نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: برخورد منطقي و عقلاني با شبهات توسط ائمه (ع) و علمای اسلامی

  1. #1
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    838
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    برخورد منطقي و عقلاني با شبهات توسط ائمه (ع) و علمای اسلامی

    برخورد منطقي و عقلاني با شبهات توسط ائمه (ع) و علمای اسلامی

    برخورد منطقي و عقلاني با شبهات در شاخه هاي مختلف علوم اسلامي سيره و سنت دانشمندان اسلامي بالاخص پيروان مكتب اهل بيت (ع ) بوده است .
    علماي شيعي اين ادب را از پيشواي معصوم خود امام جعفر صادق (ع ) آموخته اند كه با سران مكاتب مختلف حتي مادي مسلكها مي نشست و شبهات مطرح شده از سوي ايشان را حلاجي نموده و به نقد و بررسي آنها مي پرداخت .

    جريان كلي حوزه هاي علمي شيعه در طول تاريخ ـ غير از بعضي مقاطع كوتاه ـ چنين بوده كه عالمان برجسته نه از شبهات علمي هراسي داشتند و نه از مواجهه با صاحبان شبهه بيمي به خود راه مي دادند.

    صدها اثر و تاليف ارزشمند در رشته هاي مختلف تفسير , فقه , اصول , فلسفه ,عرفان , كلام و اخلاق گواه روشني بر اين واقعيت و حتي اشاره به عناوينآنها نيازمند تدوين كتابي قطور است . حتي آثار و تاليفات مستقل علمي نيزمعمولا ناظر به ايرادها و شبهات مربوطه مي باشد.

    مروري بر آثار گوناگون شيخ مفيد , شيخ طوسي خواجه نصيرالدين طوسي , محققحلي , علامه حلي شهيد اول و شهيد ثاني , محقق اردبيلي , شيخ بهاي*ي ,ملاصدرا , فاضل نراقي , فيض كاشاني , شيخ انصاري , خاندان كاشف الغطا ,شيخ محمدحسن نجفي , ناي*يني , امام خميني , علامه طباطبايی , شهيد مطهري وشهيد صدر كه تنها نمونه هايي از سلسله عالمان برجسته شيعي اند و آثارگرانقدري از خود بجا نهادند , نشانگر اهتمام ايشان به سوالات , ابهامات و شبهاتي است كه در عرصه هاي مختلف علوم اسلامي مطرح بوده است .

    شيخ مفيد مناظره با مخالفان دين و مكتب و مواجهه با سران ايشان را سيره ائمه* اطهار(ع ) و علماي اسلامي مي داند و مي گويد:
    " پيشوايان ديني (ع ) همواره پيرامون دين خدا مناظره و در برابر دشمنان خدااحتجاج مي كردند و بزرگان اصحاب ايشان در هر زماني به مناظره پرداخته وبرحجت و برهان تكيه كرده و جدال به حق مي نمودند و باطل را با دلاي*ل وبراهين دفع مي كردند و اي*مه نيز آنان را براين امر مي ستودند و مدح وستايش مي كردند. "

    سپس چند روايت نقل مي كند :
    ١ ـ امام صادق (ع ) به يونس بن يعقوب فرمود : دوست داشتم كه تو , توان بحث و مناظره داشتي .

    ٢ ـ امام كاظم (ع ) به محمدبن حكيم فرمود : با مخالفان سخن بگو و برايشان عقاید حق خود و گمراهي آنها را آشكار ساز.

    ٣ ـ امام صادق (ع ) پس از تبيين اسماالله در پاسخ به پرسش هشام بن حكم فرمود : آيا طوري فهميدي كه بتواني ملحدين را كنار بزني و شبهات آنان را ابطال كني هشام عرض كرد : بلي امام در حق او دعا كرد .

    طبرسي نيز كتاب احتجاج را مي نگارد تا نشان دهد كه پيشوايان ديني درمناظره و پاسخ دادن به شبهات مخالفان پيشتاز بوده اند و بدينوسيله اينشبهه را كه پيامبر(ص ) و ائمه (ع ) اهل مناظره و بحث و جدل نبودند , پاسخداده باشد. وي در مقدمه كتابش مي نويسد :
    اين سخن كه گفته اند پيامبر(ص ) و ائمه(ع ) هرگز اهل جدال نبودند و از نظرمكتب شيعه نيز چنين روشي مجاز نيست پاسخ مي دهد و انگيزه خود را از تاليفاحتجاج تبيين مي كند.
    فرايت عمل كتاب يحتوي علي ذكر جمل من محاوراتهم في الفروع و الاصول مع اهلالخلاف و ذوي الفضول , قدجادلوافيها بالحق من الكلام و بالغوا غايه كلمرام
    بدينوسيله بخشي از محاورات پيشوايان معصوم را در مباحث اصولي و فروع دينبا مخالفان و صاحبان علم و فضل نقل مي كند كه در آن به جدال حق با آنانپرداخته اند.

    طبرسي در ادامه مقصود ائمه(ع ) را از نهي احتجاج با مخالفان متوجه كسانيشمرده كه به دليل ضعف علمي و ناتواني در تبيين معارف دين قدرت روياروييعلمي با مخالفان را ندارند , نه كساني كه در اين فن مبرز بوده و در مصافبا مخالفان هميشه پيروزند.
    بلكه اينان از سوي پيشوايان معصوم خود مامورند كه با آنان به مناظره و مباحثه علمي بپردازند و برتري معارف مكتب اهل بيت را نشان دهند.

    طبرسي در آغاز , آياتي از قرآن را كه احتجاج پيامبران را با مخالفانشان بازگو كرده , نقل مي كند و سپس به نقل احاديثي مي پردازد كه از فضيلت مدافعان حريم دين سخن گفته شده است .
    عالمان فراوان ديگري كه از تعدادي نام برده شد , كم و بيش مانند شيخ مفيدبرخوردار از روح تحقيق و جستجوگر بوده , در علوم مختلف با سوالات و شبهاتروبرو شده و با توان علمي خود به آن پاسخ مي گفتند.
    رشد و تعالي علوم و معارف اسلامي در طول تاريخ , علي رغم مواجهه با هزاراناشكال و شبهه كه از سوي مخالفان و معاندان مطرح مي شد , نشانه حضور مستمرقهرمانان ميدان علم و دانش است .

    خواجه نصيرطوسي با نگارش شرحي بر اشارات ابن سينا به شبهات فخررازي پاسخ گفته و از مباني فلسفي ابن سينا دفاع كرد.چنان كه محقق اردبيلي با نگارش تعليقه بر تفسير كبير فخررازي بخشي از اينكتاب را مورد نقد قرار داده و از اشكالات رازي در مبحث امامت پاسخ گفتهاست , همچنين بر شرح قوشچي بر تجريدالاعتقاد خواجه نصيرالدين طوسي حاشيهزده و از اشكالات قوشچي پاسخ گفته است .

    فيض كاشاني به تهذيب و احياي احياالعلوم غزالي پرداخت و پاره اي از نظرات او را نقد كرده و به اشكالات مطرح شده از سوي وي پاسخ گفت .
    اگر بنابر شمارش آثاري از اين دست باشد , يك مقاله گنجايش عناوين آنها را هم ندارد. تنها به منظور نشان دادن اهتمام عالمان برجسته شيعه مبني بر پاسخگويي به شبهات و اشكالات چند نمونه مطرح شد.

    سخن در اين مقاله كوتاه بيان مختصري از شيوه برخورد يكي از علماي برجسته معاصر با شبهات و اشكالات است . آيه الله جوادي آملي سالهاست كه داراي كرسي تدريس در رشته هاي مختلف تفسير قرآن , فلسفه , عرفان و فقه در حوزه علميه قم است .
    حضور صدهاتن از فضلاي حوزه در مجالس درس استاد و استقبال كم نظير از حوزهدرس ايشان خود گوياي قوت علمي , وارستگي اخلاقي و توان بالاي استاد درانتقال علوم و معارف اسلامي است . حضور مستمر استاد فرزانه در محافل تخصصي, كنگره ها و همايشهاي علمي و ايراد و سخن در جمع اساتيد , محققان وبرجستگان حوزه و دانشگاه نشانه جايگاه رفيع ايشان در مجامع علمي است .

    توصيه هاي علمي و اخلاقي ايشان هماره مورد استقبال حوزه و دانشگاه قرار گرفته و آويزه گوش شاگردانشان بوده است .
    در اين مختصر به پاره اي از نكاتي كه از برخورد ايشان با شبهات در طي دودهه گذشته استفاده مي شود , مي پردازيم باشد كه الگويي براي رهروان راهعلم و فضيلت باشد.
    استاد با بيان اين مطلب كه جستجوبراي يافتن شبهات ممكن , سنت حسنه اي است كه در حوزه هاي گوناگون علومديني رواج داشته و محدود به دايره فقه , اصول و تفسير نبوده و تمامي علومنظري و عملي و از جمله كلام , فلسفه , عرفان نظري و اخلاق را نيز فراميگيرد.

    خود نيز در هر عرصه اي كه وارد شده اند , شبهات مطرح شده و حتي شبهاتي كهممكن است مطرح شود را مورد ارزيابي قرار داده اند. و اين نكته بسيار حائزاهميت است كهعالمان اسلامي نه تنها به نقد و بررسي و رفع اشكالات مطرح شده مي پرداختند, بلكه هر سوال , اشكال و شبهه اي كه هنوز مطرح نشده ولي ممكن است درآينده مطرح شود را هم بررسي كرده و پاسخ گفته اند. تعابيري چون يمكن ان يقال و ان قلت و مانند آن در آثار و تاليفات مختلف به وفور مشاهده مي شود.

  2. #2
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    838
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: برخورد منطقي و عقلاني با شبهات توسط ائمه (ع) و علمای اسلامی

    حوزه و استقبال از شبهات

    آیت الله جوادی آملی:
    فكر را محترم بشماريم و شبهه را استقبال كنيم و پاسخ دهيم .
    از شبهه نهراسيد , دين با همين اشكالات و شبهات بارور شده و پيشرفت كرده است .

    يكي از دغدغه ها و نگراني هاي عالمان دين , ترويج و گسترش شبهات در جامعهاست . طبعا كساني كه حوصله و فرصت كافي براي پيگيري مباحث علمي و رفعشبهات مطرح شده را ندارند , در معرض آسيبهاي جدي قرار مي گيرند. ايننگراني بجا و درست است.

    شكي نيست كه نهادهاي مختلف حكومتي و غيرحكومتي در اين زمينه وظاي*في دارنداما آنچه فعلا براي ما اهميت دارد و در اينجا مدنظر است , رسالتي است كهحوزه هاي علميه برعهده دارند و وظيفه نهادهاي ديگر از حريم اين بحث خارجاست .

    استاد آيه الله جوادي آملي بارها و بارها از رسالت حوزويان در اين زمينه سخن گفته و ضرورت پرداختن به شبهاترا مطرح نموده اند. ايشان در يكي از جلسات درس خارج فقه خود به تناسببررسي شبهات مربوط به حكومت ديني و ولايت فقيه نكات مهمي را به عنوانمقدمه ورود به بحث مطرح كرده فرمودند :

    " پيدايش شبهات پيرامون ولايت فقيه و حكومت اسلامي يك واقعيت است و جواب دادن به اينها واجب است , واجب عيني يا كفايي .
    امروز بهترين راه حمايت از دين همين است . اگر كسي از دينش حمايت نكند بهاين پندار كه انقلاب شده , جنگي اتفاق افتاده و عده اي شهيد شده اند , هيچبعيد نيست بعد از چند سال از ياد مردم برود.
    اگر مردم ساكت باشند , اگر علما ساكت باشند , اگر حوزه ساكت باشد و دين راتبيين و تعليل نكند و از آن دفاع نكند ممكن است براي ساليان متمادي به دستفراموشي سپرده شود.
    الان مهمترين رسالت حوزه اين است كه اولا خودش دين را خوب بشناسد. ثانيا :آن را تبيين كند ثالثا : تعليل كند , رابعا : دفاع كند. ولايت فقيه اگرچنان چه پشتوانه نداشته باشد , جريان مشروطيت در پيش است .
    ايشان در ادامه , درباره چگونگي برخورد , شبهات افزودند :
    شبهه براي حوزه بركت است .
    مرحوم علامه طباطبايي در زمان جنگ دوم در تبريز بودند و تفسير الميزان ظاهرا دو جلد بوده است . وقتي به حوزه آمدند و شاگرداني پيدا كردند , شبهه روزانه مي رسيد و ايشان آن را در لابلاي تفسير جواب مي دادند و بدين ترتيب الميزان بيست جلد شد.
    از شبهه نهراسيد , با شبهه , بد در نيفتيد. هيچ كس با بدگويي و با درافتادن با شبهه به جايي نرسيده.
    شبهه را استقبال كنيد. اشكال را استقبال كنيد. اگر كسي راه ديگري دارد خلق الله للحروب رجالا اما وظيفه اصلي , اين است كه فكر را محترم بشماريم و شبهه را استقبال كنيم و پاسخ دهيم . "

    استاد در بيان ديگري دين را از آسيب ديدن بواسطه شبهات مصون دانسته و اظهار داشتند :
    " از شبهه نهراسيد , دين با همين اشكالات و شبهات بارور شده و پيشرفت كردهاست .چنان كه علم طب به خاطر وجود بيماري در انسان رشد كرده است .
    از شبهات استقبال كنيد و با تامل و فكر پاسخ دهيد ممكن است كسي كه شبهه را مطرح مي كند خودش دچار مشكل باشد و براي او ضرر داشته باشد , اما براي دين ضرري ندارد , نظير اين شبهات هميشه در طول تاريخ بوده است .
    استقبال از شبهه و برخورد نامناسب با شبهه نداشتن و خوفي به دل راه ندادناز شبهه از محورهاي مهم توصيه هاي استاد به شاگردان و فضلاي حوزه است .
    آنچه در طول تاريخ حيات پربركت حوزه هاي علميه سبب رشد و بالندگي علوم مختلف اسلامي شده , رعايت همين نكات بوده است .
    هرگاه حوزه , به برخوردهاي تند و حذفي روآورده , علم و دانش از ترقي وپيشرفت بازمانده وركود علمي رخ نموده است . اين سخن به معناي آن نيست كههركسي هر سخن را بتواند در هرمكان و زماني مطرح كند. بحث اين نوشتار مربوطبه وظيفه اي است كه محافل علمي حوزه در برخورد با شبهات و اشكالات برعهدهدارند. "

    اخلاص در برخورد با شبهات
    يكي از نكات مهمي كه استاد وارسته در برخورد با شبهات مطمح نظر داشته اند, اخلاص است . بدين معنا كه همانطور كه تحصيل علم و معرفت بايد خالصانهباشد , برخوردبا شبهات نيز بايد با هدف دفاع از حق و حقيقت و حراست از مباني ديني صورتبگيرد و طبعا بايد توام با اخلاص باشد , نه با هدف منكوب كردن صاحب شبهه ,
    استاد با اين سفارش از اينكه در نقد و پاسخگويي به شبهات اين امر مهم موردغفلت قرار گيرد , هشدار مي دهند. در ملاقاتي كه با استاد معظم داشتم ونظرات و رهنمودهاي ايشان را در خصوص انتشار مجموعه اي در نقد پاره اي ازشبهات مطرح شده در جامعه جويا شدم , به جد توصيه كردند كه در نقد شبهات نبايد عجله به خرج داد , چون عجله لااقل دو آفت دارد :
    اول آنكه همه زواياي شبهه مورد توجه قرار نمي گيرد و طبعا نقد كاملي صورت نمي پذيرد.
    دوم اينكه اخلاص تحت الشعاع قرار گرفته و تمام هم ناقد مصروف شكست دادن صاحب شبهه مي شود.
    نكته حاي*ز اهميتي كه در اين تذكار به چشم مي خورد رعايت دقيق مرزهاست كه مبادا به جاي حلاجي و نقد شبهه و سخن , هدف شكست رقيب و صاحب سخن باشد.
    آنچه براي يك عالم ديني اهميت دارد پاسخ علمي بهشبهه دادن و نقاط ضعف سخن نه صاحب سخن ـ را برملا كردن و مخاطبان كم اطلاعرا آگاه ساختن است .

  3. #3
    کاربرسایت ANDISHEH آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۹-۱۳
    نوشته ها
    838
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: برخورد منطقي و عقلاني با شبهات توسط ائمه (ع) و علمای اسلامی

    رعايت آداب نقد
    استاد محترم جوادی آملی، در يك محفل علمي زواياي مختلف يك نقد علمي راشكافته و تفاوتهاي ميان نقد يك كتاب و نقد مولف آن را توضيح دادند و ازدشواري نقد مولف سخن گفتند.
    آنچه در نقد يك اثر مدنظر قرار مي گيرد :
    رعايت ظواهر الفاظ , قوانين ادبي , آشنايي با قوانين محاوره و امثال آناست كه كاري دشوار نيست . اما آنچه بايد در نقد مولف اثر مورد نظر قرارگيرد , آن است كه اولا : بايد معلوم شود
    ١ ـ اين اثر از اوست يانه
    ٢ ـ آيا دخل و تصرفي در نوشته و اثر راه يافته يا نه
    ٣ ـ آيا مولف در تمام نوشته از گزند تقيه در امان بوده يا نه
    ٤ ـ آيا او عهده دار صحت و سقم همه گردآوريهاي اين اثر هست يا نه
    ٥ ـ آيا اين اثر آخرين نظريه مولف است يا از اين نظر برگشته است

    ثانيا : قدرت علمي مولف فراموش نشود , اگر در يك جاي اثر لغزيده , در مواضع متعددي استوار مانده است .
    ثالثا : عصر زندگي مولف مورد توجه قرار گيرد. چون بسياري از مبادي امروز ,مساي*ل ديروز بوده است و آنان با تلاش خود اين مساي*ل را براي ما مبداتصوري يا تصديقي كرده اند.
    رابعا : حرمت گذشتگان فقط به سبق زماني آنان نيست , بلكه به سبق مرتبتي همهست . چون آنها معلم نفوس بوده اند و در اثر تلاش و كوشش آنها علم رشدكرده است .

    تامل در نكات فوق , ناقد را در نقد علمي خود از گزند آفات متنوع باز مي دارد و متوجه مي شود كه نقد هم آدابي دارد.
    چه بسيار افرادي كه به بهانه نقد يك سخن , صاحب سخنرا آماج تيرهاي تهمت و ناسزا قرار داده و سنت حسنه نقد علمي و دفع شبهاترا آلوده اند , و زبان مخالفان و معاندان دين و حوزه هاي علميه را بهبهانه جويي ها و طعن ها گشوده اند.

    نكته مهم ديگر كه به عنوان ادب نقدعلمي و دفع شبهات درآثار استاد به چشممي خورد , آن است كه نظم صناعي بحث مقتضي طرح شبهات و اشكالات مربوط به هرمسي*له و يا هر علم در محدوده همان مسي*له و علم است .
    به عنوان مثال در علم فقه هرگز به بحث و بررسي شبهاتي كه پيرامون اصلتوحيد يا نبوت است , پرداخته نمي شود , زيرا طرح و بررسي آنها مربوط بهعلوم ديگري نظير فلسفه و كلام است و از اين رو استدلال بر اين مساي*ل وطرح شبهات مربوط به آنها به علوم مربوطه به آنها واگذار مي گردد و در آنعلوم نيز چون طالب در جستجوي يقين است ناگزير به نقد و بررسي همه شبهاتمتصور مي پردازد.
    تاريخ فلسفه و كلام اسلامي سرشار از شبهات و سوالات اعتقادي فراواني است كه با جديت و پي گيري تمام طرح و بررسي مي شوند

    در ادامه به تناسب بحث كه معرفت ديني است , افزوده اند :
    قاي*ل به معرفت قدسي بشر نمي تواند راه را بر شبهات و سوالاتي كه پيرامون هر مسي*له اي از مساي*ل علمي طرح مي شود , ببندد , بلكه او راه را جز با گذر از شبهات نمي يابد و ليكن نكته عمده اين است كه مسير شبهات و سوالات را نيز مسيري بي نهايت و يا راهي كه نهايت آن در بي نهايت است , نمي داند .

    ترويج شبهه , احياگري نيست
    تاكيد استاد مبني بر استقبال از شبهات و تلاش براي دفع عالمانه آنها ,هرگز به معناي آن نيست كه صاحبان شبهه كه با انگيزه هاي مختلف به دنبالشبهه پراكني هستند , تطهير شوند يا مورد عزت و احترام باشند. وظيفه حوزههاي علمي در رويارويي با شبهات يك مطلب است و اينكه صاحبان شبهه با چه نيتو انگيزه به طرح آن مي پردازند , مطلب ديگري است .
    قطعا ميان كسي كه در جستجوي حقيقت با سوالات وشبهاتي روبرو مي شود و صرفا براي يافتن پاسخ سوالها و حل شبهاتش به طرحآنها مي پردازد و كسي كه علي رغم روشن بودن حقيقت بدنبال شبهه افكندن درجامعه و آلوده كردن اذهان جوانان و نوجوانان و ترديدافكندن در ايمان واعتقاد ديني آنهاست , تفاوت آشكاري وجود دارد.
    دسته اول به دنبال كشف حقيقت اند تا در ايمان و اعتقادشان راسخ تر شوند و دسته دوم بدنبال تضعيف ايمان ديني مردم به منظور رسيدن به اهداف شوم خويش اند. هيچگاه ميان اين دو دسته نمي توان حكم يكسان جاري كرد.
    استاد فرزانه در پاسخ نويسندگاني كه معتقدند همه افرادي كه در تكامل معرفتديني نقش داشته اند , احياگر دين اند , چه كساني كه شبهه ها را مطرح كردهاند و چه آنان كه از اين شبهات پاسخ گفته اند , اظهار داشته اند. احياگراندين كساني هستند كه به دنبال فهم كلام اولياي دين هستند هر چند كه ممكناست برخي از آنها به خطا رفته و از تشخيص صواب باز بمانند , اما كساني كهبه قصد انكار و اطفاي نور دين با قلم و گفتار خود به طرح شبهاتي ميپردازند كه اساس دين و يا معرفت ديني را مورد خدشه قرار مي دهند , هرگزاحياگر دين نمي باشند بلكه درصدد اماته دين هستند گرچه موفق نخواهند شدچون وعده الهي بر اين است كه هرگز بدخواهان نمي توانند دهان شان نور خدارا خاموش كنند.

    هر اشكال كننده اي محيي دين نيست گرچه جواب اشكال احياي دين است . به عنوان مثال عبدالكريم بن ابي العوجا كسي است كه با امام صادق (ع ) به بحث مي نشيند. شكي نيست كه نتيجه اين بحث در نهايت به باروري معرفت ديني منجر مي شود و ليكن صرف اين نتيجه , موجب نمي شود تا آن زنديق نيز از زمره احياگران معرفت ديني بشمار آيد .

    يك معرفت شناس آن گاه كه به نزاع هاي علمي اي كه پيرامون مباحث ديني مطرحمي شود , مي نگرد , نمي تواند همه كساني را كه در اين صحنه گام مي نهند ,محيي معرفت ديني بنامد. كساني كه در اين صحنه بدون تعهد و التزام نسبت بهمباني ديني و بدون رعايت ضوابط علمي اي كه براي طرح يك مسي*له وجود داردبا هر وسيله ممكن مي كوشند تا در ميان مردم به ترويج شبهات و اشكالاتيبپردازند كه اساس ديانت را منهدم مي سازد , يقينا از زمره احياگران دينينمي باشند .

    علاوه بر نكاتي كه از زبان و قلم استاد درباره آداب رويارويي با شبهاتمطرح شد , مروري بر آثار و تاليفات و نيز روش تدريس ايشان در زمينه هايمختلف مي تواند نكات آموزنده ديگري نيز در برداشته باشد. اين مهم فرصتديگري مي طلبد ولي اجمالا آنچه با اطمينان مي توان گفت آن است كه هم درس وبحث استاد و هم آثار و تاليفات ايشان , كه غالبا تنظيم و تدوين گفتارهايايشان است , ناظر به سوالات و شبهات مربوط به هر بحثي است .

    مثلا استاد در درس خارج فقه خود به تناسب بحث ولايت از طرف سلطان جاي*ر بهتفضيل از شبهاتي كه درباره حكومت ديني مطرح شده , پاسخ گفتند و زوايايمختلف اين مسي*له را تبيين نمودند و ساعتها با حوصله و تاني اشكالات وشبهات را به طور كامل توضيح داده و سپس به پاسخ آنها پرداختند. اين روش ميتواند الگويي براي دروس حوزه و تاليفات علوم ديني قرار گيرد.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ساخت ضریح صدام توسط اردن !!
    توسط HRG در انجمن بايگاني خبرگزاري مذهبي گنجينه الهي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۱-۱۶-۸۸, ۱۷:۳۶
  2. برگزاری نمایشگاه قرآن دبی توسط ایرانیان
    توسط Vesal در انجمن اخبار قرانی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۶-۰۹-۸۸, ۲۲:۳۵
  3. ضرب وشتم نمازگزاران مسلمان توسط نظاميان هندي
    توسط Vesal در انجمن بايگاني خبرگزاري مذهبي گنجينه الهي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۴-۲۲-۸۸, ۲۱:۲۸
  4. کشتار بی رحمانه مسلمانان توسط دولت چین !
    توسط Vesal در انجمن بايگاني خبرگزاري مذهبي گنجينه الهي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۴-۱۹-۸۸, ۱۸:۰۰
  5. آتش زدن چندمسجد توسط افراد ناشناس در ترکیه
    توسط Vesal در انجمن بايگاني خبرگزاري مذهبي گنجينه الهي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۳-۰۲-۸۸, ۲۰:۱۷

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •