نمایش نتایج: از شماره 1 تا 13 , از مجموع 13

موضوع: شهادت امام حسن عسکری (ع)

  1. #1
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست

    شهادت امام حسن عسکری (ع)

    [JUSTIFY]ازحضرت امام حسن عسکری(ع)علاوه بر روایات فقهى، روایات زیادى باقى مانده استکه مشتمل بر مباحث اعتقادى و اخلاقى مى‏باشد که به بعضى از آنها مى‏تواناشاره نمود.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]عصر خفقان‏
    بنى‏عباس با شعار حمایتاز اهل‏بیت‏علیهم السلام و احقاق حق آنان و با استفاده از شرایط خاصموجود، به قدرت رسیدند و در این راستا خون‏هاى زیادى به زمین ریخته شد.ابومسلم خراسانى در راه استقرار حکومت عباسیان، تعداد زیادى از مردم راکشت و طبق گفته بعضى مورّخان این تعداد، بالغ بر ششصد هزار نفر بوده است.1آنان که با این شعار، به حکومت رسیدند، وقتى به هدف خود نائل شدند، از هیچجنایتى نسبت به ائمه‏علیهم السلام و شیعیان فروگزار نکردند. طبعاً شهادتامامان‏علیهم السلام از زمانى که بنى‏عباس در مصدر امور بودند، به دستآنان بوده و علویان هم در فشارهاى شدیدى قرار داشتند و شرایط امامعسکرى‏علیه السلام هم از این قاعده مستثنى نمى‏باشد. بنى‏عباس به خاطر ترساز آن حضرت و علویان، ایشان را در تنگناهاى مختلفى قرار داده بودند؛ ازجمله سکونت اجبارى آن حضرت در شهر سامرّا و منطقه نظامى (عسکر). لذا به وىو پدرش امام هادى‏علیه السلام «عسکریین» مى‏گویند.2 از سویى دیگر، امامناگزیر بود روزهاى دوشنبه و پنج شنبه در کاخ و دربار عبّاسى حاضر شود.3این محدودیت، شامل اصحاب و شیعیان حضرت هم مى‏شد. على بن جعفر از «حلبى»روایت کرده است: «در عسکر جمع شدیم و روزى که حضرت از خانه خارج مى‏شد،منتظر ماندیم تا او را زیارت کنیم. اما دستور کتبى حضرت صادر شد که: «کسىبر من سلام نکند و حتى کسى با دست، مرا نشان ندهد و به طرف من اشاره نکند،چون جان شما در خطر است.»4 این، سیمایى است از وضعیت حاکم بر زندگى امام وشیعیان در زمانى که جان امام و دوستداران او حتى با سلام کردن یا اشاره بهامام، در خطر بوده است. لذا ارتباط هریک با دیگرى باید به صورت غیرعلنىایجاد مى‏شد. داود بن اسود - که عهده‏دار آماده کردن حمّام امام بوده است- مى‏گوید: مولایم ابومحمّدعلیه السلام مرا خواست و چوبى گرد و بلند، کهشبیه پاشنه در بود و دست را پُر مى‏کرد، به من داد و فرمود: این را به نزد«عَمْرى» ببر. من راه افتادم و در بین راه به سقّایى برخورد کردم که استرىهمراهش بود و این استر، مزاحم مسیر و راه من بود. سقّا گفت: بر استر بانگبزن تا حرکت کند. من چوب را بلند کرده، استر را زدم و چوب شکست. به محلّشکستگى چوب نگاه کردم و دیدم در آنجا نامه‏هایى قرار دارد، به سرعت چوب رادر آستین خود مخفى کردم...5 از این مطلب مى‏توان فهمید که شرایط ومحدودیت‏هاى ایجاد شده، باعث مى‏شد که امام‏علیه السلام چنین تمهیداتى رابراى ایجاد ارتباط و رساندن پیام به یاران خود، بیندیشد. دوران امامت آنبزرگوار، معاصر سه تن از خلفاى عباسى بود؛ معتزّ، مهتدى و معتمد. گرچهاقامت اجبارى امام در سامرّا، خود به نوعى حبس مى‏باشد، اخبارى وجود داردکه آن حضرت در دوران هریک از این خلفا، مدّت زمانى را در زندان به سر بردهاست.6 در زمان خلافت مهتدى - که در تاریخ، از عملکرد معتدل وى سخن به میانآمده و از روش حکومتى‏اش تعریف شده است - 7 مدتى، امام در زندان وى به سربرده است و حتى او، تصمیم بر به شهادت رساندن آن حضرت داشته که مرگ وى، بهاو اجازه چنین کارى را نمى‏دهد.8[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]امام عسکرى‏علیه السلام و مکارم اخلاقى‏[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]از آنجا که «امام»، در واقع پیشوا ومقتداى انسان‏هاست و وظیفه هدایت و ارشاد را به عهده دارد و باید معارفاصیل و ناب الهى را بر مردم بشناساند، امام عسکرى‏علیه السلام نیز این امرمهم را، با توجّه به شرایط ویژه و محدودیت‏هاى موجود، به بهترین نحو بهانجام رسانید. از آن حضرت علاوه بر روایات فقهى، روایات زیادى باقى ماندهاست که مشتمل بر مباحث اعتقادى و اخلاقى مى‏باشد که به بعضى از آنهامى‏توان اشاره نمود.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]ویژگى‏هاى شیعه‏
    حضرت به شیعیانشمى‏فرماید: «اوصیکم بتقوى اللّه، و الورع فى‏دینکم، والاجتهاد للّه، و صدقالحدیث، واداءالامانه الى من ائتمنکم من برّ او فاجر، و طول السّجود، وحسن الجوار، فبهذا جاء محمّدصلى الله علیه وآله وسلم، صلّوا فى‏عشائرهم واشهدوا جنائزهم، و عودوا مرضاهم و ادّوا حقوقهم‏9؛ شما را سفارش مى‏کنم بهتقواى الهى و پارسایى در دین خود و کوشش در راه خدا و راستگویى و اینکهامانت هرکسى را که به شما امانتى سپرده است، به او بازگردانید چه آن شخص،نیکوکار باشد یا تبهکار. و سجده‏ها را طولانى کنید و (براى همسایگان خود)همسایگان خوبى باشید - که محمّدصلى الله علیه وآله وسلم این چیزها راآورده است - و در قبیله‏هاى آنان (اهل سنّت) نماز گزارید، در تشییعجنازه‏هاى‏شان حاضر شوید و مریضان آنان را عیادت و حقوق‏شان را ادا کنید.»
    سپس در توضیح مى‏فرماید: «فانّ الرجل منکم اذا ورع فى دینه و صدق فىحدیثه و ادّى الامانه و حسن خلقه مع الناس، قیل هذا شیعىٌّ فیسرّنى ذلک.اتّقوا اللّه و کونوا زیناً و لاتکونوا شیناً، جرّوا الینا کلّ مودّه وادفعوا عنّا کلّ قبیح، فانّه ما قیل فینا مِنْ حُسْنٍ فنحن اهله، و ما قیلفینا مِنْ سُوءٍ فما نحن کذلک‏10؛ اگر کسى از شما در دینش ورع داشته وراستگو باشد و اداى امانت کند و با مردم خوش رفتار باشد، مى‏گویند: «این،یک شیعه است.» و همین مساله، من را شادمان مى‏کند. از خدا بترسید و تقواىالهى را پیشه خود سازید (و با اعمالتان) زیور و زینت براى ما باشید و مایهزشتى (و بد نامى) ما نباشید. هرگونه دوستى را براى ما جلب کنید و هر بدىرا از ما دور سازید. زیرا هر خوبى که در حقّ ما گفته شود، سزاوار آنیم وهر بدى که در حقّ ما گفته شود، شایسته آن نیستیم.» و در انتها مى‏فرماید:«اکثروا ذکراللّه و ذکر الموت و تلاوه القرآن و الصّلوه على النبى‏صلىالله علیه وآله وسلم...؛11 بسیار خدا را به یاد داشته باشید و نیز یاد مرگرا. زیاد قرآن تلاوت کنید و بر رسول اللّه‏صلى الله علیه وآله وسلم صلواتبفرستید. چه اینکه اینها امورى هستند که طبعاً موجب رعایت توصیه‏هاى فوقمى‏شود.» همچنین مى‏فرماید: «اورع النّاس من وقف عندالشّبهه، اعبد النّاسمن اقام على‏الفرائض، ازهد النّاس من ترک الحرام؛ اشدّ النّاس اجتهاداً منترک الذّنوب‏12؛ پارساترین مردم کسى است که در شبهات، درنگ کند، عابدترینمردم کسى است که واجبات الهى را انجام دهد، زاهدترین مردم کسى است که ازکارهاى حرام بپرهیزد و کوشاترین مردم کسى است که گناهان را ترک کند.»[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]ارزش تفکّر
    «لیست العباده کثرهالصیّام والصّلاه، و انّما العباده کثره التفکّر فى‏امر اللّه‏13؛ عبادتبه زیاد روزه گرفتن و نماز خواندن نیست؛ بلکه عبادت این است که در امر(مخلوقات) خداوند بسیار تفکّر شود.» و چه دقیق فرموده است! چه اینکه اگرآدمى در خلقت الهى و اینکه از کجا آمده، چرا آمده است، به کجا مى‏رود و...؟ تفکّر کند، طبعاً به شناخت خداوند نزدیک‏تر مى‏شود و در راستاى همانتفکّر، به وظایف بندگى خود عمل مى‏کند.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]جایگاه مومن‏
    «المومن برکهٌ علىالمومن و حجّهٌ على الکافر14؛ مومن براى مومن، برکت است و براى کافر،اتمام حجّت.» «ما اقبح بالمومن ان تکون له رغبه تذلّه‏15؛ چقدر زشت استبراى مومن که دلبستگى به چیزى داشته باشد که موجب خوارى و ذلّت او شود.»[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]بهترین ویژگى‏ها
    «خصلتان لیس فوقهماشى‏ء: الایمان باللّه و نفع الاخوان‏16؛ چیزى بالاتر از دو خصلت ایمان بهخداوند و رساندن سود به برادران نیست.» حضرت یارى به برادران را چون ایمانبه خداوند، جزء بهترین صفات پسندیده مى‏شمارد.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]بیان شرک‏
    آن حضرت در مورد این که«شرک» از حسّاسیت و دقّت ویژه‏اى برخوردار است، چنین گوشزد مى‏کند:«الاشراک فى‏النّاس، اخفى من دبیب النّمل على المسح‏17 الاسود فى اللّیلهالمظلمه18؛ شرک ورزیدن در میان مردم، از حرکت مورچه (که بسیار آرام ونامحسوس است) در شب تاریک بر روپوش سیاه، نهان‏تر است.»[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]جایگاه تواضع‏
    تواضع و فروتنى، ازصفات پسندیده‏اى است که هر انسانى، حُسن آن را درک مى‏کند. تعبیرامام‏علیه السلام در مورد این صفت پسندیده چنین است: «اَلتَّواضِعُنِعْمَهٌ لایُحْسَدُ عَلَیْه‏19؛ تواضع، نعمتى است که کسى بر آن رشکنمى‏ورزد.» آن حضرت در تبیین جایگاه تواضع در فرهنگ اسلامى و ترغیب به آنمى‏فرماید: «من تواضع فى‏الدّنیا لاخوانه فهو عنداللّه من الصّدّیقین و منشیعه علىّ بن ابیطالب‏علیه السلام حقّاً20؛ کسى که در دنیا نسبت بهبرادرانش متواضع باشد، نزد خداوند از صدّیقین به شمار مى‏رود و او ازشیعیان واقعى على بن‏ابیطالب‏علیه السلام است.» همچنین درباره بعضى ازمصادیق تواضع، مى‏فرماید: «مِنَ التّواضع، السّلام على کلّ مَنْ تمرّ به والجلوس دون شرف المجلس‏21؛ سلام کردن بر هرکسى که از پیش او مى‏گذرى ونشستن در جایى که بالاى مجلس نیست، از تواضع و فروتنى است.»[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]ناهنجارى‏هاى اخلاقى‏
    در میان آنچهکه از حضرت به ما رسیده، احادیثى وجود دارد که در آنها به امراض روحى واجتماعى مردم اشاره شده است. امام عسکرى‏علیه السلام شخص دورو را چنین وصفمى‏کند: «بئس العبد، عبدٌ یکون ذاوجهین و ذالسانین، یطرى اخاه شاهداً ویاکله غائباً، اِن اُعطى حسده، و اِن ابتلى خانه‏22؛ چه بد بنده‏اى است،آن بنده (خدا) که دورو و دوزبان است! در حضور برادرش، او را مى‏ستاید وپشت سر او غیبت و بدگویى‏23 او را مى‏کند. اگر مورد عطا واقع شود، به اوحسد مى‏ورزد و اگر براى او گرفتارى پیش آید، به او خیانت کند.» آن حضرت،شخص دورو را تقبیح نموده و مصداق آن را توضیح مى‏دهد و حالات شخص دورو ودو زبان را با دقّت و ظرافت بیان مى‏کند. و لذا فطرت سالم آدمى بعد ازآگاهى از این حالات، از دوروئى بیزار خواهدبود. حضرت، وضعیت شخص کینه‏توزرا چنین بیان مى‏کند:[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]«اقلّ النّاس راحهً، الحقود24؛ شخص کینه توز، کم آسایش‏ترین مردم است.»[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اگر نگاهى گذرا به وضعیت روحى اشخاص کینهتوز داشته باشیم، به این واقعیت پى مى‏بریم که چنین افرادى همیشه در یکاضطراب روحى قرار دارند و از عدم آرامش و آسایش روحى رنج مى‏برند. آنان ازروحى سالم و متعادل برخوردار نیستند. و تنها راه رهایى از این رنج و محنت،به فرموده «قرآن و عترت»، گذشت و چشم پوشى از رفتار دیگران است. امامعسکرى‏علیه السلام خشم و غضب، را کلید هر بدى مى‏داند: «الغضب مفتاح کلّشر».25 منشا بسیارى از گناهان، غضب مى‏باشد و اصولاً خشم با خوشرویى وحُسن خلق، در تعارض است. آن حضرت، با این بیان، ریشه و منشا بدى‏ها را بهما معرّفى مى‏کند، تا ما براى درمان بدى‏ها، در فکر راه حلّ اساسى باشیم وعلاوه بر توجّه به هریک از بدى‏ها و پرهیز از آنها، آنها را ریشه‏یابىکنیم. آن حضرت، شادمانى کردن نزد شخص محزون و غمناک را، بى‏ادبى تلقّىمى‏کند: «لیس من الادب، اظهار الفرح عند المحزون»26. اینها، نکاتى هستندکه در روابط اجتماعى ما با دیگران، بسیار موثّر مى‏باشد و مراعات نمودنآنها تاثیر شگرفى در همدلى، ایجاد محبّت و حفظ دوستى‏ها دارد.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شهادت امام‏
    امام عسکرى‏علیه السلامپس از تحمّل مشقّت‏ها و محدودیت‏هاى فراوان دوره عباسى - چه در زمان پدربزرگوارش و چه در دوران امامت خویش - سرانجام در سال 260 ق.27 در 28 یا2829 سالگى به دیدار حق شتاقت و یکبار دیگر، شیعه در غم و اندوه امام خودبه سوگ نشست! علاّمه مجلسى مى‏گوید: «اعتقادنا فى النّبىّ والائمّه انبعضهم قتلوا بالسّیف و بعضهم بالسّمّ‏29؛ عقیده ما در مورد رسول خدا وائمّه‏علیهم السلام (غیر از امام دوازدهم) این است که بعضى از آنان باشمشیر و بعضى دیگر به وسیله سم، کشته شده‏اند.» شیخ صدوق در «اعتقادات»نام پیامبر و ائمه‏علیهم السلام را نام مى‏برد و علت شهادت هریک را ذکرمى‏کند و وقتى به امام عسکرى‏علیه السلام مى‏رسد، مى‏گوید: «قتله المعتمدبالسّمّ‏30؛ امام عسکرى‏علیه السلام را معتمد به وسیله سم به شهادترسانید.»
    نیز مى‏گوید: «و قد اخبر النّبىّ‏صلى الله علیه وآله وسلم والائمّه‏علیهم السلام انّهم مقتولون، فمن قال انّهم لم یقتلوا فقدکذّبهم...31؛ رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم و ائمّه‏علیهم السلام خبرداده‏اند که آنان کشته مى‏شوند. بنابراین، کسى که بگوید: آنان کشتهنشده‏اند؛ آنان را تکذیب کرده است...»
    علاّمه مجلسى مى‏گوید: «ذهبکثیر من اصحابنا الى انّ الائمّه خرجوا من الدّنیا على الشّهاده واستدلّوا بقول الصّادق‏علیه السلام... ما منّا الاّ مقتول شهید32؛ بسیارىاز اصحاب ما معتقدند که امامان ما شهید شده‏اند و براى اثبات این مساله بهگفته امام صادق‏علیه السلام استدلال کرده‏اند که... همه ما به صورت شهادتاز این دنیا مى‏رویم.» السّلام علیه یوم ولد و یوم یمت و یوم یبعث حیّاً.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]پى‏نوشت‏ها:
    1. الکامل فى‏التاریخ، ابن اثیر، ج 5، ص 476؛ وفیات الاعیان، ابن خلّکان، ج 3، ص 148.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]2. ر.ک: علل الشّرایع، صدوق، ج 1، باب 176، ص 282، موسّسه الاعلمى للمطبوعات.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]3. مناقب آل ابیطالب(ع)، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 466؛ بحارالانوار، ج 50، ص‏251.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]4. بحارالانوار، ج 50، ص 269.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]5. مناقب آل ابیطالب(ع)، ج 4، ص 460 و 461.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]6. بحارالانوار، ج 50، ص 314 - 311.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]7. ر.ک: مروج الذّهب، مسعودى، ج 4، ص 195؛ الکامل فى‏التّاریخ، ج 7، ص 245 و 234.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]8. بحارالانوار، ج 50، ص 313.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]9 تا 11. تحف العقول، حرّانى، ص 362، موسّسهالاعلمى للمطبوعات.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]12. همان، ص 363.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]13. همان، ص 362.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]14. همان، ص 363.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]15. همان، ص 364.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]16. همان، ص 363.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]17. نوعى پوشش است. ر.ک: مجمع البحرین، ج 2، ص 414.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]18. تحف العقول، ص 361؛ کشف الغمّه، ص 420.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]19. تحف العقول، ص 363.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]20. احتجاج، طبرسى، ج 2، ص 267، کتابفروشى مصطفوى.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]21 و 22. تحف العقول، ص 362.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]23. «یاکله غائباً» کنایه از غیبت است، چنانکه در آیه 12 سوره حجرات آمده است.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]24. تحف العقول، ص 363.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]25. همان، ص 362.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]26. همان، ص 363.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]27. کشف الغمّه، ص 403.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]28. مناقب آل ابیطالب(ع)، ص 455.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]29. بحارالانوار، ج 25، ص 342.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]30 و 31. اعتقادات، ص 99.[/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]32. بحارالانوار، ج 27، ص 209 و 217.[/JUSTIFY]
    مرکزانجمنهای تخصصی گنجینه دانش:
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    مرکزانجمنهای اعتقادی گنجینه الهی:
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  2. #2
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست

    Re: شهادت امام حسن عسکری (ع)

    امام حسن عسكری (علیه السلام ) چگونه به شهادت رسید؟

    معتمد عباسى كه همواره از محبوبیت و نفوذ معنوى امام در جامعه نگران بود، چون دید توجه مردم به امام روز بروز بیشتر مى‏شود و زندان و اختناق و مراقبت تاثیر معكوس دارد، سرانجام به همان شیوه مزورانه دیرینه متوسل شد و امام را پنهانى مسموم ساخت. دانشمند نامدار جهان تشیع، «طبرسى‏» ، مى‏نویسد:
    بسیارى از دانشمندان ما گفته‏اند: امام عسكرى-علیه السلام-بر اثر مسمومیت‏به شهادت رسید، چنانكه پدرش و جدش و همه امامان، با شهادت از دنیا رفته‏اند. (1) «كفعمى‏»، دانشمند معروف شیعه، مى‏گوید:
    او را «معتمد» مسموم ساخت (2) و «محمد بن جریر بن رستم‏» ، از دانشمندان شیعى در قرن چهارم، معتقد است كه: امام عسكرى-علیه السلام-در اثر مسمومیت‏به درجه شهادت رسید. (3)
    یكى از نشانه‏هاى شهادت امام توسط دربار عباسى، تحركها و تلاشهاى فوق العاده‏اى بود كه معتمد عباسى در روزهاى مسمومیت و شهادت امام، براى عادى جلوه دادن مرگ آن حضرت از خود نشان داد.
    «ابن صباغ مالكى‏» ، یكى از دانشمندان اهل سنت، از قول «عبید الله بن خاقان‏» ، یكى از درباریان عباسى (كه از احترام او نسبت‏به امام یاد كردیم) مى‏نویسد:
    «... هنگام در گذشت ابو محمد حسن بن على عسكرى-علیه السلام-معتمد، خلیفه عباسى حال مخصوصى پیدا كرد كه ما از آن‏شگفت زده شدیم و فكر نمى‏كردیم چنین حالى در او (كه خلیفه وقت‏بود و قدرت را در دست داشت) دیده شود. وقتى «ابو محمد» (امام عسكرى) رنجور شد، پنج نفر از اطرافیان خاص خلیفه كه همه از فقیهان دربارى بودند، به خانه او گسیل شدند. معتمد به آنان دستور داد در خانه ابو محمد بمانند و هر چه روى مى‏دهد به او گزارش كنند، نیز عده‏اى را به عنوان پرستار فرستاد تا ملازم او باشند، و همچنین به «قاضى بن بختیار» فرمان داد ده نفر از معتمدین را انتخاب كند و به خانه ابو محمد بفرستد و آنان هر صبح و شام نزد او بروند و حال او را زیر نظر بگیرند. دو یا سه روز بعد به خلیفه خبر دادند حال ابو محمد سخت‏تر شده و بعید است‏ بهتر شود. خلیفه دستور داد شب و روز ملازم خانه او باشند و آنان پیوسته ملازم خانه آن بزرگوار بودند تا پس از چند روزى رحلت فرمود. وقتى خبر درگذشت آن حضرت پخش شد، سامراء به حركت در آمد و سراپا فریاد و ناله گردید و بازارها تعطیل و مغازه‏ها بسته شد. بنى هاشم، دیوانیان، امراى لشكر، قاضیان شهر، شعرا، شهود و گواهان و سایر مردم براى شركت در مراسم تشییع حركت كردند، سامراء در آن روز یادآور صحنه قیامت‏ بود!
    و روز هشتم ربیع الاوّل سال 260 هجرى، روز درد آلودى در شهرسامراء بود خبر شهادت امام عسكرى‏علیه السلام در عنفوان شباب همه جا را فراگرفت. بازارها تعطیل شدند و مردم شتابان و گریان به سوى خانه امام رفتند. مورخان این روز غمبار را به روز قیامت تشبیه كرده‏اند، چرا؟ چون ‏توده‏هاى محرومى كه مهر و محبت خود را نسبت به امام، از ترس‏سركوب نظام همیشه در خود نهان مى‏داشتند، آنروز عنان عواطف‏خروشان خویش را از كف دادند. آه كه اهل بیت نبوّت در راه تحكیم شالوده‏هاى دین و نشر ارزشهاى‏توحید چه رنجها كه متحمّل نشدند. چه خونها كه از آنان نریختند و چه حرمتها كه ندریدند و حقوق‏وقرابت آنان را به رسول خدا رعایت نكردند.
    براستى محنت اولیاى خدا در طول اعصار چه بى شمار بوده و پایگاه‏وپاداش آنان در پیشگاه پروردگار چه بزرگ است! این امام بزرگوارى كه اینك از دنیاى آنان رخت بر مى‏بندد در حالى كه‏هنوز از عمر مباركش 28 سال نگذشته، با انواع محنتها دست و پنجه نرم‏كرد، از عهد متوكّل ستمكار و فرو مایه كه دشمنى علیه اهل بیت رسالت ‏را سر لوحه كار خویش قرار داد و مزار ابى عبد اللَّه الحسین‏علیه السلام را ویران‏كرد تا دوران مستعین كه به خاطر كینه ورزیدن به خاندان پیامبرصلى الله علیه وآله آن‏حضرت را نزد یكى از سر سخت ترین مردانش زندانى كرد. ( این مرد اوتاش نام داشت كه بعداً پس از دیدن پاره‏اى از كرامتهاى امام، به امامت‏آن حضرت ایمان آورد ).
    همین خلیفه، در دوران خویش نزدیك بود امام‏را بكشد امّا خداوند او را فرصت نداد و وى از خلافت بر كنار شد. همچنین معتز در روزگار خویش مى‏كوشید امام را دربند كند لیكن آن‏حضرت به درگاه خداوند تضرّع كرد تا آنكه معتز نیز از دنیا رفت. حتّى در روزگار مهتدى امام از آزار وى در امان نبود، او مى‏كوشیدامام را در تنگنا قرار دهد تا آنجا كه زندانى‏اش كرد و قصد كشتنش رانمود. لیكن امام به یكى از اصحابش به نام ابو هاشم اطلاع داد كه: "ابو هاشم! این ستمگر، قصد كرده مرا امشب بكشد، امّا خداوندعمر او را كوتاه گرداند. مرا فرزندى نیست و خداوند بزودى مرا فرزندى‏عطا خواهد فرمود".(4) بالاخره آنكه آن حضرت در دوره معتمد همواره تحت آزار و اذیت‏قرار داشت تا آنكه به دست وى به زندان افتاد.
    آرى امام عسكرى‏علیه السلام بیشتر مدّت رهبرى خویش را در دشوارى‏وسختى گذارند و اكنون زمان وفات آن حضرت رسیده است: آیا امام به‏مرگ طبیعى وفات یافت؟ یا آنكه توسط زهر به شهادت رسید؟ زهر یكى از مشهورترین ابزارهاى ترور در نزد زمامداران آن عهد بوده‏ و ترس آنان نسبت به وجود رهبران دینى محبوبی مثل امام آنها را وامى‏داشته كه با اتخاذ این روش ایشان را تصفیه كنند. دلیل دیگر ما بر اتخاذ این شیوه از سوى خلیفه، طرز بر خورد آنان باامام به هنگام بیمارى‏اش مى‏باشد. خلیفه به پنج تن از افراد مورد و ثوق‏خویش گفته بود كه در طول مدّت بیمارى حضرت، همواره با او باشند. وى همچنین عدّه‏اى پزشك به خاطر آن حضرت طلبیده بود تا وى را شبانه ‏روز همراه باشند.(5)
    امام حسن عسكری
    علّت این امر چه بود؟ دو علّت مى‏توان براى چنین رفتار شگفت آورى‏پیدا كرد: نخست: برائت جستن از مسئولیت ترور امام در برابر توده‏ها برحسب ضرب المثلى كه در میان سیاستمداران معروف است: او را بكش‏وزیر جنازه‏اش گریه كن. دوم: همه مردم و بویژه زمامداران مى‏دانستند كه ائمه اهل بیت‏علیهم السلام‏همواره از احترام بسیار توده‏هاى مردم بر خوردارند و شیعه بر این باوراست كه امامت در میان آنان یكى پس از دیگرى منتقل مى‏شود.
    و اینك ‏این امام یازدهم است كه مى‏خواهد از دنیا رخت بربندد. بنابر این باید حتماً او را جانشینى باشد، امّا این جانشین چه كسى است؟ خلفاى عبّاسى پیوسته مى‏كوشیدند به هنگام شهادت یكى از ائمه پى‏ببرند كه جانشین او كیست؟ به همین علّت ائمه‏علیهم السلام نیز به هنگام احساس‏خطر بر جانشین خود او را پنهان مى‏كردند تا وقتى كه خطر از بین برود.
    از دیگر سو احادیثى كه در باره حضرت مهدى (عج) وارد شده، ازخاور تا باختر را فرا گرفته است و دانشمندان مى‏دانند كه مهدى ‏دوازدهمین جانشین است و اگر بگوییم كه زمامداران عبّاسى چیزى از این‏احادیث نمى‏دانستند، نا معقول مى‏نماید. از همین روست كه مى‏بینیم‏آنان پیوسته و با هر وسیله‏اى مى‏كوشند تا نور الهى را فرو نشانند امّاهیهات. به این دلیل است كه معتمد عبّاسى، به هنگام شدت گرفتن بیمارى امام‏تدابیرى استثنایى مى‏اندیشد. پس از آنكه امام چشم از جهان فرو مى‏بندد، معتمد دستور مى‏دهدخانه او را بازرسى كنند و كنیزانش را زیر نظر بگیرند. او نمى‏دانست‏ خداوند خود رساننده فرمان و كار خویش است و امام منتظر بیشتر از پنج‏سال است كه به دنیا آمده و از دید جاسوسان مخفى شده است و برگزیدگان‏شیعه با وى بیعت كرده‏ اند.بدین گونه امام بواسطه زهر معتمد شهید شد.(6)
    پس از وفات و غسل و تكفین آن حضرت، ابو عیسى بن متوكّل ازجانب حكومت و به نیابت از خلیفه بر آن حضرت نماز گزارد و پس ازفراغت از نماز، صورت امام را نمایان ساخت و آن را بویژه به هاشمیهاوعلویها و مسئولان بلند مرتبه و قاضیان و پزشكان نشان داد و گفت: این‏حسن پسر على پسر محمّد پسر رضاست كه به مرگ طبیعى، در بسترخویش مرده است و به هنگام رحلتش فلانى و فلانى از خادمان ومحرمان‏امیر المؤمنین و فلانى و فلانى از قاضیان وفلانى از پزشكان بر بالین اوحضور داشته‏اند آنگاه چهره مبارك آن حضرت را پوشاند.(7) این اقدامات براى این بود كه مبادا پاى حكومت در قتل امام به میان‏آید، و همین امر نشانگر آن است كه حكومت از جانب مردم متّهم به‏كشتن امام بوده است.بدینسان امام عسكرى‏علیه السلام رحلت كرد و از پس خویش راهى درخشان‏بر جاى نهاد تا نسلها از روشنى آن هدایت گردند.
    آن حضرت را در همان اقامتگاه شریفش در شهر سامراء، در كنار مزارپدر بزرگوارش، به خاك سپردند كه تا امروز نیز زیارتگاه مسلمانان‏است. درود خدا بر او باد روزى كه زاده شد و روزى كه به شهادت رسیدوروزى كه زنده بر انگیخته خواهد شد. و درود خدا بر هواخواهان‏ و پیروان او تا روز رستاخیز.
    مرکزانجمنهای تخصصی گنجینه دانش:
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    مرکزانجمنهای اعتقادی گنجینه الهی:
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  3. #3
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست

    Re: شهادت امام حسن عسکری (ع)

    آخرین وصیت:‏
    آفتاب امامت غروب مى‏كرد زیرا خداوند این گونه مقدّر كرده بود كه‏این آفتاب از پس پرده غیبت صغرا و سپس غیبت كبرا پرتو افشانى كند. ازاین رو امام حسن عسكرى ‏علیه السلام بر دو بینش بسیار مهم تأكید كرد: نخست: تأكید بر شناخت غیبت و گرفتن بیعت براى ولى اللَّه اعظم ‏امام منتظر (عج). دوم: تحكیم شالوده‏ هاى مرجعیت دینى.
    الف - گرفتن بیعت براى امام منتظر احادیث فراوانى در باره امام حجّت منتظرعلیه السلام وجود دارد كه ازپیامبر وتمام ائمه‏علیهم السلام صادر شده امّا تأكید امام عسكرى بر این امر تأثیررساترى داشت. چون آن حضرت، شخصاً امام را براى خواص از یاران‏خویش مشخص كرد. همچنین روایتهاى فراوانى در این باره وارد شده كه‏به ذكر یكى از آنها اكتفا مى‏ورزیم.
    احمد بن اسحاق بن سعید اشعرى روایت كرده است كه: بر امام حسن‏عسكرى وارد شدم و خواستم در باره جانشینش از وى بپرسم. امّا آن‏حضرت خود بدون مقدّمه فرمود: "احمد بن اسحاق! خداوند تبارك و تعالى از زمانى كه آدم را آفریدزمین را از حجّت خدا بر خلقش خالى نگذاشته و تا روز قیامت هم خالى‏نخواهد گذارد به بركت وجود او است كه بلا از مردم زمین دور مى‏شودوباران فرو مى‏بارد وبركات زمین برون مى‏آیند". گفتم: فرزند رسول خدا! پس از تو امام و خلیفه كیست؟ پس شتابان وارد اتاق شد. سپس بیرون آمد و بچّه‏اى روى دوش گرفته‏بود صورتش گویى ماه شب چهارده بود و سه سال از عمرش مى‏گذشت. سپس امام فرمود: "احمد! اگر كرامت تو بر خداى عزّ و جل و بر حجّتهایش نمى‏بود، این‏كودكم را به تو نشان نمى‏دادم. او همنام و هم كنیه رسول خدا و كسى است‏كه زمین را از عدل و داد پر مى‏كند پس از آنكه ستم و بیداد پر شده باشد. احمد! حكایت او در این امّت همچون حكایت خضر و همانندداستان ذو القرنین است. به خدا سوگند چنان غیبت درازى كند كه هیچ‏كس از هلاكت در آن رهایى نیابد مگر آنكه خداوند او را بر اعتقاد به‏امامتش استوار كرده و در طول این مدّت با دعا براى تعجیل فرجش‏همراهى نموده باشد".(8)
    ب - مرجعیت خردمندانه دینى‏ براى این امامت كه امتداد رسالت الهى است باید كیان و موجودیت‏اجتماعى در جهان وجود داشته باشد. این كیان شیعیان مخلص وفداكارند.
    از طرفى اینان نیز باید از نظامى اجتماعى و استوارى بر خوردار شوند تابتوانند در برابر رخدادها و مبارزه‏ جوئیها توانا باشند. این نظام در رهبرى‏مرجعیت تبلور مى‏یابد. بدین معنى كه شیعیان به گرد محور عالمان الهى‏واُمَناى وى بر حلال وحرام، جمع شوند. از این رو در دوران امام‏عسكرى‏ علیه السلام شالوده نظام مرجعیت تحكیم یافت و نقش دانشمندان‏شیعه، بدین اعتبار كه آنان وكلا ونوّاب و سفیران امام معصوم‏علیه السلام‏هستند، برجستگى ویژه‏اى پیدا كرد وروایتهاى فراوانى از امام‏عسكرى‏علیه السلام در باره نقش علماى دینى در بین مردم منتشر شد كه یكى ازآنها همان روایت معروفى است كه امام عسكرى‏علیه السلام از جدّ خویش امام‏صادق‏علیه السلام روایت كرده است و در آن آمده: "آن كه از فقیهان خویشتندار است و دین خویش را پاسدار و با هوا وهوس‏خود ستیزه كار و امر مولاى خویش را فرمانبردار، پس بر عوام است كه از اوتقلید كنند". از همین رو دانشمندان هدایت یافته، به نور اهل بیت‏علیهم السلام امور امّت‏را در دوران امام عهده دار شدند و با امام در باره مسائل مشكلّى كه با آنهابر خورد مى‏كردند، نامه مى‏نگاشتند و امام هم پاسخهاى به آنها مى‏نوشت‏و نامه‏ ها را به امضاى (توقیع) خویش مهر مى‏كرد. این نامه‏ها پیش علمابه تواقیع معروف شد و برخى از آنها از سوى امام عسكرى‏علیه السلام شهرت‏ خاصّى كسب كردند.

    1) اعلام الورى، الطبعة الثالثة، دار الكتب الاسلامیة، ص 367.
    2) حاج شیخ عباس قمى، الانوار البهیة، مشهد، كتابفروشى جعفرى، ص 162.
    3) دلائل الامامة، نجف، منشورات المكتبة الحیدریة، 1383 ه. ق، ص 223.
    4) حیاة الامام العسكرى، ص‏254، به نقل از مهج الدعوات، ص‏274.
    5) حیاة الامام العسكرى، ص‏267 به نقل از ارشاد، شیخ مفید، ص‏383.
    6) حیاة الامام العسكرى، ص‏267 به نقل از ارشاد ص‏383.
    7) همان مأخذ، ص‏268 به نقل از ارشاد همان مأخذ صفحه.
    8) حیاة الامام العسكرى، ص‏263.
    سیره پیشوایان، مهدى پیشوائى، ص656
    مرکزانجمنهای تخصصی گنجینه دانش:
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    مرکزانجمنهای اعتقادی گنجینه الهی:
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  4. #4
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست
    نویسنده : محمد افشاری ،


    شهادت

    روز هشتم ربیع الاول سال 260 هجری، روز دردآلودی برای شهر سامرا بود؛ زیرا خبر شهادت امام عسکری در عنفوان جوانی همه جا را فرا گرفت. بازارها تعطیل شد و توده های محرومی که محبت خود را نسبت به امام، از ترس سرکوب نظام، نهان می داشتند، امروز عنان عواطف خروشان خویش را از کف دادند و شتابان وگریان به سوی خانه امام حرکت کردند.

  5. #5
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست
    کرامت امام(ع)

    علی بن زید گفت: من اسبی داشتم و بدان می نازیدم و در هر جا از او سخن می گفتم. یک روز خدمت ابومحمد علیه السلام رسیدم. به من فرمود اسبت چه شد؟ گفتم آن را دارم و هم اکنون بر در خانه شماست. فرمود: تا شب نرسیده، اگر خریداری پیدا شد آن را عوض کن و تأخیر مکن. در آن هنگام کسی بر ما وارد شد و رشته سخن را برید. من اندیشناک برخاستم و به خانه رفتم و به برادرم گزارش دادم. در پاسخ من گفت: من نمی دانم چه بگویم. از فروشش به مردم دریغم آمد. چون شب شد نوکری که آن اسب را تیمار می کرد آمد و گفت: ارباب! اسبت مرد. مرا غم فرا گرفت و دانستم امام از گفتار خود این را در نظر داشته است.

  6. #6
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست
    گوشه ای از زندگی امام

    یازدهمین پیشوای متقیان، امام حسن عسگری علیه السلام در سال 232 ه. ق چشم به جهان گشود. پدرش امام دهم، حضرت هادی علیه السلام و مادرش بانویی پارسا و شایسته به نام حدیثه است که برخی از او با نام سوسن یاد کرده اند. از آن جایی که امام حسن علیه السلام به دستور خلیفه عباسی در سامرا در محله عسکر سکونت اجباری داشتند «عسکری» نامیده می شود. از مشهورترین القاب حضرت نقی و زکی و کنیه اش ابومحمد است. او 22 ساله بود که پدر ارجمندش به شهادت رسید. مدت امامتش شش سال و عمر شریفش 28 سال بود و در سال 260 ه. ق به شهادت رسید و در خانه خود در شهر سامرا کنار مرقد پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد.

  7. #7
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست
    تدبیر امام

    ابوهاشم جعفری می گوید: ما در زندان بودیم که امام حسن عسگری علیه السلام و برادرش جعفر را وارد زندان کردند. برای عرض ادب و خدمت، به سوی حضرت شتافتیم و دور ایشان جمع شدیم. در زندان مردی عجمی بود و ادعا می کرد که از علویان است. امام متوجه حضور وی شد و فرمود: اگر در جمع شما بیگانه نبود به شما می گفتم کی آزاد می شوید. آنگاه به مرد عجم اشاره فرمود که بیرون برود و او بیرون رفت. سپس فرمود: این مرد از شما نیست. از او برحذر باشید. او گزارشی از آنچه گفته اید برای خلیفه تهیه کرده است که در لباس های اوست. یکی از حاضران او را تفتیش کرد و آن گزارش را که در لباسش، پنهان کرده بود، پیدا کرد. او مطالب مهم و خطرناکی درباره ما نوشته بود.

  8. #8
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست
    کوشش های علمی حضرت

    گرچه امام حسن عسکری علیه السلام به حکم اوضاع نامساعد و محدودیت بسیار شدیدی که حکومت عباسیان برقرار کرده بود، موفق به گسترش دامنه دانش خود در سطح جامعه نشد، اما در عین حال، در همان فشار و خفقان شاگردانی تربیت کرد که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان نقش موثری داشتند. شیخ طوسی(ره) شاگردان حضرت را متجاوز از صدنفر ثبت کرده است که در میان آنها چهره های روشن و شخصیت های برجسته ای مانند احمد اشعری قمی، عثمان بن سعید عَمْری، علی بن جعفر و محمد بن حسن صفّار به چشم می خورند.

  9. #9
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست
    کرم امام

    امام حسن عسگری علیه السلام همچون سایر پدران بزرگوار خود منبع جود و سخا بود و در بسیاری از مواقع قبل از این که کسی چیزی بخواهد، او را بی نیاز می کرد.
    از ابویوسف، شاعر هم عصر حضرت، نقل شده است که گفت: تازه صاحب پسری شده بودم و دستم تنگ بود. کاغذی به عده ای نوشتم و از آنها کمک خواستم، اما از آنها ناامید شدم. در این هنگام ابوحمزه، فرستاده امام حسن عسگری علیه السلام ، در حالی که کیسه سیاهی به دست داشت و در آن چهارصد درهم بود بیرون آمد و گفت: مولایم فرمود: این مبلغ را برای آن کودک نورسیده صرف کن. خداوند در آن کودک برایت برکت قرار دهد.

  10. #10
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست
    شکوه و عظمت امام

    گروهی از عباسیان نزد صالح، که از مخالفان حضرت بود، رفتند و به او گفتند بر امام سخت بگیر و او را لحظه ای راحت نگذار. صالح گفت دو نفر از نانجیب ترین مردانی که می توانستم پیدا کنم بر او گماشتم. اما آن دو نفر تحت تأثیر او واقع شدند و در عبادت و نماز و روزه کوشا شدند. آنها را احضار کردم و پرسیدم در آن مرد چه دیدید؟ آنها گفتند چه می توانیم بگوییم درباره مردی که روز را روزه می گیرد و شب را تماما بیدار است و شب زنده داری می کند. نه سخن می گوید و نه به جز عبادت به کاری مشغول می شود و هنگامی که به او نگاه می کنیم زانوانمان به لرزه می افتد و حالی به ما دست می دهد که نمی توانیم خود را نگه داریم. عباسیان هنگامی که این را شنیدند ناامید و سرافکنده برگشتند.

  11. #11
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست
    پند و نصیحت امام

    محمد بن حسن گفت نامه ای به امام عسگری علیه السلام نوشتم و از تنگدستی شکایت کردم سپس با خود گفتم مگر امام صادق علیه السلام نفرمودند که فقر و تنگ دستی با ما بهتر از توانگری با دیگران است و کشته شدن با ما بهتر از زنده ماندن با دشمنان ما است.
    امام در پاسخ نوشت: هر گاه گناهان دوستان ما زیاد شود خداوند آنها را به فقر گرفتار می کند و گاهی از بسیاری از گناهان می گذرد. هم چنان که پیش خود گفته ای تنگدست بودن با ما بهتر از توانگری با دیگران است. ما برای کسانی که به ما پناهنده شوند پناه گاهیم و برای کسانی که از ما هدایت بجویند نوریم. ما نگهدار کسانی هستیم که برای نجات از گمراهی، به ما متوسل می شوند.

  12. #12
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست
    حجت یازدهم

    حجت یازدهم نور ولایتْ حَسَنم کینه اهل ستم کرده جَلای وطنم
    پدر ختم امامان، وصی ختم رُسل ولی امر خدا واقف سرّ و عَلَنم
    والد حجت ثانی عشر و ناصر دین خدا مالک مُلک وجود و ولی مُؤتمنم
    معتمد زهر خورانیده مرا از ره جور کین چنین سوخته بال من و فرسوده تنم

  13. #13
    مدیر ارشدمتخصص Vesal آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۷-۰۶
    نوشته ها
    21,350
    سپاس ها
    13
    سپاس شده 133 در 78 پست
    سامراء ماتمکده

    عسکری از دار فانی دیده بسته گرد ماتم بر رخ مهدی نشسته
    گشته سامرا دوباره وادی غم بر پدر، صاحب زمان بگرفته ماتم
    عازم جنت شده با قلب سوزان نزد زهرا و پیمبر گشته مهمان
    او به دست معتصم گردیده مسموم قلب پاک انورش را کرده مغموم
    شست و شو داده پسر جسم لطیفش شد به سامرا مکان قبر شریفش

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آغاز طلاکاری گنبد حرم امامين عسگرين (ع)
    توسط Vesal در انجمن بايگاني خبرگزاري مذهبي گنجينه الهي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۵-۰۶-۸۹, ۱۹:۳۴
  2. کرامات و معجزات امام حسن عسکری(ع)
    توسط SHAHRIAR-NOVIN در انجمن امام حسن عسكري(ع)
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: ۱۲-۰۴-۸۸, ۲۰:۱۵
  3. ..*.. دوران امامت امام حسن عسکری(ع) ..*..
    توسط SHAHRIAR-NOVIN در انجمن امام حسن عسكري(ع)
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: ۰۳-۱۴-۸۸, ۱۵:۴۶
  4. مناظره علامه عسگري (ره) با علماي سني
    توسط اعتقادات در انجمن شخصیتهای مذهبی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۴-۰۱-۸۷, ۲۰:۲۳
  5. زندگانی حضرت امام حسن عسکری (ع )
    توسط اعتقادات در انجمن امام حسن عسكري(ع)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۱۲-۲۵-۸۶, ۱۹:۳۸

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •