پاسخ داد: مرا با گفته ایشان کاری نیست. تو چه می‏گویی؟ بالاخره بعد از سوگند خلیفه، او پاسخ داد: باید چهار انگشت او را قطع کنند و کف او را برای عبادت باقی بگذارند. دلایلی هم آورد که ما نتوانستیم جواب دهیم. بر من حالتی عارض شد که گویا قیامت‏برپا شده است و آرزو کردم کاش بیست‏سال قبل مرده بودم و چنین روزی را نمی‏دیدم.

    ابن ابی‏داود سه روز بعد نزد خلیفه رفت و گفت: خیرخواهی خلیفه بر من لازم است و امری که چند روز قبل روی داد، مناسب دولت‏خلیفه نبود. زیرا که خلیفه در مساله‏ای که بر او مشکل بود، علمای عصر را خواست و در حضور وزرا، نویسندگان، امرا و اکابر، نظرشان را پرسید. در چنین مجلسی از مردی که نصف اهل عالم او را امام، و خلیفه را غاصب حق او می‏دانند و او را اهل خلافت می‏دانند، سؤال کرد و نظرش را بر فتوای همه علما ترجیح داد. این در مبان مردم منتشر شد و حجتی برای شیعیان شد.
    در این هنگام بود که وسوسه‏های ابن ابی‏داود با کینه‏های عمیق بنی‏عباس که در دل تک‏تک خلفای جور علیه امامان مظلوم بود، پیوند خورد و خلیفه عباسی را در تصمیم خود مبنی بر کشتن امام، مصمم‏ترساخت. لذا با شنیدن این سخنان، رنگ صورتش سرخ شد و گفت: خدا تو را جزای خیر دهد که مرا آگاه گردانیدی بر امری که غافل بودم. در پی این واقعه بود که یکی از نویسندگان خود را خواست و دستور داد: امام را به خانه‏اش دعوت کند و در غذایش زهر بریزد. او نیز چنین کرد.
    امام چون هرگز در مجالس چنین مردانی حاضر نمی‏شد، با اصرار زیاد حاضر شد و لقمه‏ای از غذای زهرآلود خورد. وقتی اثر زهر را در گلوی خود یافت، برخاست. آن ملعون اصرار کرد ولی امام فرمود: با کاری که تو کردی، به نفع تو نیست که در خانه‏ات بمانم و به این ترتیب حضرت به منزلش برگشت و در تمام آن روز و شب رنجور بود تا آن که به شهادت رسید» . (۲۹)
    قطب راوندی می‏نویسد: «حضرت امام محمدتقی در عصر آن شب که به شهادت رسید،
    فرمود: من امشب از دنیا خواهم رفت و فرمود: ما اهل بیت هرگاه خدا دنیا را برایمان نخواهد، ما را به جوار رحمت‏خود می‏برد» . (۳۰)
    پیرامون نحوه شهادت امام نظرات دیگری نیز در کتب مختلف وجود دارد مانند:
    ۱- اخباری که دلالت دارند، ام‏فضل حضرت را به شهادت رساند. معتصم چون می‏دانست ام فضل از امام جواد صاحب فرزندی نشده و دل‏خوشی از وی ندارد، او را تحریک کرد و او با انگور حضرت را مسموم و شهید کرد. (۳۱)
    ۲- اخباری نیز گویای این مطلب هستند که معتصم شربت زهرآلودی را به وسیله اشناس فرمانده ارتش خود به امام علیه السلام خوراند و هرچند امام علیه السلام نخورد، او اصرار و اجبار کرد و سرانجام حضرت را مسموم کرد. (۳۲)
    ۳- ابن بابویه و ... نیز معتقدند که واثق بالله (بعد از معتصم) او را شهید کرد. (۳۳)




    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  12. #44
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞


    علی النقی بر بالین

    پدر در کتاب بصائر الدرجات به نقل از شخصی که همواره همراه امام علی‏النقی علیه السلام بود می‏نویسد: «وقتی که امام جواد در بغداد بود، روزی نزد امام علی‏النقی علیه السلام در مدینه نشسته بودیم. حضرت کودک بود و لوحی در پیش داشت و آن را می‏خواند. ناگاه تغییری در حال او ظاهر شد. برخاست و داخل خانه شد و ما ناگهان صدای شیون شنیدیم که از خانه بر می‏خیزد.

    بعد از ساعتی امام نقی علیه السلام بیرون آمد. از سبب اوضاع به وجود آمده پرسیدیم، فرمود: در این ساعت پدر بزرگوارم از دار فانی رحلت کرد. گفتم: یابن رسول‏الله! از کجا دانستید؟
    فرمود: از اجلال و تعظیم حق تعالی مرا حالتی عارض شد که پیش از این ندیده بودم، فهمیدم پدرم شهید شده و امامت‏به من منتقل شده است. پس از مدتی خبر رسید که امام جواد شهید شده است‏» . (۳۴)
    در اخبار دیگر است که امام علی‏النقی علیه السلام با طی الارض به بغداد آمد و پدر را غسل داد. کفن کرد و به مدینه برگشت. (۳۵)
    __________________________________
    پي نوشت :
    × - جلاء العیون، ص ۹۶۲، بعضی نیز ۷ سال گفته‏اند. کشف الغمه، ج ۳، ص ۱۵۵ و ۷ سال و ۴ ماه و ۲ روز می‏داند. دلایل الامامه، ص ۳۹۴.
    ×× - بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱. اما طبری ۲۵ سال و سه ماه و ۲۰ روز می‏نویسد، دلایل الامامه، ص ۳۹۵.
    ۱) مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۴۲۵ و جلاءالعیون، ص ۹۶۰.
    ۲) کشف الغمه، ج ۳، صص ۱۳۴ و ۱۳۷ و ۱۵۵. دعایی که از صاحب الزمان نقل شده، دهم رجب می‏داند. مصباح المتهجد، ص ۷۴۱ (اللهم انی اسالک بالمولودین فی رجب محمد بن علی الثانی و ابنه علی بن محمد المنتجب ... .)
    ۳) اصول کافی، ج ۱، ص ۴۹۲; ارشاد، ج ۲، ص ۲۵۹. وی اهل نوبه بود. به وی مرضیه هم می‏گفتند و از اهل بیت ماریه مادر ابراهیم، فرزند رسول خدا بود. مناقب ابن‏شهرآشوب، ج ۴، ص ۴۱۱. کنیه او «ام حسن‏» بود. بحارالانوار، ج ۵۰، ص‏۷.
    ۴) جلاء العیون، ص ۹۵۹.
    ۵) اعلام الوری، ص ۳۴۵; مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۴۱۰ و بحارالانوار، ج ۱، ص ۳۲۱.
    ۶) عیون المعجزات، ص ۱۰۸.
    ۷) سیره الائمه الاثنی عشر، ج ۲، ص ۴۴۴ و کشف الغمه، ج ۳، صص ۲۱۵ و ۲۱۶.
    ۸) دلائل الامامه، ص ۳۴۹; الامام الجواد من المهد الی اللحد، ص ۴۴.
    ۹) الامام الجواد من المهد الی اللحد، ص ۳۳۰ و بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۰۳ و تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۱۳۲.
    ۱۰) اعلام الوری، ص ۳۵۰.
    ۱۱) کشف الغمه، ج ۳، ص ۱۵۶ و خرایج، ج ۲، ص ۶۶۶.
    ۱۲) اصول کافی، ج ۱، ص ۴۸۶ و ارشاد مفید (یک جلدی)، ص ۳۰۴.
    ۱۳) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۰۰ و دلایل الامامه، ص ۳۸۹.
    ۱۴) مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۴۱۵.
    ۱۵) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۹۲ و مناقب ابن شهرآشوب، ج ۲، ص ۴۳۳.
    ۱۶) جلاء العیون، ص ۹۶۲.
    ۱۷) تاریخ شیعه، علامه محمدحسین مظفر، ترجمه دکتر سید محمد باقر حجتی، ص ۱۲۰.
    ۱۸) الامام علی بن موسی الرضا، دخیل، ص ۹۷.
    ۱۹) توجه به این تحلیل ضروری است و متاسفانه عموم نویسندگان تحلیلی در خور ارائه نداده‏اند و گویی امام آلت دست‏خلفا بوده که هر طور بخواهند با او رفتار کنند. زمانی برای تطهیر حکومت‏خود سود برند و زمانی آن‏ها را از میان بردارند و امامان نیز فقط وسیله‏ای برای آنان باشند.
    ۲۰) زندگانی امام محمدتقی، صادقی اردستانی، ص ۸۷.
    ۲۱) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۹۴و رجال کشی، ص ۵۶۰.
    ۲۲) الحیاه السیاسیه للامام الرضا، ص ۳۷۸.
    ۲۳) عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۷۹.
    ۲۴) اختصاص، صص ۹۶ و ۹۸ و بحارالانوار، ج ۵۰، صص ۷۵- ۷۷.
    ۲۵) در این باره که امام در چه سالی به مدینه بازگشت مطلبی یافت نشد.
    ۲۶) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۶ و تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، جزء ۱۰، ص ۳۰۴.
    ۲۷) مناقب آل ابی‏طالب، ج ۴، ص ۳۸۴ و بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۸.
    ۲۸) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۱۸.
    ۲۹) تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۳۱۹.
    ۳۰) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲.
    ۳۱) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۷ و دلائل الامامه، ص ۳۹۵ و عیون المعجزات، ص ۱۱۷.
    ۳۲) همان، ص ۸.
    ۳۳) مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۴۱۱.
    ۳۴) بصائر الدرجات، ص ۴۶۷.
    ۳۵) جلاء العیون، ص ۹۷۰.



    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  13. #45
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞


    میهمان کاظمین

    شهر، در عمق سکوت، لحظات اندوهباری را پشت سر می‏گذارد! گویی به دنبال تکرار خاطره‏ای است که تلخی آن را پیش‏تر تجربه کرده است.

    آن روز، تابوت مظلومانه امامی بود و شانه چند مرد ناآگاه؛ و امروز شانه تنگ مردمانی‏ست و عطر تابوت امامی در نهایت مظلومیت؛ امامی که در نهایت جوانی و بهار زندگانی، تأثیر زهرآگین خزان را بر جای خویش به تماشا بنشیند.

    گویی تمام آسمانیان، میهمان بغدادند؛ میهمان سوگی غریبانه؛ غریبانه، مثل تمام داغ‏های نینوایی!


    کجایید، شانه‏های سبز مدینه؟
    این شانه‏های نامحرم، بسی نامهربانند!

    کجایید کوچه‏های مدینه تا مرثیه خورشید را به گریه بنشینید؛

    این کوچه‏ها همیشه با خورشید نامحرمند!

    کجایید، بانوان حرم که با فرشتگان الهی، مویه‏گر شوید!

    کجایید، داغ پروردگان حریم ولایت که امروز، روز ماتم آل الله است!

    معتصم، در سیاهی جامه و بغداد در تیرگی جهل، دست و پا می‏زدند؛ هنگام ظهور خورشیدی بود که پیام‏آور انوار آسمانی ولایت باشد، تا ابرهای تیره جهالت را از اذهان امت بزداید!

    از بخشش‏های کلامش تا کرامت‏های مرامش، عوام و خواص بهره می‏بردند و چتر انوار الهی‏اش، همه را یکسان به «طور» معرفت رهنمون می‏گشت!

    دشمنانی که تنها هنرشان در خلافت، ظلم و تنها تکیه‏گاهشان در دیانت، تعصّب و جهل بود، نه خیری در «نسبت»شان بود و نه خیری در «وصلت» شان. «ام فضل»هاشان، بی‏فضیلت‏ترین زنان و «معتصم»هاشان، بی‏ عصمت‏ترین مردان؛ علماشان جهل‏اندیش و حکماشان کافرکیش بودند.
    صورت‏هاشان، تبسم‏آذین و دل‏هاشان تنفّرآگین بود. جامه‏هاشان سیاه، دل‏هاشان سیاه و چهره‏هاشان از شدت تعصب و جهل، سیاه سیاه بود. کسی باید می‏بود تا این همه تیرگی را از اذهان بزداید!

    باید کسی بود تا معارف راستین الهی را به عوام و خواص می‏آموخت!

    اما دریغا که این دنیای سفله‏پرور، اهریمن حسادت را برای مقابله با نور علم و معرفت پرورانیده است!

    دریغا که میزبانان نامهربان، پاس میهمانان نگه نداشتند؛ میهمانی که آسمان و زمین، مقابل نامش، قد به تکریم خم می‏کرد!

    آن روز، بغداد بود و نُهمین خورشید ولایت که غریبانه به همجواری «جد» غریبش می‏رفت؛ به همجواری کسی که تلخی خاطره‏هایش را زندان ‏های ‏هارون، همواره به یاد می‏آورند!

    تابوتی از نور، به آسمان و تابوتی از نور، به کاظمین نزدیک می‏شد و زمان، زمان وداع عالم خاک با فرزند افلاک بود؛ فرزندی که از پرتو آیینه وجودش، انوار حق، به دل‏ها می‏تابید و گمگشتگان مسیر حق را به حق رهنمون می‏شد!

    درود خداوند بر تو و شهادت غریبانه‏ات باد، یا مولا، یا جواد الائمه!


    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  14. #46
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞


    لوح مقدرات به هم خورده خاک است؛ آسمان در هم پیچیده است؛

    ستاره‏ای روشن نیست؛ ماه، در سوی دیگر آسمان فرو ریخته است؛

    شیطان، پشت درهای بسته نامردی، زهر در کاسه می‏ریزد.

    آسمان در خویش مچاله می‏شود از اندوه؛ خاک، تاب نمی‏آورد؛

    واپسین لحظاتِ نفس کشیدنِ بغداد است در هوایی که مولا در آن نفس می‏کشد.

    جوانی‏اش را ملائک به نوحه نشسته‏اند.

    طنین توطئه، خواب تاریخ را می‏آشوبد،

    حقیقتی ویرانه بر دیوارها سرگذاشته، های‏های می‏گرید.

    رنجی نزدیک ـ کاظمین منتظر است با آغوشی گشوده تا جوان‏ترین ستاره دنبال‏دار امامت را از خاک تا افلاک دنبال کند

    حالتِ محزون خاک، ملائک را به زاری نشانده است.

    ثانیه‏ها، پُرشتاب می‏گذرند، پاییز بر پنجره‏ها پنجه می‏کشد،

    چشم‏های شیطان، نزدیک و نزدیک‏تر می‏شود ـ دست‏ها و کاسه زهر

    تو را با زهر سیراب کرده‏اند.

    صدای رفتنت را ملکوتیان نزدیک حس می‏کنند.

    رفته‏ای و آفتابی از خاک رو گرفته است،

    غمی سرشار در رگ‏های زمین می‏جوشد.

    نبودنت را بر سر می‏کوبیم. سال‏های سال می‏گذرد؛ ا

    ما هنوز صدای گام‏هایت را می‏شنویم

    که در کوچه‏های آسمان قدم می‏زنی

    جوانی‏ات را، بیست و پنج سالگی‏ات را.

    کبوترانه بال گرفته‏ایم بر گنبد و گلدسته‏هایت.

    گذشته‏ای و زمان، شرمگین به دور دستِ نگاهت چشم دوخته است.

    «بغداد»، دست و پا در شوره‏زار اندوه می‏زند بیهوده.

    باد از هوای حادثه، بوی توطئه می‏آورد و همچنان کائنات سیاه‏پوش تواَند.

    «شبِ بدی ست نفس‏ها به خاک افتاده‏ست

    و ماه بادیه حتی به خاک افتاده‏ست

    زمین مدار نخواهد شناخت بعد از این

    چه آتشی‏ست که در خوابِ خاک افتاده است»



    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  15. #47
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞


    القاب و کنيه هاي امام
    ۱ ـ ابو القاسم: کنیه حضرت رسول اکرم (ص) و حضرت بقیه الله (ع) است و چنانکه در اخبار بطور مطلق ذکر شود مراد حضرت ولى عصر است.
    و چون روایت از حضرت امام حسن و امام حسین (ع) نادر است ذکر کنیه ایشان کمتر شده با آنکه کنیت حضرت امام حسن ابو محمد است و کنیت امام حسین ابو عبد الله است (لوامع صاحبقرانى) .و کنیه امام صادق (ع) نیز ابو عبد الله است.
    ۲ ـ ابو الحسن: مشترک بین حضرت امیر و حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا و حضرت هادى است منتهى بطور اطلاق یا متداول، حضرت موسى بن جعفر و (بقید ثانى) حضرت رضا و (بقید ثالث)، کنیه حضرت هادى است.
    ۳ ـ ابو محمد: مشترک بین حضرت مجتبى و حضرت زین العابدین و حضرت امام حسن عسکرى است گرچه نوعا در اخبار اطلاق بر اخیر مى‏شود.و حضرت زین العابدین را همیشه باسم یاد مى‏کنند .
    ۴ ـ ابو ابراهیم: خاص حضرت موسى بن جعفر (ع) است.
    ۵ ـ ابو اسحق: مختص بحضرت صادق علیه السلام است.
    ۶ ـ ابو جعفر: مشترک بین حضرت باقر و امام جواد (ع) است.منتهى چنانچه بطور اطلاق ذکر شود یا بقید اول، مراد حضرت باقر و باقید (ثانى) حضرت جواد (ع) است و استعمال «ابو الحسن» در کنیه امیر المؤمنین کم و بیشتر ابو الحسنین که خاص آنجناب است آمده.

    القاب:
    لقب عالم و شیخ و فقیه و عبد صالح: خاص حضرت موسى بن جعفر است.ولى گاهى شیخ در لقب حضرت صادق نیز آمده (۱) چنانکه ابو عبد الله و فقیه و عالم نیز بر آنحضرت اطلاق شده.ولى مجلسى فرموده: فقیه را بیشتر بر امام على النقى اطلاق مى‏کنند و گاه باشد که فقیه را بر امام حسن عسکرى و صاحب الامر اطلاق مى‏کنند (لوامع ص ۸۷) .لقب نقى و ماضى و صاحب العسکر و رجل: در مورد حضرت امام حسن عسکرى استعمال شده.چنانکه گاهى از آنحضرت بماضى و فقیه نیز تعبیر گردیده .
    لقب صاحب و صاحب الدار: بقائم مهدى یعنى حضرت صاحب الزمان اختصاص دارد و لقب صاحب الناحیه را به حضرت صاحب الامر اطلاق مى‏کنند (لوامع) و نیز بحضرت هادى و حضرت عسکرى اطلاق شده .
    مجلسى اول فرموده: غایب و علیل و غریم را نیز بر حضرت حجت اطلاق مى‏کنند (لوامع) .
    باحدهما: حضرت باقر یا صادق اراده شده.و بعسکریین حضرت هادى و عسکرى مرادند و بکاظمین حضرت موسى بن جعفر و حضرت جواد اراده مى‏شود.
    بقیه القاب


    امیر المؤمنین و مجتبى و شهید و زین العابدین و باقر و صادق و کاظم و رضا و جواد و هادى و عسکرى و صاحب الزمان بترتیب القاب مشهوره دوازده امامند که نزد عموم حتى از اسماء این بزرگواران بیشتر اشتهار دارد.
    (رک: لوامع صاحبقرانى، مشترکات طریحى) .
    _______________________
    پي نوشت :
    ۱ ـ بمقدمات کتاب شریف (منتقى الجمان) و فوائد کتاب مشترکات شیخ طریحى مراجعه فرمائید .
    ۲ ـ کما فى روایه زراره و محمد بن مسلم حیث قالا بعث الینا الشیخ و نحن فى المدینه الخ ...
    در لوامع فرموده: عالم که گویند مراد معصوم است و خصوص احدى مراد نیست.




    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

  16. #48
    مدیر ارشد انجمن طهورا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۵-۱۳
    نوشته ها
    2,406
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 1 در 1 پست

    Re: ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞



    دانشمندان اهل سنّت و امام جواد علیه السلام

    سیماى پرفروغ و عالمتاب امام جواد علیه‏السلام نه تنها شیعیان را شیداى جمال و جلال خویش ساخته، که دانشمندان اهل سنّت را نیز از سکوت و خاموشى رهانیده است.

    آنان در منابع تاریخى و حدیثى خویش، به قدر ایمان و معرفت خود، زبان به حقیقت گشوده‏اند و شخصیت آسمانى پیشواى نهم شیعیان را چنین به تصویر کشیده‏اند:

    ۱. سبط ابن جوزى حنفى (متوفّاى ۶۵۴ ق.):
    «و محمد، الامام ابوجعفر الثانى کان على منهاج أبیه فى العلم و التقى و الزهد و الجود... و کان یلقّب بالمرتضى والقانع...».[۱]

    ۲. کمال الدین محمد بن طلحه شافعى (متوفّاى ۶۵۲ ق.):

    «... و ان کان صغیر السّنّ فهو کبیرالقدر، رفیع الذّکر...».[۲]

    ۳. شمس الدّین ذهبى (۷۴۸ ق.):

    «کان محمّد یلقّب بالجواد و بالقانع والمرتضى، و کان من سروات آل بیت النبى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس� �م ... و کان أحد الموصوفین بالسّخاء فلذلک لقّب الجواد...»[۳].

    ۴. ابن صبّاغ مالکى (متوفّاى ۸۵۵ ق.):
    «و هو الامام التّاسع... عرف بأبى جعفرالثانى، و ان کان صغیرالسّنّ فهو کبیر القدر، رفیع الذّکر، القائم بالامامه بعد علىّ بن موسى الرّضا... للنصّ علیه والاشاره له بها من أبیه کما أخبر بذلک جماعه من الثّقات العدول».[۴]

    ۵. عبداللّه بن محمّد بن عامر شبراوى شافعى (متوفّاى ۱۱۵۴ ق.):
    «... و کراماته رضى‏اللّه عنه کثیره و مناقبه شهیره، ثمّ ذکر بعض مناقبه و ختم حدیثه بقوله: و هذا من بعض کراماته الجلیله و مناقبه الجمیله».[۵]
    ________________________________________

    پي نوشت :
    [۱]اصول کافى، ج ۱، ص ۳۵۳؛ بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۶۸.
    [۲]مطالب السّؤول، ابن طلحه شافعى، ص ۲۳۹؛ الفصول المهمّه، ص ۲۵۲.
    [۳]الوافى بالوفیات، ج ۴، ص ۱۰۵.
    [۴]الفصول المهمّه، ص ۲۵۱.
    [۵]الاتحاف بحبّ الاشراف، ص ۱۶۸.





    پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
    سرشار از احساس و تماشايي کن
    هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
    اي خوب بيا دوباره آقايي کن

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. برگزاری ويژه*برنامه*های ميلاد نبی مكرم اسلام(ص) در فرانسه
    توسط Vesal در انجمن بايگاني خبرگزاري مذهبي گنجينه الهي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۲-۱۰-۸۸, ۱۶:۰۲
  2. ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه امام رضا عليه السلام ۩۞۩
    توسط طهورا در انجمن گنجینه(ویژه نامه) مناسبت های مذهبی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: ۱۱-۲۶-۸۸, ۱۰:۰۵
  3. ۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩ويژه نامه شهادت حضرت رقيه (س)۩۞۩ ╬♥╬ ۩۞۩
    توسط طهورا در انجمن گنجینه(ویژه نامه) مناسبت های مذهبی
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: ۱۱-۰۱-۸۸, ۱۹:۴۸
  4. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: ۰۹-۱۱-۸۸, ۱۷:۵۳

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •