نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: برخى از مواد حرام شده‏

  1. #1
    کاربر ویژه ERFAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    3,976
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 0 در 0 پست

    برخى از مواد حرام شده‏


    پیش از آن که به گوشهای از حکمت و فلسفه حرکت میته و خون و گوشت خوک و آنچه به دست کفار و مشرکان در راه بتان و دیگر مقاصد شوم کشته می*شود و به یقین از خبائث و امور زیان بار است اشاره شود لازم است به مقدمهای توجه شود.
    فرض کنید کارخانهای برای تولید روغن از دانه*های نباتی، به وسیله صنعت گرانی ماهر و دانشمندانی آگاه ساخته می*شود، و به چند یا یک سرمایه دار می*فروشند، قطعاً کارخانهای که برای تولید روغن ساخته شده باید در دهانه*ها و لوله*های آن دانه*های روغنی ریخته شود تا کارخانه به تناسب خوراکی که به آن داده*اند منظم و سالم کار کند، و صاحب یا صاحبان کارخانه و دیگر مردم از تولید کارخانه بهره مند شوند، چنانچه احمق و نادانی به جای ریختن دانه*های روغنی در کارخانه ریگ و سیمان و خاک بریزد و کارخانه را روشن کند، به نظر آورید که چه بلائی سر کارخانه و دیگ*ها و دستگاه*های آن خواهد آمد؟!
    کارخانه بدن را علیمی حکیم، صانعی قادر، مهربانی دانا و توانا، رئوفی بصیر ساخته و پرداخته، و با دانش بینهایتش به مصالح و مفاسد و منافع و زیان*های آن احاطه دارد و می*داند چه موادی به سود این بدن و عامل سلامت و رشد آن، و چه موادی به زیان و ضرر بدن و عامل تخریب و بیماری و فاسد شدن آن است، و نیز احاطه کامل به این حقیقت دارد که چه موادی از طریق هضم شدن در بدن، به صورت مثبت یا منفی در روح و روان و خلقیات انسان اثر می*گذارد و سبب سعادت یا شقاوت او می*شود، براین اساس همه طیبات را بر انسان حلال، و همه خبائث را بر آدمی حرام نموده است، زیرا طیبات در بدن و روان و خلقیات اثر مثبت می*گذارد، و خبائث در بدن و روان و خلقیات اثر منفی می*نهد و این واقعیتی است که تجربه تاریخ حیات انسان نیز به اثبات رسانده است.
    آیا انصاف است که انسان به دستورات خدای مهربانش و پروردگار رئوفش توجه نکند، و برای یک سلسله لذات خیالی به موادی روی کند که آن چنان به بدن و روان زیان برساند که گاهی تا پایان عمرقابل جبران نباشد و از این طریق نیز خانواده و جامعه خود را مبتلا نموده و به آنان هم خسارت وارد کند.
    حضرت باقر (ع) از قول خداوند مهربان نقل می*کند که حضرت حق به همه بنی آدم خطاب نموده:
    «یابن آدم اجتنب ماحرمت علیک تکن من اورع الناس.» «1»
    فرزند آدم از آنچه بر تو حرام کرده*ام دوری کن تا پارساترین مردم باشی.
    از حضرت صادق (ع) پرسیدند پارساترین مردم کیست؟ حضرت پاسخ داد
    «الذی یتورع عن محارم الله:»
    کسی است که از محرمات خدا بپرهیزد.
    از حضرت صادق (ع) روایت شده خداوند در مناجاتش با موسی به موسی فرمود:
    «یاموسی ماتقرب الی المتقربون بمثل الورع عن محارمی فانی امنهم جنات عدنی، لااشرک معهم احداً:» «2»
    ای موسی مقربان به چیزی مانند دوری از محرماتم به من تقرب نجستند، من بهشتهای جاویدانم را به آنان عطا می*کنم واحدی را در پاداششان با آنان شریک نمی*کنم.
    زیدبن علی از پدر بزرگوارش حضرت زین العابدین روایت می*کند که آن حضرت فرمود:
    «الورع نظام العبادة، فاذا نقطع الورع ذهبت الدیانة، کما اذا نقطع السلک اتبعه النظام:» «3»
    پارسائی و دوری از محرمات نظام عبادت و بنگی نسبت به حق است، هنگامی که پارسائی و روح پرهیز از محرمات از زندگی و حیات انسان قطع شود، دیانت و دینداری قطع می*شود، چنان که وقتی نخ تسبیح قطع شود، دانه*ها از هم گسسته می*گردند.
    از حضرت صادق (ع) روایت شده:
    «اتقوالله اتقوالله علیکم بالورع وصدق الحدیث واداء الامانة وعفة البطن والفرج تکونوا معنا فی الرفیع الاعلی:» «4»
    تقوای الهی پیشه کنید، تقوای الهی پیشه کنید، شما را به پارسائی و دوری از همه محرمات و راستگوئی و اداء امانت، و پاکی شکم و غریزه جنسی سفارش می*کنم تا با ما در مقام رفیع اعلی قرار گیرید.
    و نیز از امام ششم (ع) روایت شده:
    «اورع الناس من وقف عندالشبهة، اعبدالناس من اقام الفرائض، ازهد الناس من ترک الحرام، اشد الناس اجتهاد امن ترک الذنوب:» «5»
    پارساترین مردم کسی است که در امور شبهناک توقف کند، عابدترین مردم کسی است که واجبات را بجای آورد، زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک کند، و کوشاترین مردم کسی است که گناهان را ترک کند.
    امام صادق (ع) فرمود:
    «علیکم بالورع فانه لاینال ماعندالله الابالورع:» «6»
    شما را به پارسائی و ورع سفارش می*کنم زیرا جز با ورع به رضوان و رحمت و بهشت خدا نمی*توان رسید.
    با ملاحظه آیات [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] و روایاتی که نقل شد و دقت در مفاهیم آن*ها به این نتیجه می*رسیم که سلامت بدن و روان، و رشد تربیتی و رسیدن به کمال، و تحقق سعادت دنیا و آخرت در گرو اجتناب از محرمات و دوری گزیدن در معاصی و تسلیم شدن در برابر خواسته*های حق و فرمانهای پروردگار مهربان عالم است، پروردگاری که جز خیر و سلامت و مصونیت انسان را از خطرات نمی*خواهد.

  2. #2
    کاربر ویژه ERFAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    3,976
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 0 در 0 پست
    میته
    در میته هر حیوان و جانداری مواد آلی سریع الفسادی قرار دارد بسیار خطرناگ، که به سرعت عفونت در آن ظهور می*کند، و هر چه به گرما نزدیک تر باشد فسادش بیشتر و بوی عفونت آن آزار دهنده تر، و موجب تولید میکرب خسارت بار وب است.
    در میدان*های جنگ که بدن کشته*ها روی زمین مانده و عفونی شده، فراوان دیده شده که بیماری وبا در آن نواحی شایع گشته، و به منطقه و به مردم زیان و ضرر رسانده است.
    به این خاطر شارع اسلام با رعایت شرایط فرمان داده شتابانه کشته*ها را دفن کنند و اگر وقتی برای رعایت شرایط نباشد همه را زیر خاک پنهان کنند تا خطری از این ناحیه متوجه محیط و احدی از مردم نشود.
    زمانی که روح در بدن حیوان یا انسان است، ابزارهای دفاعی بدن در برابر میکرب*های خطرناک، مانند گلبول*های سپید به شدت درفعالیتاند، تا با جنگی سخت دشمنان بدن را مغلوب نمایند، ولی هنگامی که جان از بدن بیرون می*رود و ابزار دفاعی با نبود جان از کار میافتند، میکرب*ها برای فعالیت خود در همه کشور تن میدان را خالی می*بینند و با تمام قدرت به ضربه زدن به تمام نواحی جسم مشغول می*گردند، از این جهت در قانون الهی میته محکوم به نجاست است و در خصوص بدن انسان موجب غسل مس میت می*شود، با توجه به این فعل و انفعالات منفی که در میته حاصل می*شود که از طرفی موجب نجس شدن آن و از طرف دیگر منبع آلودگیها و فسادها و انواع میکرب*های خطرناک می*گردد خوردن آن از طرف حضرت حق حرام اعلام شده زیرا موجب فساد بدن انسان، و سبب پدیدن آمدن اختلالات روانی و اخلاقی است، و بدون تردید طبع سالم انسانی از خوردن آن نفرت دارد، و به آن میل و اشتها پیدا نمی*کند، مگر انسانی که در گردونه لج بازی با قانون الهی باشد، و از روی بیخردی به دشمنی با خود برخیزد، و به عمد به تخرب بدن، و ایجاد اختلال در روان و اخلاق اقدام کند، که در این صورت چنین انسانی از آن میته فاسدتر و در آلودگی اخلاقی بدتر است.
    در میان تمام ملتهائی که اندک توجهی به حق داشتند، میته را پلید می*دانستند و از آن دوری می*جستند.
    در مذهب یهود حتی در برابر با تورات فعلی میته را چه از حیوان، چه از انسان نجس می*دانند، و در این حکم به اندازهای به افراط رسیده*اند که در تورات فعلی تحریف شده می*خوانیم: هر کس نزد محتضر باشد پس از فوت او همه حاضران نجس هستند گرچه دستی به میت نگذاشته باشند. «7» در مذهب زردشتیان برای میته حیوان و انسان مقررات بیشتر و سخت تر و افراطی تر از مذهب یهود وجود دارد، انداختن مرده را در رودخانه جنایت بزرگ به حساب می*آورند، به این عنوان که رودخانه مقدس است به چه سبب آن را آلوده کرده*اند، روی این حساب انجام دهنده آن را محکوم به اعدام می*دانند، زردشتیان نه تنها میت را نجس می*دانند، بلکه نظرشان این است که تمام اشیاء متعلق به میت حتی کسان نزدیک به او نجس می*شوند، گرچه در شهری دیگر باشند و اطلاعی از مردن وی نداشته باشند.
    کتاب اسلام و علم امروز می*گوید: ما نمی*توانیم اصول طهارت اسلام را محدود به میکرب بدانیم، زیرا میکرب چیزی است که در این چند قرن کشف شده، و هنوز خیلی رموز و دقایق نامعلومی در این زمینه مانده که کشف آن به عهده دانشمندان عصرهای آینده است.
    ما دانسته*ایم که اسلام در دستور طهارت خود در نظر داشته که میکرب*ها زدوده شود، و فهمیدیم که در روزگار پیدایش اسلام این کشف مهم یعنی کشف میکرب را که امروز دانشمندان با علوم تجربی دانسته*اند مورد توجه قرار داده است، ولی نباید دستورات دین اسلام را که برای تمام قرون لحاظ شده و حقایقی را در زمینه*های گوناگون بیان نموده با کشفیات یک قرن محدود کرد.
    آری آنچه در اسلام بعنوان نجاسات شناخته شده مانند میته- خون- گوشت خوک و ... چیزهائی هستند که منبع میکرب*های بیماری زاست و برای تندرستی و سعادت انسان زیانبارند.
    اما در باطن این دستورات ممکن است فوائد دیگری منظور شده باشد که هنوز بر دانشمندان پوشیده است و ممکن است کسانی که پس از ما پا به دایره زندگی می*گذارند و فکر و علمشان از ما بیشتر است آن را بیان نمایند.

  3. #3
    کاربر ویژه ERFAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    3,976
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 0 در 0 پست
    خون
    خود از مواد آلی حیوانی تشکیل شده و مواد ازتی فراوانی دارد و کانون میکرب*هاست، تا جائی که طبیبان حاذق برای تشخیص بیماری و پیداکرن سبب اصلی آن به آزمایش خون بیمار متوسل می*شوند، تا روشن شود چه نوع میکربی در خون جای گرفته و به فعالیت برضد بدن می*کوشد.
    میکرب هنگامی که وارد خون در گردش می*شود تکثیر پیدا می*کند و اگر علاجی در کار نباشد انسان از پای می*افتد و چه بسا هلاک می*شود.
    شارع مقدس اسلام، روزی که می*خواست اسلام را تبلیغ کند آن هم در روزی که همه جهان نسبت به انیگونه حقایق بهداشتی و طبی و دیگر حقایق مهم در جهالت و تاریکی به سر می*برد، از زیان*های خون کاملًا آگاه بود، و به مفاسد و مضرات و خطرات آن وقوف کامل داشت، درحالی که مردم آن روزگار خون را از غذاهای رسمی و لذیذ می*دانستند!!
    آن روز خون را نجس و خوردن آن را حرام اعلام کرد، در کتاب تمدن الاسلام ص 185 می*خوانیم: پروست که از فلاسفه غرب است در کتاب خود می*نویسد زمانی در آمریکای شمالی با خون تغذیه می*کردند، ولی در این دوره کشف شده که خوردن خون زیان فوق العادهای دارد.
    بی شک زمانی که از طرف حضرت حق و شارع مقدس قوانین اسلامی خون جزء نجاسات اعلام شد و خوردن آن حرام گشت یک نفر در آن روزگار پیدا نمی*شد که مضرات خون را بداند، بلکه در آن روزگار خون را مانند گوشت و سایر مواد خوردنی از جمله غذاهای رسمی و مفید می*دانستند و به این سبب خون گوسپند و گاو و دیگر حیوانات را می*گرفتند و در روده ریخته روی آتش بریان کرده می*خوردند.
    گوسپند را سر نمی*بریدند که مبادا خونش بریزد و از بین برود، و به قتل صبر که در اسلام حرام شد آن را می*کشتند.
    در تورات در سفر تثنیه باب 12 آیه 17 آمده: ولی خون را مخور و آن را مثل آب روی زمین بریز.
    از این آیه معلوم می*شود که خون در ادیان الهی گذشته هم حرام بوده، ولی جاهلان لذت پرست که اکثر مردم جهان را تشکیل می*دادند و می*دهند حدود دینی را رعایت نکرده و نمی*کنند و از حرامی که موجب زیان بدن و اختلال روح می*شود پرهیز نمی*کنند و ورع و پارسائی به خرج نمی*دهند.

  4. #4
    کاربر ویژه ERFAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    3,976
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 0 در 0 پست
    گوشت خوک
    در آئین مقدس اسلام چنان که در آیات صریح [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] و روایات آمده گوشت خوک که دیرباز است خوراک غربیان و برخی مسلمان نماهائی که میمون وار مقلد آنان*اند شده نجس و خوردن آن مؤکداً حرام اعلام شده و حرمت آن چون سایر محرمات تا قیامت باقی است.
    شریعت پاک و حکیمانه اسلام به سود بدن و روان انسان، خوک را از اعیان نجسه به شمار آورده و خوردن گوشت و شیر آن را ممنوع، و خرید و فروش آن را حرام نموده است.
    فلسفه حرمت گوشت خوک خسارت*های زائدالوصف و زیان*های زیادی است که از این حیوان به محیط زندگی سرایت، و موجب ضررهای سنگین بر بدن و روان انسان است.
    محافل علمی دنیای این زمان متوجه زیان*ها و خسارت*های این گوشت شده، در اندیشه این هستند که انسان را از این منبع ضرر و خطر نجات دهند.
    بیان همه زیان*های گوشت خوک در این سطور نمی*گنجد از باب نمونه فقط به چند بخش از زیان*های آن اشاره می*شود.
    1- خوک در تغذیه خودش از خوردن پلیدی*ها و کثافات حی از نجاسات خود امتناع نمی*کند.
    «متأسفانه بعضی از انسان نماها به طبیعت خوک دچار شده، از خوردن هرگونه کثافات و نجاسات مالی چون رشوه، غصب، ربا، دزدی، خیانت، کمفروشی، حق یتیم باکی ندارند»
    2- خوک غیرت ناموسی ندارد، و دچار پلیدی دیوثی است تا جائی که جفت خود را در معرض خوک*های نر دیگر قرار داده و از این عمل علاوه براین که باک ندارد لذت هم می*برد! و این صفات و اخلاق بدون شک در گوشت او تأثیر دارد، از این جهت اشخاصی که عادت به خوردن گوشت خوک دارند تحت تأثیر این صفات زشت قرار می*گیرند.
    3- بیماری خطرناک لادرری «ladrerie* ازگوشت خوک تولید می*شود، در مناطق مسیحی نشین این بیماری فراوان است، ولی در بلاد مسلمان نشین و در میان یهودیان که از خوردن گوشت خوک می*پرهیزند ابداً یافت نمی*شود.
    اسلام و علم امروز در ص 403 می*گوید: این بیماری از میکرب تنیابه وجود می*آید، که از گوشت خوک که لانه این میکرب است به انسان سرایت می*کند و آن را تنیاسلیوم میگویند.
    تنیاسلیوم که ازآن به حب القرع یا کرم کدو تعبیر می*نمایند در بدن خوک لانه دارد.
    این کرم هنگامی که وارد امعاء انسان می*گردد، قلابهائی در سر دارد که به جدار روده بند می*کند، و یک بخش از حب القرع است که بسا به چهل متر می*رسد و هرچه از سر دورتر و به دُم نزدیک تر می*گردد ضخیم تر می*شود، و بدن آن بندبند است، بند آخرین که از همه بزرگ تر است به اندازه یک لوبیاست، هنگامی که سیر تکاملی به انجام رسید جدا شده وارد مدفوع انسان می*گردد، و بند متصل به آن در نوبت تکامل می*نشیند تا بزرگ شده جدا شود با مدفوع خارج گردد.
    هر یک ازاین بندها چندین هزار از تخم همین میکرب را در درون خود دارند که اگر وارد خاک زراعت، یا محیط باغ*ها گردد، در صورتی که محصول چیده شده را به آن گونه که باید شستشو نکنند، یا مواد لازم میکرب کش را به آن نزنند، خورندگان از خطر این میکرب مصون نخواهند بود.
    4- از زیان*های قابل توجه گوشت خوک تولید بیماری تریکینوز است که میکرب آن به نام تریکین یا تریشین است که در گوشت خوک لانه می*گذارد به طوری که در یک کیلو گوشت خوک بسا 400 میلیون نوزاد تریکین موجود است.
    این حیوان به صورت کرم کوچک از یک میلی متر تا سه میلی متر طول دارد، و در هر ماه می*تواند از ده تا پانزده هزار تخم بگذارد، و زیان*های حاصله از آن به مراتب شدیدتر و مفاسدش بیشتر از میکرب تنیاسلیوم است.
    عوارض حاصله در بدن انسان به خاطر خوردن گوشت خوک و داخل شدن تریکین به معده انسان کم نیست اول مرتبه گلبول*های قرمز را آسیب می*رساند، در نتیجه تولید بیماری کم خونی می*کند و سپس سرگیجه و امراض و عوارض دیگری را برای انسان به ارمغان می*آورد و نهایتاً در برخی از موارد به مرگ می*انجامد، و این است فلسفه*های حرمت گوشت خوک از دیدگاه اسلام. «9» حیوانات حلال گوشتی که به وسیله کافران و مشرکان پای بتان و برای مقاصد شیطانی قربانی می*شوند، جزء محرمات الهی است و حکم میته را دارد و باید از آن اجتناب کرد، اجتناب از این نوع قربانی*ها از جلوه*های مهم مبارزه آئین توحید با مظاهر شرک است، یقیناً در این نوع قربانی*ها که میته به حساب می*آید آثار سوئی در روح و روان باقی می*گذارد.
    اگر غربیان و غرب زده*ها و مقلدان میمون صفت آنان بگویند امروز با پیشرفت علوم و اختراع دستگاه*های گوناگون صنعتی گوشتهای حرام به ویژه گوشت خوک را می*توان از میکرب پاک کرد، و جلوی تولید زیان*های آن را گرفت و راه حرمت را به روی آن که سببش آلودگی گوشت به میکرب*های خاص است بست، در پاسخ باید گفت در علم و دانش امروز ثابت شده که همه خوراکی*ها بر روح و روان و خلقیات انسان اثر می*گذارد، آثار سوء این نوع گوشت*ها را با چه دستگاه صنعتی می*توان از آن زدود؟

  5. #5
    کاربر ویژه ERFAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    3,976
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 0 در 0 پست
    مسئله اضطرار
    اگر انسانی بدون انجام ظلم و تجاوز به اضطرار دچار شد و در فضای اضطرار جانش به خطر افتاد به حکم غفران و رحمت خدا که در پایان آیه مورد بحث آمده، با توجه به قناعت کردن به مقدار ضرورت یعنی به اندازهای که جانش را از خطر برهد جایز است از محرمات ذکر شده در آیه استفاده کند، البته این مسئله در موقعیتی است که کاملًا از یافتن حلال ناامید باشد، این قانون حکیمانه یعنی جواز بهره گیری از محرمات به هنگام اضطرار از دلایل انعطاف پذیری احکام حق و توجه شارع مقدس به ضرورت*ها و نیازهای آدمی در جعل قانون است.
    جمله غَیرَ باغٍ وَ لا عادٍ بیان شرط برای حکم اضطرار است، یعنی حلال شدن محرمات برای انسان مضطر مشروط به این است که شخص مضطر در حال ستم و تجاوز نباشد و یا ستم و تجاوز او سبب اضطرار او نشده باشد، در کتاب شریف من لایحضره الفقیه به عنوان ارزش جان و ارزش حفظ آن و حرمت به هلاکت انداختن خویش روایت مهمی از حضرت صادق (ع) به این مضمون نقل شده
    «من اضطر الی المیته والدم ولحم الخنزیر فلم یأکل شیئاً من ذلک حتی یموت فهو کافر:» «10»
    کسی که به واسطه نخوردن مردار و خون و گوشت خوک در حالی که به خوردن آن*ها ناچار شده بمیرد کافر است.
    در باب فلسفه حرمت این گونه محرمات و جواز حلیت آن برای مضطر روایت بسیار با ارزشی از حضرت باقر (ع) روایت شده آنجا که از حضرت می*پرسند:
    «لم حرم الله عزوجل الخمر و المیته والدم و لحم الخنزیر؟»
    به چه سبب خدای عزوجل مست کننده*ها و میته و خون و گوشت خوک را حرام نموده، آن حضرت پاسخ داد
    «لکنه عزوجل خلق الخلق فعلم مایقوم به ابدانهم ومایصلهم فاحل لهم وباحه وعلم مایضرهم فنهاهم عنه وحرم علیهم ثم احل للمضطر فی الوقت الذی لایقوم بدنه الابه:»
    آری خداوند بزرگ انسان را آفرید و برای او آنچه که قوام و مصلحت بدنشان به آن بود معلوم و روشن بود، در نتیجه آن*ها را برای آنان حلال و مباح فرمود، و روشن و معلوم بود که چه عواملی برای بدن آنان زیانبار است، پس آنان را از آن*ها نهی کرده و بر آنان حرام نمود، سپس برای مضطر در زمانی که بدن او جز به حرام حفظ نمی*شد حرام را مباح کرد.


    پی نوشت هآ:
    ______________________________
    (1)- بحار چاپ بیروت، ج 67، ص 308.
    (2)- مشکاة الانوار 45.
    (3)- امالی طوسی، ج 2، ص 314.
    (4)- امالی طوسی، ج 1، ص 226.
    (5)- خصال، ج 1، ص 11.
    (6)- کافی، ج 2، ص 76.
    (7)- مطهرات در اسلام 128 فلسفه احکام، ص 152.
    (9)- مشروح بحث این محرمات را در کتاب فلسفه احکام ج 1 و اسلام علم امروز و مطهرات در اسلام ملاحظه کنید.
    (10)- من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 218، ح 98.
    مطالب فوق برگرفته شده از:
    کتاب: تفسیر حکیم جلد پنجم
    نوشته: استاد حسین انصاریان

    ...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •