نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: **نگاهی به سیره امام صادق(ع)**

  1. #1
    کاربرسایت اعتقادات آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۵-۲۲
    نوشته ها
    4,726
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 2 در 2 پست

    **نگاهی به سیره امام صادق(ع)**

    "بسم الله الرحمن الرحیم"


    نگاهى به سیره امام صادق علیه السلام


    [size=85]»كار و تلاش و دستگیرى از مستمندان[/size:qdlpaoqx]
    [color=#31859b:qdlpaoqx]
    امامصادق علیه السلام نه تنها دیگران را دعوت به كار و تلاش مى‏كرد، بلكه ‏خودنیز با وجود مجالس درس و مناظرات و ... در روزهاى داغ ‏تابستان، درمزرعه‏اش كار مى‏كرد. یكى از یاران حضرت مى‏گوید: آن ‏حضرت را در باغشدیدم، پیراهن زبر و خشن بر تن و بیل در دست، باغ را آبیارى مى‏كرد و عرقاز سر و صورتش مى‏ریخت، گفتم: اجازه‏ دهید من كار كنم. فرمود: من كسى رادارم كه این كارها را بكند ولى دوست دارم مرد در راه به دست آوردن روزىحلال از گرمى آفتاب ‏آزار ببیند و خداوند ببیند كه من در پى روزى حلالهستم. (1)
    حضرت در تجارت نیز چنین بود و بر رضایت ‏خداوند تاكیدداشت. لذا وقتى كار پرداز او كه با سرمایه امام براى تجارت به مصر رفت وبا سودى كلان برگشت، امام از او پرسید: این همه سود را چگونه به دستآورده‏اى؟ او گفت: چون مردم نیازمند كالاى ما بودند، ما هم به قیمت گزاففروختیم. امام فرمود: سبحان الله!
    علیه مسلمانان هم‏پیمان شدید كهكالایتان را جز در برابر هر دینار سرمایه یك دینار سود نفروشید! امام اصلسرمایه را برداشت و سودش را نپذیرفت و فرمود: اى مصادف! چكاچك شمشیرها ازكسب روزى حلال آسان‎تر است. (2)
    حقیقت این است كه امام در نهایتعلاقه به كار و تلاش، هرگز فریفته درخشش درهم و دینار نمى‏شد و مى‏دانستكه بهترین كار از نظر خداوند تقسیم دارایى خود با نیازمندان است، حقیقتىكه ما هرگز از عمق جان بدان ایمان عملى نداشته و نداریم. امام خود دربارهباغش مى‏فرمود: وقتى خرماها مى‏رسد، مى‏گویم دیوارها را بشكافند تا مردموارد شوند و بخورند. همچنین مى‏گویم ده ظرف‏ خرما كه بر سر هر یك ده نفربتوانند بنشینند، آماده سازند تا وقتى ده نفر خوردند، ده نفر دیگر بیایندو هر یك، یك مد خرما بخورند. آنگاه مى‏خواهم براى تمام همسایگان باغ(پیرمرد، پیرزن، مریض، كودك و هر كس دیگر كه توان آمدن به باغ را نداشته)یك مد خرما ببرند. پس مزد باغبان و كارگران و ... را مى‏دهم و باقى‎ماندهمحصول را به مدینه آورده بین نیازمندان تقسیم مى‏كنم و دست آخر از محصولچهار هزار دینارى، چهارصد درهم برایم ‏مى‏ماند. (3) [/color]


    »ساده زیستى و همرنگى با مردم
    امامهمانند مردم معمولى لباس مى‏پوشید و در زندگى رعایت اقتصاد را مى‏كرد.مى‏فرمود: بهترین لباس در هر زمان، لباس معمول همان ‏زمان است. لذا (4)گاه لباس نو و گاه لباس وصله‎دار بر تن ‏مى‏كرد. لذا وقتى سفیان ثورى بهوى اعتراض مى‏كرد كه: پدرت على‏ لباسى چنین گرانبها نمى‏پوشید، فرمود:زمان على علیه السلام زمان فقر و اكنون زمان غنا و فراوانى است و پوشیدنآن لباس در این زمان، لباس شهرت است و حرام ... پس آستین خود را بالا زد ولباس زیر را كه خشن بود، نشان داد و فرمود: لباس زیر را براى خدا و لباسنو را براى شما پوشیده‏ام. (5)
    با این همه حضرت همگام و همسان بامردم بود و اجازه نمى‏داد، امتیازى براى وى و خانواده‏اش در نظر گرفتهشود. و این ویژگى ‏هنگام بروز بحران‏هاى اقتصادى و اجتماعى بیشتر بروزمى‏یافت. از جمله در سالى كه گندم در مدینه نایاب شد، دستور داد گندم‏هاى‏موجود در خانه را بفروشند و از همان، نان مخلوط از آرد جو و گندم كهخوراك بقیه مردم بود، تهیه كنند و فرمود: «فان الله ‏یعلم انى واجداناطعمهم الحنطه على وجهها ولكنى ‏احب ان یرانى ‏الله قد احسنت تقدیرالمعیشه.»
    (6) خدا مى‏داند كه مى‏توانم به بهترین صورت نان گندمخانواده‏ام را تهیه كنم؛ اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه‎ریزىصحیح‏ زندگى ببیند.


    ==========
    پى‏نوشت‎ها:
    1- بحارالانوار، ج‏47، ص‏56.
    2-همان، ص‏59/ «سبحان الله تحلفون على قوم الا تبیعونهم الا بربح الدیناردینارا ... ثم قال: یا مصادف! مجالده ‏السیوف اهون‏ من طلب الحلال.»
    3- وسایل الشیعه، ج‏16، ص 488.
    4- بحارالانوار، ج‏47، ص 54.
    5- اعیان الشیعه، ج 1، ص 660.
    6- همان، ص‏59.

  2. #2
    کاربرسایت اعتقادات آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۵-۲۲
    نوشته ها
    4,726
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 2 در 2 پست

    Re: **نگاهی به سیره امام صادق(ع)**

    »شجاعت
    امامصادق علیه السلام در برابر ستمگران از هر طایفه و رتبه‏اى به سختى‏مى‏ایستاد و این شهامت را داشت كه سخن حق را به زبان آورد و اقدامحق‎طلبانه را انجام دهد، هر چند با عكس العمل تندى رو به ‏رو شود. لذاوقتى منصور از او پرسید: چرا خداوند مگس را خلق‏ كرد؟ فرمود: تا جباران راخوار كند. و به این ترتیب منصور را متوجه قدرت الهى كرد. (7) و آنگاه كهفرماندار مدینه در حضور بنى‎هاشم در خطبه‏هاى نماز به على علیه السلامدشنام داد، امام چنان ‏پاسخى كوبنده داد كه فرماندار خطبه را ناتمام گذاشتو به سوى ‏خانه‏اش راهى شد. (8)

    »همزیستى و مدارا با مسلمانان
    امامصادق علیه السلام شیعیان را به همزیستى با اهل تسنن دعوت مى‏كرد تا به اینطریق هم شیعیان از جامعه اكثریت منزوى نشوند و هم بتوان‏ احكام و اصولشیعى را با ملاطفت ‏به آنان منتقل كرد. از این روى ‏در مدار حق با مسامحهبا آنان رفتار مى‏شد، اما این سهل گرفتن ‏هرگز به معناى زیر پاى گذاشتناصول نبود و آن جا كه مسئله اصولى ‏در میان بود، حضرت هرگز تسلیم نمى‏شد.از جمله در یكى از سفرها، امام صادق علیه السلام به حیره (میان كوفه وبصره) آمد. در آن‏ جا منصور دوانیقى به خاطر ختنه فرزندش جمعى را بهمهمانى دعوت كرده بود.
    امام نیز ناگزیر در آن مجلس حاضر شد. وقتى كهسفره غذا را انداختند، هنگام صرف غذا، یكى از حاضران آب خواست ولى به جاى‏آن، شراب آوردند، وقتى ظرف شراب را به او دادند، امام بى‏درنگ ‏برخاست ومجلس را ترك كرد و فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ملعون‏مَن ‏جلس على مائده یشرب علیها الخمر» (9) ؛ ملعون است كسى كه در كنارسفره‏اى بنشیند كه در آن سفره شراب ‏نوشیده شود.
    امام حتى در مجالسعمومى خلیفه نیز حاضر نمى‏شد؛ زیرا حكومت را غاصب مى‏دانست و حاضر نبود باپاى خود بدان جا برود، زیرا با این كار از ناحق بودن آنان، چشم‎پوشى مى‏شدو تنها زمانى كه ‏اجبار بود به خاطر مصالح اهم به آنجا مى‏رفت؛ لذا منصورضمن ‏نامه‏اى به وى نوشت: چرا تو به اطراف ما مانند سایر مردم ‏نمى‏آیى؟امام در پاسخ نوشت: نزد ما چیزى نیست كه به خاطر آن از تو بترسیم وبیاییم، نزد تو در مورد آخرتت چیزى نیست كه به آن ‏امیدوار باشیم. تونعمتى ندارى كه بیاییم و به خاطر آن به تو تبریك بگوییم و آنچه كه اكنوندارى آن را بلا و عذاب نمى‏دانى تا بیاییم و تسلیت‏ بگوییم. منصور نوشت:بیا تا ما را نصیحت كنى. امام نیز نوشت:
    كسى كه آخرت را بخواهد، با تو همنشین نمى‏شود و كسى كه دنیا را بخواهد، به خاطر دنیاى خود تو را نصیحت ‏نمى‏كند. (10)


    ==========
    پى‏نوشت‎ها:
    7- تهذیب الكمال، ج 5، ص 92، (یا ابا عبدالله لم خلق الله ‏الذباب، فقال: لیذل به الجبابره)
    8- وسایل الشیعه، ج ‏16، ص‏423.
    9- فروع كافى، ج‏ 6، ص 268.
    10- مستدرك الوسایل، ج 2، ص 438.

  3. #3
    کاربرسایت اعتقادات آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۵-۲۲
    نوشته ها
    4,726
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 2 در 2 پست

    Re: **نگاهی به سیره امام صادق(ع)**

    »علم امام صادق علیه السلام و اقدامات وى [/size:2k5s3mlj]
    [color=#31859b:2k5s3mlj]آنچهبه دوره امامت ‏حضرت امام صادق علیه السلام ویژگى خاصى بخشیده، استفاده ازعلم بى‏كران امامت، تربیت دانش‎ طلبان و بنیان‎گذارى ‏فكرى و علمى مذهبتشیع است. در این باره چهار موضوع قابل توجه‏است: [/color]

    الف- دانش امام.
    ب- ویژگى‏هاى عصر آن حضرت كه منجر به حركت علمى و پایه‎ریزى ‏نهضت علمى شد.
    ج- اولویت‏ها در نهضت علمى.
    د- شیوه‏ها و اهداف و نتایج این نهضت علمى
    .

    الف- دانش امام
    [color=#31859b:2k5s3mlj]شیخمفید مى‏نویسد: آن قدر مردم از دانش حضرت نقل كرده‏اند كه به ‏تمام شهرهامنتشر شده و كران تا كران جهان را فرا گرفته است و از احدى از علماىاهل‏بیت علیهم السلام این مقدار احادیث نقل‏ نشده است ‏به این اندازه كهاز آن حضرت نقل شده. اصحاب حدیث، راویان آن حضرت را با اختلاف آرا ومذاهبشان گرد آورده و عددشان‏ به چهار هزار تن رسیده و آن قدر نشانه‏هاىآشكار بر امامت آن ‏حضرت ظاهر شده كه دلها را روشن و زبان مخالفان را ازایراد شبهه لال كرده است. (11)
    سید مؤمن شافعى نیز مى‏نویسد: مناقب آن حضرت بسیار است تا آنجا كه شمارشگر حساب ناتوان است از آن. (12)
    ابوحنیفه مى‏گفت: من هرگز فقیه‏تر از جعفر بن محمد ندیده‏ام و او حتما داناترین امت اسلامى است. (13)
    حسنبن زیاد مى‏گوید: از ابوحنیفه پرسیدم: به نظر تو چه كسى در فقه سرآمد است؟گفت: جعفر بن محمد. روزى منصور دوانیقى به من ‏گفت: مردم توجه زیادى بهجعفر بن محمد پیدا كرده‏اند و سیل جمعیت ‏به سوى او سرازیر شده است.پرسش‎هایى دشوار آماده كن و پاسخ‏هایش ‏را بخواه تا او از چشم مسلمانانبیفتد. من چهل مسئله دشوار آماده كردم. هنگامى كه وارد مجلس شدم، دیدمامام در سمت راست‏ منصور نشسته است. سلام كردم و نشستم. منصور از منخواست‏ سوالاتم ‏را بپرسم. من یك یك سؤال مى‏كردم و حضرت در جوابمى‏فرمود: در مورد این مسئله، نظر شما چنین و اهل ‏مدینه چنان است و فتواىخود را نیز مى‏گفتند كه گاه موافق و گاه مخالف ما بود. (14) [/color]


    [size=85:2k5s3mlj]==========
    پى‏نوشت‎ها:
    11- ارشاد مفید، ص 254.
    12- منتهى الآمال، ج 2، ص‏139.
    13- الامام الصادق و ابوزهره، ص 224/ جامع المسانید، ص 222.
    14- منتهى الآمال، ج 2، ص 140.

  4. #4
    کاربرسایت اعتقادات آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۵-۲۲
    نوشته ها
    4,726
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 2 در 2 پست

    Re: **نگاهی به سیره امام صادق(ع)**

    ب- ویژگى‏هاى عصر آن حضرت
    [size=100:2e4rxidd][color=#31859b:2e4rxidd]عصرامام صادق علیه السلام همزمان با دو حكومت ‏مروانى و عباسى بود كه‏ انواعتضییق‏ها و فشارها بر آن حضرت وارد مى‏شد، بارها او را بدون آن كه جرمىمرتكب شود، به تبعید مى‏بردند. از جمله یكبار به ‏همراه پدرش به شام و باردیگر در عصر عباسى به عراق رفت. یكبار در زمان سفاح به حیره و چند بار درزمان منصور به حیره، كوفه و بغداد رفت.
    با این بیان، این تحلیل كهحكومتگران به دلیل نزاع‏هاى خود، فرصت آزار امام را نداشتند و حضرت در یكفضاى آرام به تاسیس‏ نهضت علمى پرداخت، به صورت مطلق پذیرفتنى نیست، بلكهامام با وجود آزارهاى موسمى اموى و عباسى از هر نوع فرصتى استفاده مى‏كردتا نهضت علمى خود را به راه اندازد و دلیل عمده رویكرد حضرت، بسته بودنراه‏هاى دیگر بود. چنانچه امام از ناچارى عمدا رو به‏ تقیه مى‏آورد. زیراخلفا در صدد بودند با كوچك‎ترین بهانه‏اى حضرت ‏را از سر راه خود بردارند.لذا منصور مى‏گفت: «هذا الشجى معترض‏ فى الحلق‏»؛ جعفر بن محمد مثلاستخوانى در گلو است كه نه مى‏توان ‏فرو برد و نه مى‏توان بیرون افكند. برهمین اساس خلفا در صدد بودند ولو به صورت توطئه، حضرت را گرفتار و درنهایت‏ شهید كنند. حكایت زیر دلیل این مدعى است:

    جعفر بن محمد بناشعث از اهل تسنن و دشمنان اهل‏بیت علیهم السلام ‏به صفوان بن یحیى گفت:آیا مى‏دانى با این كه در میان خاندان ما هیچ نام و اثرى از شیعه نبود منچگونه شیعه شدم؟ ... منصور دوانیقى روزى به پدرم محمد بن اشعث گفت: اىمحمد! یك نفر مرد دانشمند و با هوش براى من پیدا كن كه ماموریت ‏خطیرى بهاو بتوانم واگذار كنم. پدرم ابن مهاجر (دایى مرا) معرفى كرد.
    منصوربه او گفت: این پول را بگیر و به مدینه نزد عبدالله بن ‏حسن و جماعتى ازخاندان او از جمله جعفر بن محمد (امام صادق علیه السلام) برو و به هر یكمقدارى پول بده و بگو: من مردى غریب از اهل ‏خراسان هستم كه گروهى ازشیعیان شما در خراسان این پول ‏را داده‏اند كه به شما بدهم مشروط بر اینكه چنین و چنان (قیام ‏علیه حكومت) كنید و ما از شما پشتیبانى مى‏كنیم.وقتى پول را گرفتند، بگو: چون من واسطه پول رساندن هستم، با دستخط خود،قبض ‏رسید بنویسید و به من بدهید. ابن مهاجر به مدینه آمد و بعد از مدتىنزد منصور برگشت. آن موقع پدرم هم نزد منصور بود. منصور به ابن مهاجر گفت:تعریف كن چه خبر؟ ابن مهاجر گفت: پول‏ها را به مدینه بردم و به هر یك ازخاندان مبلغى دادم و قبض رسید از دستخط خودشان گرفتم غیر از جعفر بن محمد(امام صادق عله السلام) كه من ‏سراغش را گرفتم. او در مسجد مشغول نمازبود. پشت ‏سرش نشستم او تند نمازش را به پایان برد و بى ‏آن كه من سخنىبگویم به من گفت: اى مرد! از خدا بترس و خاندان رسالت را فریب نده كه آنهاسابقه ‏نزدیكى با دولت ‏بنى مروان دارند و همه (بر اثر ظلم) نیازمندند.
    من پرسیدم: منظورتان چیست؟ آن حضرت سرش را نزدیك گوشم آورد و آنچه بین من و تو بود، باز گفت. مثل این كه او سومین‏ نفر ما بود.
    منصورگفت: «یابن مهاجر اعلم انه لیس من اهل‏بیت نبوة ‏الا وفیه محدث و ان ‏جعفربن محمد محدثنا»؛ اى پسر مهاجر، بدان كه هیچ خاندان نبوتى نیست مگر این كهدر میان آنها محدثى (فرشته‏اى از طرف خدا كه با او تماس دارد و اخبار رابه او خبر مى‏دهد.) هست و محدث خاندان ما جعفر بن ‏محمد علیه السلام است.
    فرزند محمد بن اشعث مى‏گوید: پدرم گفت: همین(اقرار دشمن) باعث ‏شد كه ما به تشیع روى آوریم. (15)
    آرىاین همه نشان از اختناق و فشارى دارد كه مانع از هر نوع ‏اقدام علیه حكومتوقت مى‏شد، لذا امام به سوى تنها راه ممكن كه ‏همان ادامه مسیر پدربزرگوارش امام باقر علیه السلام بود، روى آورد و از در دانش و علم واردشد. [/color][/size]

    ==========
    پى‏نوشت‎ها:
    15- اصول كافى، ج 1، ص 475.

  5. #5
    کاربرسایت اعتقادات آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۵-۲۲
    نوشته ها
    4,726
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 2 در 2 پست

    Re: **نگاهی به سیره امام صادق(ع)**

    ج- اولویت‏ها در نهضت علمى
    [size=100:12jndhhz][color=#31859b:12jndhhz]حال باید توضیح داد كه در این مسیر حضرت، چه چیزى محتواى این ‏نهضت علمى را تعیین مى‏كرد؟
    حقیقتاین است كه جریان نفاق، خطرناك‏ترین انحرافى است كه از زمان پیامبر اكرمصلی الله علیه و آله شروع شده و در آیات مختلفى بدان اشاره شده‏ است،مانند آیات ‏7 و 8 سوره منافقین. این حركت هر چند در زمان ‏پیامبر نتوانستدر صحنه اجتماعى بروز یابد، اما از اولین لحظات ‏رحلت، تمام هجمه‏هاىمنافقان به یكباره بر سر اهل‏بیت علیهم‏السلام فرو ریخت. لذا مرحوم علامهطباطبایى مى‏نویسد:

    هنگامى كه خلافت از اهل‏بیت علیهم السلامگرفته شد، مردم روى این‏ جریان از آنها روی‎گردان شدند و اهل‏بیت علیهمالسلام در ردیف ‏اشخاص عادى بلكه به خاطر سیاست دولت وقت، مطرود از جامعه‏شناخته شدند و در نتیجه مسلمان‏ها از اهل‏بیت علیهم السلام دور افتادند واز تربیت علمى و عملى آنان محروم شدند. البته امویان ‏به این هم بسندهنكردند و با نصب علماى سفارشى خود، كوشیدند از مطرح شدن ائمه‏ اطهار علیهمالسلام از این طریق نیز جلوگیرى كنند. چنانچه معاویه رسما اعلام كرد: كسىكه علم و دانش قرآن نزد اوست، عبدالله بن سلام است و در زمان عبدالملكاعلام شد: كسى جز عطا حق فتوا ندارد و اگر او نبود، عبدالله بن نجیع فتوادهد،از سوى دیگر مردم از تفسیر قرآن نیز چون علم اهل‏بیت علیهم‏السلاممحروم ماندند با داستان‎هاى یهود و نصارى آمیخته شد و نوعى فرهنگ التقاطىدر گذر ایام شكل گرفت. رفته رفته كه‏ قیام‎هاى شیعى اوج گرفت و گاه فضاهاىسیاسى به دلایلى باز شد، دو نظریه قیام مسلحانه و نهضت فرهنگى در اذهانمطرح شد. چون ‏قیام‏هاى مسلحانه به دلیل اقتدار حكام اموى و عباسى عمومابا شكست رو به رو مى‏شد، نهضت امام صادق علیه السلام به سوى حركتى علمى‏مى‏توانست ‏سوق پیدا كند تا از این گذر علاوه بر پایان دادن به‏ ركود وسكوت مرگبار فرهنگى، اختلاط و التقاط مذهبى و دینى و فرهنگى نیز زدودهشود. لذا اولویت در نهضت امام بر ترویج و شكوفایى فرهنگ دینى و مذهبى وپاسخگویى به شبهات و رفع التقاط شكل گرفت. [/color][/size]

  6. #6
    کاربرسایت اعتقادات آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۵-۲۲
    نوشته ها
    4,726
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 2 در 2 پست

    Re: **نگاهی به سیره امام صادق(ع)**

    د- شیوه‏ها و اهداف نهضت علمى و فرهنگى
    1- تربیت راویان
    ازگذر ممنوعیت نقل احادیث در مدت زمان طولانى توسط حكام اموى، احساس نیازشدید به نقل روایات و سخن پیامبر اکرم، امیرمومنان علیه السلام، امام صادقعلیه السلام را وامى‏داشت ‏به تربیت راویان در ابعاد مختلف آن روى آورد.لذا اینك از آن امام در هر زمینه‏اى روایت ‏وجود دارد.
    آرى، راویانبا فراگرفتن هزاران حدیث در علومى چون تفسیر، فقه، تاریخ، مواعظ، اخلاق،كلام، طب، شیمى و ... سدى در برابر انحرافات ‏ایجاد كردند. امام صادق علیهالسلام مى‏فرمود: ابان بن تغلب سى هزار حدیث ‏از من روایت كرده است. پسآنها را از من روایت كنید. (16)
    محمد بن مسلم هم شانزده هزار حدیث ازحضرت فرا گرفت. (17) و حسن‏ بن على‏ وشا مى‏گفت: من در مسجد كوفه نهصد شیخرا دیدم كه همه‏ مى‏گفتند: جعفر بن محمد برایم چنین گفت. (18)
    اینحجم گسترده از راویان در واقع، كمبود روایت از منبع‏ بى‏پایان امامت را درطى دوره‏هاى مختلف توانست جبران كند و از این حیث امام به موفقیت لازم دست‏یافت.
    آرى، روایت از این امام منحصر به شیعه نشد و اهل تسنن نیزروایات فراوانى در كتب خود آوردند. ابن عقده و شیخ طوسى در كتاب رجال ومحقق حلى در المعتبر و دیگران آمارى داده‏اند كه ‏مجموعا راویان از امامبه چهار هزار نفر مى‏رسند و اكثر اصول ‏اربعماءئه از امام صادق علیهالسلام است و همچنین اصول چهارصدگانه اساسى‏ كتب اربعه شیعه (كافى، منلایحضره الفقیه، التهذیب، الاستبصار)را تشكیل دادند.

    2- تربیت مبلغان و مناظره كنندگان
    علاوهبر ایجاد خزائن اطلاعات (راویان) كه منابع خبرى موثق تلقى‏ مى‏شدند، حضرتبه ایجاد شبكه‏اى از شاگردان ویژه همت گمارد تا به ‏دومین هدف خود یعنىزدودن اختلاط و التقاط همت گمارند و شبهات‏ را از چهره دین بزدایند. هشامبن حكم، هشام بن سالم، قیس، مؤمن ‏الطاق، محمد بن نعمان، حمران بن اعین و... از این دست ‏شاگردان‏ مبلغ هستند. براى نمونه، مناظره‏اى از صدهامناظره را با هم‏ مى‏خوانیم:
    هشام بن سالم مى‏گوید: در محضر امامصادق علیه السلام بودیم كه مردى از شامیان وارد شد و به امر امام نشست.امام پرسید: چه مى‏خواهى؟
    گفت: به من گفته‏اند شما داناترین مردم هستید، مى‏خواهم چند سؤال ‏بكنم. امام پرسید: درباره چه چیز؟
    گفت: در قرآن، از حروف مقطعه و از سكون و رفع و نصب و جر آن.
    امامفرمود: اى حمران! تو جواب بده. او گفت: من مى‏خواهم با خودتان سخن بگویم.امام فرمود: اگر بر او پیروز شدى، بر من ‏غلبه كرده‏اى! مرد شامى آن قدراز حمران سؤال كرد و جواب شنید كه خود خسته شد و در جواب امام كه: خوب چهشد؟ گفت: مرد توانایى ‏است. هر چه پرسیدم، جواب داد. آنگاه به توصیه امامحمران سوالى ‏پرسید و مرد شامى در جواب آن درمانده شد. آنگاه خطاب به حضرت‏گفت: در نحو و ادبیات مى‏خواهم با شما سخن بگویم. حضرت از ابان ‏خواست‏با او بحث كند و باز آن مرد ناتوان شد. تقاضاى مباحثه در فقه كرد كه امامزرارة ‏بن ‏اعین را به وى معرفى كرد. در علم كلام، مؤمن الطاق، دراستطاعت، حمزة بن محمد، در توحید، هشام بن سالم ‏و در امامت، هشام بن حكمرا معرفى كردند و او مغلوب همه شد.
    امام چنان خندید كه دندان‎هایشمعلوم شد. مرد شامى گفت: گویا خواستى به من بفهمانى در میان شیعیانت چنینمردمى هستند. امام ‏پاسخ داد. بلى! و در نهایت او نیز در جرگه شیعیان داخلشد. (19)

    3- برخورد با انحرافات ویژه
    امامعلاوه بر آن دو حركت اصولى، براى رفع انحرافات ویژه نیز مى‏كوشید، مانندآنچه از مرام ابوحنیفه در عراق گریبان شیعیان ‏را گرفته بود، یعنى مذهبقیاس.
    چون در عراق تعداد زیادى از شیعیان نیز زندگى مى‏كردند و باسنى‏ها از حیث فرهنگى و اجتماعى تا حدودى در آمیخته بودند، لذا احتمالتاثیرپذیرى از قیاس وجود داشت. یعنى یك آفت درونى كه ‏مى‏توانست ‏شیعیانرا تهدیدكند، لذا امام در محو مبانى مذهب قیاس‏ و استحسان تلاش كرد.
    مبارزهبا برداشت‏هاى جاهلانه و قرائت‎هاى سلیقه‏اى از دین نیز در مكتب امامجایگاه ویژه‏اى داشت و حضرت علاوه بر حركت كلى و مسیر اصلى، به صورت موردىبا این انحرافات مبارزه مى‏كرد. از جمله آنها حكایت معروفى است كه با هممى‏خوانیم:
    حضرت مردى را دید كه قیافه‏اى جذاب داشت و نزد مردم بهتقوا مشهور بود. او دو عدد نان از دكان نانوایى دزدید و به سرعتزیرجامه‏اش مخفى كرد و بعد هم دو عدد انار از میوه فروشى سرقت كرد و بهراه افتاد. وقتى به مریضى مستمند رسید، آنها را به او داد. امام صادق علیهالسلام شگفت‎زده نزد او رفت و گفت: چه مى‏كنى؟ او پاسخ داد: دو عدد نان ودو عدد انار برداشتم. پس چهار خطا كردم‏ و خدا مى‏فرماید: (من جاء بالسیئةفلا یجزى الا مثلها)؛ هر كس كار بدى بكند كیفر نمى‏بیند مگر مثل آن را. پسمن چهار گناه دارم.
    از طرف دیگر چون خدا مى‏فرماید: (من جاء بالحسنهفله عشرا مثالها)؛ هر كس یك كار نیك انجام دهد، برایش ده برابر ثواب ‏هست.و من چون آن چهار چیز (دو نان و دو انار) را به فقیر دادم، پس چهل حسنهدارم كه اگر چهار گناه از آن كم كنم، 36حسنه برایم مى‏ماند!
    امام دربرابر این برداشت و قرائت ناصواب كه بر عدم درك و احاطه كامل به مبانى فهمآیات بنا شده بود، پاسخ داد كه (انما یتقبل الله من المتقین)؛ خداوند كارنیك را از متقین قبول ‏دارد. یعنى اگر اصل عمل نامشروع شد، ثوابى بر آننمى‏تواند مترتب باشد.
    آرى، دورى از منبع وحى و اخبار اهل‏بیت رسالت،سبب شد مردانى ‏پاى به عرصه گذارند و ادعاى فضل كنند كه هرگز مبانى فكرىقرآن ‏و دین را به خوبى نفهمیده‏اند و از این روى همواره، خود و پیروانشانرا به راه خطا رهنمون مى‏شوند. (20)


    ==========
    پى‏نوشت‎ها:
    16- رجال نجاشى، ج 1، ص 78 و79/ معجم رجال الحدیث، ج 1، ش 28.
    17- رجال كشى، ج 1، ص‏386.
    18- همان، ص 138 و139.
    19- بحارالانوار، ج‏47، ص 408.
    20- وسایل الشیعه، ج 2، ص‏57.


    مولف: محمد ابواحسان

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۷-۲۳-۸۹, ۰۹:۰۱
  2. خطر شیعیان بسیار بیشتر از یهود و مسیحیت است!
    توسط Vesal در انجمن اخبار شیعه
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۸-۲۱-۸۸, ۱۸:۳۶
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۶-۲۵-۸۶, ۱۹:۴۵

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •