صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 17 تا 19 , از مجموع 19

موضوع: ولادت امام جعفر صادق علیه السلام مبارک

  1. #17
    کاربر ویژه ERFAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    3,976
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 0 در 0 پست
    2-12. عقل عنصر سازنده حُسن خلق
    امام صادق (عليه السلام) فرموده است: « اکمل الناس عقلاً احسنهم خلقاً » (کليني، 1383، ج1، ص23) کامل ترين آدميان از نظر عقل، خوش خلق ترين آنهاست يعني عقل از عناصر سازنده اخلاق نيکو به شمار مي آيد.

  2. #18
    کاربر ویژه ERFAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    3,976
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 0 در 0 پست
    3. جنود عقل و جهل در تعاليم امام صادق (عليه السلام)
    در روايت سماعه از امام صادق (عليه السلام) عقل و جهل داراي جنود و لشگر تلقي شده اند که از نظر کمّي هر يک داراي هفتاد و پنج لشگر هستند؛ يعني هيچ يک بر ديگري برتري کمّي ندارد. امام صادق (عليه السلام) با بهره گيري از روش شناساندن اشياء به اضدادشان، جنود عقل و جهل را معرفي نموده اند. از منظر روش شناسي، روش مذکور، سازوکارهاي شکوفايي عقل را در وجود آدمي به دست مي دهد. امام با معرفي جنود شيطان، آسيب هاي شکوفايي عقل را نيز ارائه داده اند، لذا حديث سماعه داراي دو نوع روي آورد ايجابي و سلبي در مقوله ي عقل است. جنود عقل مبين روي آورد ايجابي يعني ارزش ها و بايدها و جنود جهل، معرف ضد ارزش ها و نبايدهاست. چنان که قناعت از جنود عقل يک بايد و حرص و آز از جنود جهل، يک نبايد اخلاقي است. رجاء و اميدواري از جنود عقل يک ارزش اخلاقي و قنوط و نااميدي از جنود جهل و از نبايدهاي اخلاقي به شمار مي آيد. راستگويي از جنود عقل، يک ارزش اخلاقي و دروغگويي از جنود جهل، از نبايدهاي اخلاقي است. بررسي تحليلي جنود عقل و جهل ما را به اين واقعيت رهنمون مي شود که جنود عقل و جهل تعاليم سه گانه اعتقادات، اخلاق و احکام را شامل مي شود چنان که گزاره هاي چون « الايمان و ضدّهُ الکفر » و « و التصديق و ضدّه الجحود » ناظر به آموزه هاي اعتقادي و گزاره هاي چون « التوکل و ضِدَّه الحرص » و « و الحلم ضدّه السفه » ناظر به آموزه هاي اخلاقي و گزاره هاي چون « و الحجّ و ضِدّه نبذ الميثاق » و « و الصوم و ضده الافطار » از شمول جنود عقل و جهل نسبت احکام حکايت دارد. لذا مي توان اذعان نمود که عقل از سازوکارهاي متنوع براي کارکردهاي شناختي-رفتاري برخوردار است. ساماندهي جنود عقل و جهل با اعتبارات گوناگون و تجزيه و تحليل آن، نتايج با ارزشي را به دست مي دهد که نوشتار ديگري مي طلبد.

  3. #19
    کاربر ویژه ERFAN آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۸-۱۸
    نوشته ها
    3,976
    سپاس ها
    1
    سپاس شده 0 در 0 پست
    يافته ها
    1) عقل در لغت به معناي منع، نهي و حبس و جلوگيري است و در اصطلاح اين واژه در معاني گوناگون استعمال شده است که مي توان عقل را مشترک لفظي در آن معاني تلقي نمود.
    2) امام صادق (عليه السلام) عقل را اولين آفريده الهي و مقرب ترين موجودات به ذات باري تعالي دانسته است که نبايد باحالتي چون نکراء و شيطنت آن را يکسان دانست.
    3) عقل داراي کارکردهاي متنوع شناختي، عاطفي و رفتاري است. هر يک از جنود عقل که امام صادق (عليه السلام) از آنها با 75 عنوان ياد مي کند که گستره هاي متنوع کارکردهاي عقل را در حيات بشري نشان مي دهد.
    4) خداشناسي، جهان شناسي و انسان شناسي و شناخت تعاليم اعتقادي ديني از جمله کارکردهاي شناختي و نظري عقل و درک حسن و قبح، راهنمايي به حسن خلق، پرستش خداوند و مانند آن از جمله تعاليم امام صادق (عليه السلام) در زمينه عقل عملي است.
    5) شناخت جنود عقل و جهل موجب هدايت انسان مي شود و او را از گرداب جهالت رهايي و به کمال انساني رهنمون مي گردد. لذا بهره مندي انسان ها از هدايت بخشي عقل يک امر نسبي و اکتسابي است.
    پي نوشت ها :
    1. معناي شش گانه عقل از منظر ابونصر فارابي عبارتست از:
    1) عقل به معناي دورانديشي و تمييز ميان اشياء است، بدين جهت به کسي که در زندگي اهل تعقل باشد عاقل گفته مي شود. «الاول الشيء الذي به يقول الجمهور في الانسان و أنه عاقل فانّ مرجع ما يعنون به هو الي التعقل » (ابونصر فارابي، 1983م، ص 226-207)
    2) عقل به معنايي که متکلمان در مباحث کلامي خود به کار مي برند و محور اساسي در بحث هاي کلامي است و بر اساس آن اموري را واجب و ضروري مي شمرند و اموري را نفي مي کنند. « الثاني العقل الذي يُردده المتکلمون علي السنتهم فيقولون هذا ممّا يوجبه العقل و ينفيه العقل » (ابونصر فارابي، 1983م، ص 226-207)
    3) عقل به معنايي که ارسطو در کتاب برهان خود مطرح کرده است و آن عبارتست از: استعداد در ذهن و قوه نفس است که به وسيله آن انسان مي تواند به مقدمات کلي صادق و ضروري يقين پيدا کند. (ارسطو، 1405ق، ص 22) اين يقين از راه قياس يا تفکر به دست نمي آيد بلکه به تعبير فارابي فطري و طبيعي است. (فارابي، 1983م، ص104)
    4) عقل به معنايي که ارسطو در مقاله ششم کتاب اخلاق خود بدان پرداخته است. (ارسطو، 1979م، ص 226-207) در اين معنا عقل به استعداد طبيعي در انسان است که خير و شر را مي شناسد و به سوي خير گرايش و از شر روي گردان مي شود. بازگشت اين معنا از عقل به عقل عملي در قوه ناطقه نفس انساني است. (فارابي، 1983م، ص 10)
    5) پنجمين معناي عقل همانا وجه نظري قوه ناطقه در نفس آدمي است که ارسطو در کتاب النفس خويش به آن پرداخته که سبب معرفت و ادراک معقولات در نفس آدمي مي شود. از منظر فارابي، شريف ترين اجزاء، نفس است زيرا به وسيله آن الهيات و شناخت بارتعالي به دست مي آيد. (ابونصر فارابي، 1405ق، ص 108) بر اساس اين معني عقل داراي چهار مرتبه است، بالقوه، بالفعل، مستفاد و فعّال است.
    عقل انسان که يکي از قواي ادراکي نفس اوست در ابتداي حدوث از هر صورت معقولي خالي است يعني در آغاز، صرف استعداد و آمادگي براي درک معقولات است. اين استعدادي که همه انسان ها از ابتدا در آن شريکند عقل بالقوه خوانده مي شود. وقتي نفس انساني به کسب علم مي پردازد و کليات و صور معقولات در آن جمع مي شوند عقل بالقوه به سمت بالفعل شدن سير مي نمايد. (فارابي، 1358، صص 50-49) و از مرتبه « عقل بالقوه » به « عقل بالفعل » تبديل مي گردد. « عقل بالفعل » صورت براي « عقل بالقوه » و ماده براي « عقل مستفاد » است. (فارابي، 1983م، ص 106) در مرتبه عقل بالفعل با فعاليت قواي نفس و کسب صور عقولات نفس در مسير کسب کمالات قرار مي گيرد و هر چه اين صور را بيشتر دريافت مي کند از جنبه حيواني آن کاسته مي شود و بدين ترتيب تا جايي پيش مي رود که ديگر نمي توان آن را به صورت بدن ناميد و وارد مرحله جديدي مي شود و مقام وجودي تازه اي به عنوان ذاتي مفارق پيدا مي کند که در اين مقام نهايت مشابهت به جواهر مفارق را داراست. (فارابي، 1361، ص13)
    پس علم نفس در اين مرتبه به ذات خود، علم بالفعلي است که صورت معقولي را پس از آن که از قوه به فعل درآمده، پذيرفته و عقل قادر به ادراک صور معقول مفارق از ماده گرديده است. (فارابي، 1361، ص 3) فارابي چنين عقلي را « عقل مستفاد » مي نامد. نفس انسان در مرتبه عقل مستفاد، ديگر صورت بدن به شمار نمي رود و به نهايت فعليت خود رسيده است. روند فعليت يافتن عقل تا رسيدن به مرتبه عقل مستفاد سيري است که با واسطه کسب معرفت انتزاعي و نيز معرفت اشراقي و شهودي خاص تحت اشراق عقل فعال انجام مي گيرد. (فارابي، 1349ق، ص3)
    6) آخرين معنايي که فارابي در رساله معاني عقل تبيين مي کند معنايي از عقل است که ارسطو در کتاب مابعدالطبيعه خود بدان پرداخته است. اين معنا از عقل که در فصل نهم از کتاب دوازدهم (لا مبدأ) مابعدالطبيعه ارسطو مطرح شده است « عقل الهي » يا « اصل نخستين » يا « مبدأ اول » و « عقل کل » است. (ارسطو، 1384، ص 408) فارابي، عقل به اين معني را اشاره به موجودي شريف تلقي مي کند که با تعبير « عقل اول » از آن ياد مي کند.
    2. صدرالمتألهين معناي عقل را در شش معني به شرح ذيل شمارش مي کند:
    1) غريزه اي که بدان انسان از حيوانات امتياز مي يابد و آماده پذيرش دانش هاي نظري و انديشيدن در صنايع فکري مي شود.
    2) قضاياي ضروري و مورد پذيرش همگان (علوم ضروري) مانند اين که دو، دو برابر يک است، اشيايي که با يک شيء مساوي باشند با هم برابرند و اين که در يک مکان دو جسم قرار نمي گيرد.
    3) عقلي که در کتاب اخلاق از آن بحث مي شود و مراد از آن، بخشي از نفس است که به جهت مواظبت بر اعتقاد، اندک اندک و در روند تجربه کم کم حاصل مي شود و آدمي با اراده خويش به اموري مبادرت مي ورزد يا از اموري اجتناب مي نمايد.
    4) چيزي که مردم به جهت وجودش در انسان او را عاقل مي دانند و به خوب فهميدن و با هوشياري سريع در استنباط بازگشت مي نمايد. اگر چه از هدف هاي دنيوي و آرزوهاي نفس اماره بدکردار باشد، زيرا مردم کسي را که اين گونه باشد عاقل مي نامند و معاويه را از جمله عقلا مي دانند. اما اهل حق اين حالت را عقل نمي نامند بلکه نام ديگري بر آن مي نهند مانند شيطنت.
    5) عقلي که در کتاب نفس از آن بحث مي شودو آن بر چهار گونه و مرتبه است: عقل بالقوه و عقل بالملکه، عقل بالفعل و عقل مستفاد.
    6) عقلي که در کتاب الهيات و معرفت ربوبيت از آن بحث مي شود و آن موجودي است که او را تعلق به چيزي جز مبدع و آفريننده خود که خداوند قيوم است تعلق ندارد.
    از منظر صدرالمتألهين معاني شش گانه در اسم با هم اشتراک دارند و اما معاني مختلف آن که مقول به تشکيک است عقل هاي چهارگانه است که در کتاب نفس از آنها بحث شده است زيرا آنها از جهت شدت و ضعف و کمال و نقص متفاوتند. (صدرالمتألهين، 1366، ص 227-223)
    منابع :
    ابن ادريس حلي (1410ق)، سرائر، قم: مؤسسه النشر الاسلامي، چاپ دوم.
    احمد بن فارس بن زکريا (بي تا)، معجم مقايس اللغه، قم: دار الکتب العلميه.
    ارسطو (1384)، ما بعد الطبيعه، ترجمه شرف الدين خراساني،تهران: حکمت، چاپ سوم.
    ارسطو (1405ق)، کتاب البرهان، تحقيق عبدالرحمان بدري، کويت، مجلس الوطني للثقافه و الفنون و الآداب.
    ارسطو (1979م)، کتاب الاخلاق، ترجمه اسحاق بن حنين، تحقيق و شرح عبدالرحمان بدوي، بي جا، وکاله المطبوعات، چاپ اول.
    برقي، احمد بن محمد بن خالد (بي تا)، المحاسن، تهران: دار الکتب الاسلاميه.
    جوهري، اسماعيل بن حماد (1368)، الصحاح، تهران: انتشارات اميري، چاپ اول.
    حائري يزدي، مهدي (1360)، کاوش هاي عقل نظري، تهران: شرکت سهامي انتشار.
    حر عاملي (1414ق)، وسائل الشيعه، قم: انتشارات مهر، چاپ دوم.
    حر عاملي (1428ق)، الفصول المهمه في اصول الائمه، قم: مؤسسه معارف اسلامي الامام رضا (عليه السلام).
    حراني، ابن شعبه (1404ق)، تحف العقول عن آل الرسول (صلّي الله عليه و آله و سلم)، قم: مؤسسه النشر الاسلامي التابعه لجماعه المدرسين، چاپ دوم.
    راغب اصفهاني (1363)، مفردات الفاظ القرآن، تهران: انتشارات ناصر خسرو، چاپ اول.
    شيخ مفيد (1414ق)، تصحيح الاعتقاد، بيروت: دار المفيد، چاپ دوم.
    شيرازي، صدر الدين (صدر المتألهين)(1981م)، الحکمة المتعاليه في اسفار العقليه اربعه، بيروت.
    طوسي، محمد بن حسن (بيتا)، الأمالي، قم: دار الثقافه.
    فارابي، ابو نصر (1349ق)، الدعاوي الطبيه، حيدرآباد: دائره المعارف العثمانيه، چاپ اول.
    فارابي، ابونصر (1358)، سياست مدينه، ترجمه سيد جعفر سجادي، تهران: انجمن فلسفه ايران.
    فارابي، ابونصر (1361)، آراء اهل مدينه الفاضله، ترجمه سيد جعفر سجادي، تهران: طهوري.
    فارابي، ابونصر (1405ق)، الجمع بين الرأيي الحکيمين، تهران: الزهراء.
    فارابي، ابونصر (1983م)، رساله معاني العقل، تحقيق موريس بريج، بيروت: دار المشرق.
    فتال نيشابوري (بيتا)، روضه الواعظين، قم: منشورات الرضي.
    فراهيدي، خليل بن احمد (1414ق)، العين، قم: اسوه، چاپ اول.
    فيض کاشاني، محمد محسن (1366)، شرح اصول الکافي، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، چاپ اول.
    فيض کاشاني، محمد محسن (1417ق)، المحجه البيضاء، قم: مؤسسه نشر اسلامي، چاپ چهارم.
    فيض کاشاني، محمد محسن (1430 ق)، کتاب الوافي، عطر عترت، چاپ اول.
    کراجکي (1369)، کنز الفؤائد، قم: مکتبه المصطفوي، چاپ دوم (سنگي).
    کليني، محمد بن يعقوب (1383)، الاصول من الکافي، تهران: دار الکتب الاسلاميه، چاپ هفتم.
    مجلسي، محمد باقر (1379)، مرآة العقول في شرح اخبار آل الرسول، تهران: دار الکتب الاسلاميه، چاپ دوم.
    مطهري، مرتضي (1381)،مجموعه آثار، تهران: صدرا، چاپ دهم.

    1- عضو هيأت علمي دانشکده الهيات دانشگاه شهيد مطهري
    منبع مقاله :
    پاکتچي، احمد؛ (1391)، مباني و روش انديشه ي امام صادق (ع)، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، چاپ اول

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •