پاسخ: استعمار هميشه تلاش مى كند انسان ها را به اسارت بكشاند و در اين راه از هيچ كوششى دريغ نمى كند و براى حفظ قدرت پوشالى خود از هر وسيله اى بهره مى برد.

يكى از سياست هاى قدرتمندان گستاخ و بى پروا، آلوده كردن جوانان به دخانيات و سيگار است و مى بينيم كه امروز قسمت عمده توتون سيگار جهان در آمريكا توليد مى شود.

توتون سيگار در ايالت ويرجينيا و كارولينا مى رويد و پس از عبور از لوله هاى مخصوص و ديدن حرارت، خشك، و به صورت سيگار در مى آيد و به سراسر جهان صادر مى شود.[1]

بى شك، استعمال سيگار براى بدن ضرر دارد و بسيار خطرناك است و انسان هاى بيمار، جامعه اى بزرگ را بيمار مى كنند و اين آرزوى استعمار است.

تركيبات زيان بارى كه در توتون وجود دارد به شرح زير است:

1. اكرولين: مايع بى رنگ و سمى.

2. مونواكسيد كربن: گازى سمى كه مانع انتقال اكسيژن از شش ها به بافت هاى بدن مى شود.

3. نيكوتين: از تركيبات سمى است كه در كشتن حشرات مورد استفاده قرار مى گيرد.

4. آمونياك: تركيبات گازى ازت و هيدروژن كه در كودهاى شيميايى به كار مى رود.

5. اسيد فورميك: تماس با آن سبب ايجاد تاول و خارش در سطح پوست مى شود.

6. سيانيد هيدروژن: مايعى سمى و كشنده است كه به صورت گاز در اتاق گاز براى اعدام به كار مى رود.

7. اكسيدهاى نيتروس: بافت هاى بدن را در قسمت هاى تنفسى غير مقاوم مى كند.

8. فرمالئيد: به جدارهاى مخاطى لطمه وارد مى كند.

9. فنول: تركيبى اسيدى و سمى كه در زغال سنگ يافت مى شود.

10. استالئيد: باعث سوزش چشم و بالا رفتن ضربان قلب مى شود و گلبول هاى سفيد و قرمز را كاهش مى دهد.

11. سولفيد هيدروژن: گازى سمى و خطرناك.

12. پايريدين: در مواد ضد عفونى كننده و دفع آفات نباتى به كار مى رود.[2]

سالانه بيش از دويست ميليون دلار ارز براى تأمين حدود 10 تا 20 درصد سيگار، از كشور خارج مى شود. و حدود بيست هزار هكتار از بهترين زمين هاى زراعى كشور براى كاشت دخانيات اشغال شده است.

با توجه به اين گونه زيان هاى جانى و اقتصادى مصرف سيگار، فقهاى بزرگوار شيعه استعمال آن را حرام مى دانند.مقام معظم رهبرى (مد ظله العالي) مى فرمايد: «استعمال سيگار حرام است در صورت داشتن ضرر معتنابه»[3]. حضرت آيت الله مكارم شيرازى نيز مى فرمايد: «كشيدن سيگار و انواع دخانيات اگر به تصديق اهل اطلاع، ضرر مهمى داشته باشد حرام است».[4]

برخى علماى اهل سنّت نيز، به حرام بودن سيگار فتوا داده اند و دلايلى هم براى حرمت آن ذكر كرده اند و سيگار را موجب مستى و سستى بدن مى دانند و گفته اند: پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) هم از هر چيز مست كننده و ضعف آورى نهى كرده است.

آرى! شخص سيگارى ضعيف و رنگ چهره اش زرد مى شود و دچار سرفه هاى شديد و بيمارى سل مى گردد و استعمال دخانيات موجب اسراف و تبذير و تباهى مال است.

ديگر عالمان اهل سنّت مانند: شيخ الاسلام سنهورى بهوتى حنبلى، شيخ ابراهيم لقانى مالكى، ابوالغيث قشاش مالكى، نجم الدين بن بدرالدين بن عربى غزايى و ابراهيم بن جمعان، سيگار كشيدن را حرام مى دانند.[5]

شيخ عبدالقادر عطا نيز در اين باره مى گويد: «و كانت علة تحريمه انهاك البدن و الحد من نشاطه و الحيلولة بينه و بين أداء ما كلّف به... فضلا عن اتلاف المال دون فائدة»; همه انواع دودها در بدن سستى پديد مى آورد و علت تحريم سيگار اين است كه شادابى را نابود مى كند و موجب مى شود انسان از اداى تكليف عبادى اش باز بماند... علاوه بر اين سيگار كشيدن، اتلاف بى فايده مال است.[6]

شيخ شلتوت هم پس از ذكر ضررهاى بدنى ناشى از مصرف دخانيات و ضررهاى مالى آن، مصرفش را ممنوع مى داند.[7]

دكتر قرضاوى با ذكر نظريات پزشكى تأثير زيانبار سيگار بر ريه ها و دستگاه هاى تنفسى مى گويد: ضرر و زيان تدريجى، مانند ضرر و زيان فورى، مقتضى تحريم است; علاوه بر اين ضررهاى ديگرى در مصرف دخانيات وجود دارد، مانند ضرر و زيان روانى; زيرا اراده انسان را به بردگى مى كشاند و شخص معتاد به سيگار، اگر از دست يابى به آن ناتوان باشد زندگى اش مضطرب مى شود و ما هم نظريه تحريم را ترجيح مى دهيم.[8]

اگر چه برخى علماى اهل سنّت مانند: شيخ ابوسهل محمد بن واعظ حنفى استعمال سيگار را مكروه مى دانند اما بنابر گفته قرضاوى بايد ديد منظورشان كراهت تنزيهى است يا تحريمى؟ به نظر مى رسد كراهت تحريمى را در سخنانشان ظاهرتر مى دانند.[9]

برخى ديگر از علماى اهل سنّت، كشيدن سيگار را مباح دانسته اند; امّا شيخ محمد بن مانع، سخن آنان را نوعى شوخى فرض كرده و گفته است: «ضرر سيگار، ملموس و تخدير آن محسوس و بوى آن مكروه است و مال و دارايى به صورتى بى فايده در آن صرف مى گردد و نبايد فريفته گفته طرفداران مباح بودن آن شد.[10]

نتيجه:

فقهاى شيعه و اهل سنّت در صورتى كه ضررهاى سيگار نزدشان مسلم باشد، بى هيچ ترديدى، به حرمت آن حكم مى دهند و ضررهاى استعمال سيگار هم، امروزه نزد همه انسانها، امر مسلم و ترديد ناپذيرى است.