نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: آشنايي با علم « اصول فقه »

  1. #1
    کاربرسایت اعتقادات آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۵-۲۳
    نوشته ها
    4,726
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 2 در 2 پست

    آشنايي با علم « اصول فقه »

    بسم الله الرحمن الرحیم



    « علم اصول ، منطق علوم و معارف دينى »


    " استاد گرانقدر شیخ محمّد سند "



    در روند تكاملى علم اصول، هر يك از نظامهاى اصولى و مكاتب وابسته به آن،سعى داشته‏اند تعريفى فراگير براى اين علم ارائه دهند كه خود بخشى از كتباصول را پر كرده است.

    به نظر ما - با توجه به كاربرد علم اصول - مى‏توان آن را « منطق معرفت دينى‏ » و « ميزان سنجش فقه كل دين‏ » - و نه فقه به معناى اصطلاحى‏اش - دانست.

    همان‏گونه كه علم منطق، ميزان سنجش و معيار تفكر صحيح در معارف بشرى است،علم اصول هم، منطق تفكرات و معارف در حوزه‏ى علوم وابسته به دين است.


    ميزان و معيار صحت و سقم استدلالهاى به كار رفته در علوم دينى مى‏باشد.


    بسيارى از بحث‏هاى مقدماتى اين علوم، رابطه‏ى تنگاتنگى با اصول دارند. درعلم تفسير مباحثى همچون حجيت ظواهر كتاب مجيد، حجيت تاويل و موارد نزول،

    حجيت قرائات سبعه، ثبوت نسخ، نسبت‏حجيت قرآن با حجيت‏سنت، همگى با ابزارهاى اصولى قابل بررسى و تحقيق است.

    در علم كلام، بحث‏حجيت عقل نظرى و عملى و شئون مربوط به آن و حجيت ادراكات و طرق آن، تمامى به بركت قواعد اصولى است.

    در فوائد رجالى علم رجال بحث‏هاى اصولى مهمى همچون منشا حجيت قول رجالى و حجيت قرائن و امارات توثيق ديده مى‏شود.

    در مباحث تاريخى مربوط به تاريخ اسلام نيز بحث‏هايى همچون حجيت قول و عمل،سيره رسول الله (ص)، چگونگى تعارض و ترجيح اقوال راويان تاريخ و سيره وغزوات پيامبر و كيفيت‏حل آنها،

    به چشم مى‏خورد كه همگى بحث‏هاى اصولى‏اند.

    در عرفان هم يكى از ادوات معرفت، كشف و شهود است كه در معرفت توحيدى ونبوى و ولوى و اخروى و درجات وجودى انسانى نقش بسزايى دارد. ولى يك نكتهدر آن بسيار حايز اهميت است و آن اين كه چگونه بين كشف و شهود رحمانى وكشف شيطانى امتياز دهيم؟ حجيت مكاشفات رحمانى و ميزان روشنگرى آنها ازحقايق و واقعيات به چه كيفيت است؟ و اين خود يكى از مباحث كليدى عرفان استو بزرگان اين طريق متذكر آن شده‏اند كه بايد مكاشفات و شهودات، بر كتاب وسنت عرضه شوند تا بتوان براى آنها درجاتى از حجيت قايل شد و اين جاست كهعرصه جولان علم اصول است.


    قواعد اطلاق و تقييد، عام و خاص، ناسخ و منسوخ، ظاهر و باطن، محكم و متشابه و موازين تعارض، در اين ميدان كاربرد وسيعى دارند.


    بحث‏حجيت تاويلات و اين كه آيا از قبيل ظهورات است‏يا خير؟ تاويل بهعهده‏ى چه كسى است و در چه زمينه‏هايى برد دارد؟ همگى ابحاث اصولى‏اند.

    آن قسمت از علم اخلاق كه متكفل آداب دينى است، از آن جايى كه با مباحثنقلى و آيات و روايات سروكار دارند، باز در تحليل و بررسى اينها محتاج علماصولند.

    سعه و ضيق، اطلاق و تقييد، عموم و خصوص ادله‏ى نقلى و ترابط عقل ونقل در اين محدوده و نسبت‏سنجى احكام عقلى با احكام نقلى از اين قبيلند.

    اينها گوشه‏اى بود از شواهدى بر كيفيت تاثير علم اصول بر ساير علوم دينى كه به طور اجمال بيان شد.

  2. #2
    کاربرسایت اعتقادات آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۶-۰۵-۲۳
    نوشته ها
    4,726
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 2 در 2 پست

    Re: آشنايي با علم « اصول فقه »

    جالب اين جاست كه علم اصول از حيث ابواب و مباحث، شباهتى به علم منطقدارد. در علم منطق دو بحث مهم (مباحث لفظ و دلالت) و (مباحث‏حجت) هست

    كه در علم اصول هم اين دو باب موجود است. مباحثى همچون استقراء، هرمنوتيك،زبان دين، تجربه‏ى دينى، شديدا وابسته به سيستم اصولى است.

    هر دو علم ميزانى براى كنترل خطا در تفكرات و استدلالات هستند. يكى در تفكرات بشرى و ديگرى در تفكرات دينى.

    البته اين به آن معنا نيست كه ما علم منطق را در استدلالات دينى وتقييم كيفيت آنها بى‏تاثير مى‏دانيم بلكه ما علاوه بر نقش علم منطق درشيوه استدلالات دينى،

    براى علم اصول هم نقش مشابهى قايليم.


    شايد بتوان گفت كه شالوده معرفت‏بشرى بر كاوش‏هاى عقل نظرى نهاده شده ولى پايه‏ى معرفت دينى بر كاوش‏هاى عقل عملى قرار گرفته است.

    و از اين بابت است كه در قرآن و سنت، جهل در مقابل عقل قرار گرفته ، نه در مقابل علم. اين رويكرد نشانگر كاربرد عقل عملى است و رويكرد دوم، نشانگر كاربرد عقل نظرى.


    شاخص معرفتدينى اين است كه عمل و مسئوليت‏ ، به دنبال باور مى‏آيد ولى در معرفت‏بشرى تنها ادراك و باور است و نتيجه‏ى عملى، لازمه‏ى قهرى آن نيست.


    «حجيت اصولى‏» شاهدى بر اين مدعاست. در حجيت اصولى، بايد و نبايد پيداست ولى در حجيت منطقى، صرفا هست و نيست‏يافت مى‏شود.

    دليل بر اين كه علوم دينى مبتنى بر ضوابط و قواعد اصولى است، اين است كهمنبع اصلى آن علوم، كتاب و سنت و عقل است و آثار و فوائد آن علوم هم آثارشرعى است

    و قرائت متون دينى براى ترتيب آثار دينى، بدون ابزار اصولى ممكن نيست.


    علم اصول، ميزان فهم زبان دين است و اصولِ فقهِ كلِّ دين است !


    و از اين جهت‏ ، بين مباحث اعتقادى و اخلاقى و حقوقى و... فرقى نيست.بحث (حجيت) كه يك بحث اصولى است‏شامل حجج قطعى - اعم از نقلى و عقلى - است

    و لذا در تمام اين حوزه‏ها كاربرد ويژه‏اى دارد. بسيار بجاست تعبيرى را ازاستاد محقق، مرحوم آقا ميرزا هاشم آملى (ره) نقل كنم كه ايشان از استادخود مرحوم آقا ضياء عراقى نقل مى‏فرمود كه:

    «علم اصول، پاسبان و نگاهبان دين است‏» چرا كه موازين اصولى بر روند حركات فكرى تمام علوم دينى سيطره دارد و ميزان صحت و سقم استدلالات حوزه‏هاى مختلف دينى است.


    يكى از مباحث اساسى علم منطق، صناعات خمس است. برهان، خطابه، جدل و مغالطه در تفكر دينى مرهون تضلع و تسلط بر موازين اصولى است.

    استحكام برهان، كشف مغالطه و تشخيص جدل و تمييز خطابه از برهان در سايه‏ى علم اصول ميسر است.


    لذا هر چه تسلط بر علم اصول بيشتر باشد، در معارف دينى بهتر مى‏توان استدلال نمود، بهتر مى‏توان مغالطات را كشف كرد

    و اما عدم تسلط بر اين موازين، باعث توليد نظريه‏هاى سست و ضعيف مى‏شود و در دفاع عقلانى از حوزه‏ى تفكرات دينى كوتاهى مى‏شود.




    خلاصه اين كه بحثهاى مهمى در علوم مختلف، مرهون نكات اصولى است. بحثهايى همچون:


    - رابطه‏ى حوزه‏ى حجيت عقل و نقل.
    - حقيقت‏حجيت احكام عقلى كه آيا از مقوله‏ى درك است‏يا انشاء؟
    - حجيت قطع و تمام شعب و فروع آن.
    - حقيقت نسخ در شريعت و رابطه‏ى آن با علم و بداء.
    - مساله‏ى اعتبار و حقيقت آن و رابطه‏ى آن با حقايق تكوينى - كه مرحومعلامه‏ى طباطبايى در چند جا نكات و تحقيقات بسيار دقيق و جالبى دارند كهنشات گرفته از
    افكار اصولى بزرگانى چون نائينى و اصفهانى است - .
    - معناى حرفى و تحليل آن كه تاثيرى عميق در بحث وجود حرفى و درك معناى آن دارد.
    - رابطه‏ى لفظ و معنا.
    - حقيقت احكام ظاهرى و رابطه‏ى آن با حكم واقعى كه در حقيقت‏بحثى است راجع به ارتباط اراده‏ى تشريعى و تكوينى.
    - رابطه‏ى طبايع متضاده با يكديگر و اجتماع طبايع متخالف كه دامنه‏ى بحث اصولى آن بيشتر از دامنه‏ى بحث فلسفى آن است.




    " و السلام علی من اتبع الهدی "

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مرزها و اصول روابط خانواده در قرآن کریم
    توسط Vesal در انجمن خانواده اسلامي
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: ۰۸-۲۲-۸۹, ۱۹:۱۸
  2. اعضای يک فرقه صوفي موهای خود را تراشیدند
    توسط Vesal در انجمن بايگاني خبرگزاري مذهبي گنجينه الهي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۷-۱۸-۸۹, ۲۱:۱۵
  3. فرقه های مختلف صوفیه
    توسط HRG در انجمن صوفیه
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۳-۱۴-۸۹, ۱۶:۴۹
  4. اصول کلی اشکال شرور از نظر عدل الهی
    توسط SHAHRIAR-NOVIN در انجمن عدل
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۹-۲۷-۸۷, ۱۸:۴۶
  5. جايي كه اصول اسلام در خطر است، زهرا(س) هم...
    توسط HRG در انجمن صدیقه زهرا(س)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: ۰۳-۲۱-۸۷, ۲۰:۲۲

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •